صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ
بازخوانی زندگی و سرنوشت انقلابیونی مورد حمایت بیگانگان؛

بیگانگان از چه کسانی در داخل حمایت می کنند؟

تاریخ شاهد مردانی است که در زندگی خود دچار انحراف از ارزش ها می شوند و علیرغم گذشته روشن خود آینده تاریکی برای خود رغم می زنند. اما گذشته روشن آنها دلیل نمی شود تا حال کنونی آنها مورد چشم پوشی قرار گیرد.

کد خبر : 8644

تاریخ انتشار : 06/01/1393 - 08:43


بیگانگان از چه کسانی در داخل حمایت می کنند؟

به گزارش خط امید بهشهر؛ مرور تاریخ معاصر ایران اسلامی سرگذشت افرادی را در برابر ما قرار می دهد که در دوره ای با انقلاب همراهی کرده اند اما سرانجام از انقلاب جدا شده اند. افرادی که پس از مدتی با دشمنان انقلاب و دشمنان سابق خود همراهی کرده اند. این پدیده در میان بسیاری از افراد در طول تاریخ اسلام وجود داشته است افرادی که در جمع مسلمانان بوده اند، اما سرانجام دچار انحراف شده اند و حتی به امام حسین (ع) بی حرمتی کرده اند. از جمله این افراد می توان به شمر بن ذی الجوشن و زیاد بن ابیه اشاره کرد که در رکاب امیر المومنین (ع) بودند و از یاران ایشان به حساب می آمدند، اما سرانجام در روز عاشورا در مقابل امام حسین علیه السلام صف آرایی کردند و حرمت اهل بیت رسول خدا (ص) را شکستند.

 در تاریخ انقلاب اسلامی نیز افرادی بودند که از یاران امام (ره) بوده اند اما به مرور زمان دچار انحراف شده اند و به دامن دشمنان اسلام پناهنده شده و به صف آنان پیوسته اند. حداقل دلیل برای انحراف آنها همکاری آنان با دشمنان جمهوری اسلامی و همچنین دشمنان اسلام است، کشورهایی که کارنامه آنها نشان داده است که دشمنی آنها با جمهوری اسلامی به خاطر اسلامی بودن آن است. 

از جمله این افراد می توان به افراد زیر اشاره کرد:

 

ابراهیم یزدی:

ابراهیم یزدی زمانی که امام خمینی(ره) در نوفل لوشاتو بودند به امام پیوست و از همراهان امام بود. با بازگشت امام به ایران او نیز به ایران بازگشت و از سوی امام عضو شورای انقلاب شد. با روی کار آمدن دولت موقت او به عنوان معاون نخست وزیر در امور انقلاب انتخاب شد. همچنین پس از کریم سنجابی به عنوان وزیر خارجه جمهوری اسلامی منصوب شد. در مقطعی نیز به عنوان سرپرست روزنامه کیهان نقش ایفا کرد. در این زمان اولین علائم انحراف از خط انقلاب در او نمایان شد، او در زمان استعفای دولت موقت جزء استعفا دهندگان بود. او سپس برای یک دور به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب شد. اما پس از پایان دوران نمایندگی دیگر نتوانست صلاحیت خود را برای داوطلبی در انتخابات ها به اثبات برساند.

او سپس به نهضت آزادی پیوست و پس از مدتی به ریاست آن حزب منصوب شد.

 

محتشمی پور وزیر کشور در مورد نهضت آزادی در آن زمان می گوید: 
نهضت آزادى پس از استعفا و برکنارى دولت موقت پیوسته در جهت اعلام مخالفت با دولت جمهورى اسلامى، مجلس شوراى اسلامى، و حتى قوه قضائیه و مغشوش کردن اذهان بوده است.

مسئولین نهضت با سمپاشی هاى خود نسبت به سیاست هاى دولت، دفاع مقدس و جنگ، مسئله برائت از مشرکین و فاجعه خونین مکه مکرمه، جهاد مالى و تصمیمات شورای عالى پشتیبانى جنگ و بالاخره فرمایشات اخیر حضرت امام- روحى فداه- راجع به حکومت و ولایت مطلقه، در جهت مبارزه و تضعیف نظام جمهورى اسلامى گام برداشته اند۱

امام راحل نیز در پاسخ این نامه محتشمی پور پاسخ می دهند: ...«نهضت آزادى» و افراد آن از اسلام اطلاعى ندارند و با فقه اسلامى آشنا نیستند. از این جهت، گفتارها و نوشتارهاى آنها که منتشر کرده‏اند مستلزم آن است که دستورات حضرت مولى الموالى امیر المؤمنین را در نصب ولات و اجراى تعزیرات حکومتى که گاهى بر خلاف احکام اولیه و ثانویه اسلام است، بر خلاف اسلام دانسته و آن بزرگوار را - نعوذ باللَّه- تخطئه، بلکه مرتد بدانند! و یا آنکه همه این امور را از وحى الهى بدانند که آن هم بر خلاف ضرورت اسلام است.

نتیجه آنکه نهضت به اصطلاح آزادى و افراد آن چون موجب گمراهى بسیارى از کسانى که بى‏اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند مى‏گردند، باید با آنها برخورد قاطعانه شود، و نباید رسمیت داشته باشند. ۲

یزدی سپس به جمع خارج نشینان مخالف داخل می پیوندد و مورد حمایت دشمنان قرار می گیرد.

 

صادق قطب زاده

مبارزات قطب زاده از دوران جوانی او شروع شد. او در جریان مبارزات ملی شدن صنعت نفت حضور فعال داشت. او به علت فعالیتهایش به عنوان نماینده دانش آموزان وارد نهضت مقاومت ملی شد. در سال ۱۳۳۷ به آمریکا رفت. در زمان حضورش در آمریکا به علت بر هم زدن سخنرانی اردشیر زاهدی در واشنگتن از آمریکا اخراج شد. او پس از اخراج از آمریکا به کشورهای خاورمیانه و آفریقا رفت. او در سال ۱۳۴۳ وارد خاورمیانه عربی شد و از آنجا مبارزاتی را علیه رژیم شاهنشاهی ایران شروع کرد. 

او در سال ۱۳۴۸ به اروپا رفت و در انجمن اسلامی دانشجویان در اروپا و نهضت مقاومت ملی فلسطین فعالیت کرد. با رفتن امام به پاریس او نیز خود را به امام رساند. او همراه امام به ایران بازگشت و عضو شورای انقلاب شد. علی جنتی درباره او می گوید: من با آقای قدوسی ارتباط نزدیک داشتم. یک روز به ایشان گفتم چرا بنی صدر و قطب زاده را در شورای انقلاب راه داده‌اند؟ اگر وضعیت اینها را نمی‌دانستند حداقل از کسانی که در خارج بودند سوال می‌کردند؛ آقای هاشمی رفسنجانی خبر دارد که این‌ها آدم‌ های مذهبی، دینی و شایسته اطمینان نیستند. بعد هم مسایلی را که درباره بنی صدر می‌دانستم از نوع تفکر و نحوه زندگی خانوادگی برای ایشان توضیح دادم. ایشان گفت که آقایان هم دل خوشی از آن‌ها ندارند اما نظر امام این بود که باید در شورای انقلاب باشند که دیگران فکر نکنند آخوندها آمده‌اند تا همه مراکز قدرت را در اختیار خود بگیرند...

 

او سپس در دولت موقت سرپرستی صدا و سیما را برعهده گرفت و پس از آن در اولین انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد. او به تدریج از مناصبش دور شد و چهره دیگری از خود نشان داد.

سر انجام قطب زاده تصمیم بر کودتا و بر اندازی نظام می گیرد. برای این منظور با تعدادی از افسران ارتش صحبت می کند و طرح اجرای یک کودتا و انفجار در کنار بیت امام( ره) را برنامه ریزی می کند. اما قبل از اجرایی شدن طرح کودتا این طرح لو می رود و سبب دستگیری او می شود. 

قطب زاده هم یکی دیگر از کسانی بود که از ابتدای انقلاب با آن همراهی کرد و خود را به حلقه یاران نزدیک امام رساند اما پس از مدتی وقتی که در امتحانات جمهوری اسلامی قرار گرفت مردود شد و سرانجام در زمره معارضین انقلاب اسلامی قرار گرفت و به کودتا علیه نظام جمهوری اسلامی دست زد. این کار او مورد حمایت بیگانگان قرار می گیرد.

 

نتیجه

در تاریخ انقلاب نیز مانند تاریخ اسلام شاهد افرادی هستیم که در دوره ای با انقلاب همراهی کرده اند و پس از مدتی از امتحانات نتوانسته اند موفقانه و سربلند بیرون آیند از همین رو دچار سرنگونی شده اند.

به نظر می رسد نمونه این افراد در تاریخ بسیار است و این امر باعث نمی شود تا افرادی به خاطر آنکه سابقه روشنی داشته اند امروزه نیز اشتباهاتشان مورد چشم پوشی قرار گیرد. افرادی که اعمالشان مورد حمایت بیگانگان و دشمنان اسلام هستند و طرفداران و اطرافیانشان حتی مظاهر اسلامی را رعایت نمی کنند را نمی توان در دایره خادمین به اسلام دانست.

همچنین توسل اطرافیان این افراد به بیگانگان سبب نقض ادعای آنها مبنی بر حفظ عزت ملی است. زیرا حفظ عزت ملی و ایرانی با توسل به بیگانگان جهت مشروعیت بخشیدن به اعمال نابخشیدنی آنها به معنی اظهار عجز و لابه به دشمنان و همچنین گشودن دست بیگانگان جهت دخالت در امور داخلی کشور است و این بحث با ادعای عزت از طرف این افراد مغایرت دارد.


پی نوشت :
۱ صحیفه امام جلد ۲۰ صفحه ۴۸۰
۲ صحیفه امام ج ۲۰ ص ۴۸۲


منبع : جهان

 

 

  

دیدگاه شما در مورد : بیگانگان از چه کسانی در داخل حمایت می کنند؟

بیگانگان از چه کسانی در داخل حمایت می کنند؟

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر