صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ

سه مانع اجرای اقتصاد مقاومتی

*آنچه مفهوم اقتصاد مقاومتي را دارد، در مقاوم‌سازي، از دست ندادن بازارها و معطوف نشدن به سورس‌ها در مقياس‌هاي خرد و كلان ديده مي‌شود *اعضاي دولت هنگامي كه به اقتصاد مقاومتي اعتقادي ندارند،‌صراحتا آن را بيان كنند

کد خبر : 8214

تاریخ انتشار : 20/12/1392 - 07:07


سه مانع اجرای اقتصاد مقاومتی

به گزارش خط امید بهشهر ؛ ابلاغ سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي از سوي مقام معظم رهبري، قواي نظام را بر آن داشت تا برنامه‌ريزي‌هاي لازم را جهت اجرايي شدن بهتر اين ابلاغيه در دستور كار قرار دهند و تنها به ارائه شعار در اين زمينه اكتفا نكنند. محمد خوش‌چهره استاد اقتصاد دانشگاه تهران بر اين عقيده است كه اقتصاد مقاومتي بينشي است كه بايد خود را به صورت الگوي رفتاري در نظام سياستگذاري و برنامه‌ريزي نشان دهد و اين مهم همت همه دستگاه‌ها را مي‌طلبد. وي ضمن بيان وظايف دولت در اجرايي كردن سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي به عنوان دستگاه اجرايي كشور مباحثي را مطرح كرده و عنوان مي‌كند: «اگر يك فضاي صادقانه،‌عالمانه و علمي در كشور وجود داشته باشد هر كدام از اعضاي دولت اگر مخالف سياست اقتصاد مقاومتي هستند مي‌توانند آن را اعلام كنند.» گفت‌وگوي تهران امروز با محمد‌خوش‌چهره بدين شرح است. 

 

آقاي خوش‌چهره! مولفه‌ها و الزامات اقتصاد مقاومتي چيست و قوا چه نقشي در اجراي سياست‌هاي آن دارند؟ 

اقتصاد مقاومتي يك اقدام مقطعي و به اصطلاح تاكتيك نيست. بلكه اقتصاد مقاومتي يك نگرش و بينش است كه بايد خودش را به صورت الگوي رفتاري در نظام تصميم‌گيري، سياستگذاري و برنامه‌ريزي نشان دهد. بنابراين هم دستگاه قانون‌گذاري،هم دستگاه اجرايي و هم دستگاه قضايي بايد براي تحقق جهت‌گيري‌ها و اهدافي كه در بطن اقتصاد مقاومتي است، دخيل باشند. 

به اين صورت كه موارد تنظيم شده يا استراتژي‌هاي تبيين شده يا حوزه‌هاي اختصاص داده شده براي خودكفايي و خوداتكايي يا روش‌هاي كاهش درآمد را نظام تصميم‌گيري و سياستگذاري توامان قواي مجريه و مقننه و حتي براي جلوگيري از انحرافات قوه قضاييه انجام دهد. 

كاهش وابستگي‌ها چه در درآمد كه آسيب‌پذيرترين نقطه‌اي بود كه اقتصاد ايران از وابستگي بيش از حد به نفت در خلال سال‌هاي بعد از انقلاب تاكنون داشته نقش مهمي در اقتصاد مقاومتي دارد. در كنار وابستگي اقتصاد ايران به نفت،‌ وابستگي حتي به اقلام معيشتي نيز وجود داشته كه در سبد قضايي اقلام معيشتي ايران و خاورميانه، گندم حرف نخست را مي‌زند. بنابراين تحقق هدف خودكفايي درخصوص گندم چيزي نيست كه با حرف و شعار باشد. بلكه بايد با برنامه‌ها و سياست‌هايي كه دولت مخصوصا در بخش كشاورزي تبيين و اعمال مي‌كند به چنين اهدافي رسيد. بنابراين وظيفه اصلي در عمل بر عهده و دوش قوه مجريه است. 

مشخصا دولت و دستگاه اجرايي در اجرايي كردن سياست‌هاي كلي اقتصاد مقاومتي چه نقشي دارد؟ 

سكان‌دار كشور دستگاه اجرايي است از همين رو نقش كليدي در اين زمينه دارد. پيش‌تر نيز اشاره كرده‌ام كه مهم‌ترين انحرافي كه مي‌تواند در راستاي سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي صورت گيرد، تصميمات خلق‌الساعه‌اي است كه دولت ممكن است اتخاذ كند. اين سخن را از بابت اهميت دستگاه اجرايي و نقش آن در اجراي سياست‌هاي ابلاغي مقام معظم رهبري در اين زمينه مي‌گويم. 

نكته حائز اهميت ديگر راجع به اقتصاد مقاومتي اين است كه بايد با عقبه كارشناسي شده همراه باشد. با توجه به امكاناتي كه در اختيار دستگاه اجرايي قرار دارد كه با ساير قوا قابل مقايسه نيست، مي‌توان به اهميت نقش دولت در زمينه اقتصاد مقاومتي پي برد. از اين رو قوه مجريه يك ضرورت در زمينه اجراي سياست‌هاي ابلاغي اقتصاد مقاومتي محسوب مي‌گردد.البته اقتصاد مقاومتي بايد به دور از سلايق و علايق شخصي رئيس‌جمهور پيش برود. از طرف ديگر دولت بايد نسبت به سياست‌هاي اقتصاد باز پرهيز كرده و ضمن استفاده از ظرفيت‌هاي داخلي به نحو احسن، به سمت توليد با كيفيت داخلي پيش رود. 

شما پيش‌تر درخصوص تضادهاي اقتصاد باز با سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي ابراز نگراني‌هايي كرديد. اتخاذ سياست اقتصاد باز چه تبعاتي براي دولتي دارد كه قصد دارد اقتصاد مقاومتي را در پيش بگيرد؟ 

البته حتي در اقتصاد آزاد يا باز نيز مفهوم و منطق مقاومت و نوعي پايداري ديده مي‌شود. در اقتصاد باز در سطح بنگاه،‌شركت، شركت‌هاي داخلي و چند مليتي و غيره ديده مي‌شود ‌كه نقاط آسيب‌پذير خود را تشخيص مي‌دهند و سعي مي‌كنند با مقاوم‌سازي نقاط آسيب‌پذير، نقش پويايي داشته باشند. اين آسيب‌پذيري گاهي اوقات در وابستگي يك شركت حتي چند‌مليتي يا يك شركت بزرگ، صرفا به يك بازار است. يعني زماني كه خودش را معطوف به بازار يك كشور كرده باشد، آسيب‌پذير خواهد بود. بنابراين تلاش دارد تا مي‌تواند بازارهاي جديد و گسترده‌اي را بيابد كه نوسان اقتصادي در يك كشور مانند ركود، محدوديت‌ها و ممنوعيت‌هاي ورود كالا مانع ضربه خوردن به جريان اقتصاد آن شركت نشود. يا حتي درباره منابع، يعني آن شركت خود را به يك‌سورس يا منبع خاص وصل نمي‌كند، مثلا ژاپن كه ورود جدي در همه مواد از جمله معدني و انرژي دارد و از مدت‌ها قبل سياست‌اش اين است كه منابع انرژي خود را از سورس‌هاي مختلف يا به اصطلاح از منابع مختلف تامين كند. حتي عربستان كه در مقطعي با شيطنت تلاش مي‌كرد با ارائه ارزان‌تر نفت خود، شركت‌هاي طرف قرارداد با ايران را به خود اختصاص دهد، ديديم كه ژاپن درخواست عربستان را نپذيرفت و حتي در بدترين شرايط هم درصدي از نفت ايران را در سبد انرژي خودش قرار داد تا اينكه با فشار سازمان ملل اين كار را متوقف كرد كه الان مجدد دارد بخشي از نفت ايران را به سبد انرژي خود اختصاص مي‌دهد. 

بنابراين همه اين رويه‌ها به نحوي نوعي اقتصاد مقاومتي است. يعني آنچه مفهوم اقتصاد مقاومتي را دارد، در مقاوم‌سازي، از دست ندادن بازارها و معطوف نشدن به سورس‌ها در مقياس‌هاي خرد و كلان ديده مي‌شود. 

اقتصاد آزاد كه وجه مطلق حركتش را صادرات‌گرا و وابستگي به نفت آن هم به كشورهاي صنعتي مي‌بيند، با اقتصاد مقاومتي كه بايد تنوعي از بازارها، تنوعي از توليدات،‌تاكيد بر خودكفايي و حوزه‌هاي آسيب‌پذير ناشي از وابستگي‌ها را داشته باشد، در تناقض است. و گر نه اگر يك كشور ادعا كند كه همه كالاهاي خود را توليد مي‌كند،‌اين امر غيرممكن است. بنابراين همه دنيا به هم احتياج دارند ولي در همان اقتصاد آزاد نيز، كشورها سعي مي‌كنند اين وابستگي به‌گونه‌اي نباشد كه با تحريم‌ها،‌ملي شدن‌ها و انقلاب‌ها و... به اين كشورها ضربه‌اي از نوع وابستگي به منابع، بازار و... وارد شود. 

حالا بحثي كه پيش مي‌آيد اين است كه غالب تيم اقتصادي دولت يازدهم طرفدار اقتصاد آزاد بوده و الگويي غير از آن را قبول ندارند. چطور رئيس‌جمهور كه اعلام كرده اقتصاد مقاومتي را اجرايي مي‌كند،اين دو الگوي اقتصادي را با هم جمع مي‌بندد؟ 

سوال خوبي است و نگراني خيلي‌ها الان اين موضوع است. بنده در آخرين مصاحبه‌اي كه در مورد اقتصاد مقاومتي داشتم، اشاره كردم كه دليل آنكه بسياري از مطالباتي كه مقام معظم رهبري در سال‌هاي گذشته مطرح كرده‌اند عملي نشده است از جمله جهاد اقتصادي و امثالهم، ريشه در چند مطلب دارد. اول عدم درك صحيح مسئولان از اين مطالبات بود؛حتي در سطح روساي قوا. متعاقبا از آن نگران‌كننده‌تر، عدم باور به اين نگاه است. يعني تا زماني كه باور به چنين مفاهيم و چنين تاكيدات و رهنمودهايي نباشد مطالبات محقق نمي‌شود. به عبارت ديگر عدم باور را در سخن بيان نمي‌كنند ولي در عمل نشان مي‌دهند. سومين دليل، عدم توان است. يا توان انجام كار وجود ندارد يا افراد، كننده انجام چنين كارهايي نيستند كه درخصوص جهاد اقتصادي ديديم كه دولت وقت با سوداگري و دلالي و از طريق كشش منابع بخش‌هاي توليد به بازار سكه و ارز، نه تنها جهت جهاد اقتصادي حركت نكرد،‌بلكه به سمت فشل كردن اقتصاد رفت. مفهوم جهاد اقتصادي از نظر دولت وقت، فشل كردن اقتصاد بود. 

بنابراين اين سوال و نگراني درست است؛ در دولت يازدهم آثار و نظرهايي از قبل وجود دارد و درگيري‌هايي در دوره قبل بر سر اقتصاد آزاد داشته‌اند كه نشان مي‌دهد لااقل برخي اعضاي دولت به اقتصاد مقاومتي باور ندارند. اما نكته مهم اين است كه اين باور را بايد به صراحت در يك بحث جدي و مناظره مطرح كنند. زماني كه آلمان شرقي و غربي در زمان صدر اعظمي هلموت كهل قرار شد با هم متحد شوند،‌چند نفر از وزرا كه عرق ناسيوناليستي داشتند الحاق دو آلمان را در آن مقطع درست نمي‌دانستند و معتقد بودند كه به جايگاه اقتصادي آلمان ضربه وارد مي‌شود و آلمان كه قطب و محور اروپاست به خاطر اينكه يك منطقه به‌طور نسبي نيمه عقب افتاده به آن ملحق مي‌شود،‌باعث كندي رشد اقتصادي آن شده و آسيب‌هاي زيادي را به اقتصاد آلمان تحميل مي‌كند. مخالفين بعد از آنكه صراحتا با اين اقدام مخالفت كردند از كابينه آلمان خارج شدند. 

پس مهم است كه اعضاي دولت هنگامي كه به اقتصاد مقاومتي اعتقادي ندارند،‌صراحتا آن را بيان كنند.اين موضوع حائز اهميت است. البته خيلي مي‌توانند به اقتصاد مقاومتي باور نداشته باشند، اشكالي هم ندارد. اعتقاد فردي است كه به رهنمود و نسخه‌اي باور ندارد و نبايد هم سياسي شود. اتفاقا بايد فضا را براي طرح عقيده چنين افرادي فراهم كرد. ممكن است يكي به كاهش نرخ ارز در تصميمات دولت اعتقاد ندارد و معتقد است بايد ارزش پول ملي كاهش پيدا كرده و نرخ ارز بالا برود. اما اين فرد بايد حرفش را محكم بزند. فوقش مجبور مي‌‌شود از عرصه كنار برود. اما اگر قرار است در دولت باشد بايد صداقت داشته باشد. نمي‌تواند هم اعتقادي به آن الگوي رفتاري نداشته باشد و همچنان در دولت حضور داشته باشد. نتيجه آن مي‌شود مطالباتي كه نظام و مقام معظم رهبري طي سال‌هاي گذشته از دولت‌ها مطرح كرده‌اند خروجي‌اش چيز ديگري شده است. آن موقع مردم به خاطر تفاوت بين گفتار و عملي كه وجود دارد احساس نفاق مي‌كنند. 

الان بيشتر تيم اقتصادي دولت يازدهم و از جمله خود رئيس‌جمهور كساني هستند كه يا در دولت‌هاي قبل بودند و نمي‌توانند به جز سياست باز سياست ديگري را در پيش بگيرند يا برخي در مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام سال‌ها اقتصاد باز را تئوريزه كردند. راه حل چيست؟ 

بنده بيش از 15 سال راجع به اقتصاد مقاومتي با ادبيات ديگري هم در دوره دكترا درس مي‌دهم و هم در جمع مسئولان مختلف نظام سخنراني كرده‌ام. يعني من قبول دارم كه ما در يك فضاي تخاصم و تقابل هستيم. تقابل با كشورهايي مانند آمريكا و انگليس و غيره. بنابراين غليظ‌تر اين تقابل، مي‌شود تعارض و تهاجم كه خود را در تحريم‌ها نشان داده و اين اواخر با غلظت عمل كرد. اين مسائل ريشه در تضاد ايدئولوژيكي و اعتقادي دارد. تا زماني كه اسلاميت نظام به مفهوم اسلام ناب محمدي(ص) است و از طرف ديگر تا زماني كه منافع آنان ايجاب مي‌كند،‌با ما مشكل خواهند داشت. هنر سياستمداران در دو بخش اين است كه به نحوي با حفظ منافع و مصالح كشور‌ها ديپلماسي را به كار گرفته و در يك فضاي حفظ منافع و مصالح حركت را پيش ببرند. 

ظاهرا روحيه جديدي در آمريكا پيش آمده كه آن روحيه جنگ‌طلبي و ستيزه جويي را نفي مي‌كند. اما به اين مفهوم نيست كه كاملا فضا دوستانه به مفهومي كه هيچ چالشي نخواهيم داشت، است. اما هنر ديپلماسي كشور اين است كه بتواند اين فضا را مديريت كند. مثل يك ورزشكار در عرصه مسابقات بوكس است كه اصطلاحا با گارد بسته روي صحنه مي‌رود تا آسيب‌پذيري خود را پايين بياورد. گارد باز همان اقتصاد آزاد است كه هم تئوري‌هاي اقتصاد آزاد داريم و اگر هم ساده بگيريم رفتارهاي دنياي سلطه كه در راسش آمريكاست، ‌را داريم. دولت‌هاي نهم و دهم با گارد باز و با بدني لَخت روي رينگ رفت و دائم ضربه چپ و راست خورد. فشارهايي كه الان به كشور آمده به خاطر آن بود كه دولت گارد اقتصادش باز بوده و خيلي ولو و لَخت روي رينگ مبارزه رفت. در حالي كه مي‌شد با گارد بسته و با كاهش آسيب‌پذيري‌ها به نمايش رزمي خود ادامه مي‌داد. ايراني‌اي كه مي‌خواهد در عرصه اقتصادي در صحنه باشد و تعامل گسترده نيز داشته باشد و در عين حال آرمان‌ها و ارزش‌هاي خود را حفظ كند، قطعا بايد با گارد بسته به سراغ حريف برود. گارد بسته با انزوا و مسابقه ندادن و نمايش ندادن در تناقض است. بنابراين به شدت معتقدم اقتصاد مقاومتي شدني است. البته ابزارهاي ديپلماتيك خودش را نياز دارد. روش‌هايي كه در چند سال گذشته تجربه كرديم ضد اقتصاد مقاومتي است. در اقتصاد مقاومتي بايد از تشديد دشمني،‌بهانه دادن به طرف مقابل يا فرصت دادن براي ضربه وارد كردن و... پرهيز كرد. بنابراين در اجرايي شدن اقتصاد مقاومتي شك ندارم. اشكالي كه شما اشاره كرده‌ايد و درست نيز هست به خاطر آن است كه برخي تفكرها به ظرفيت‌هاي درون‌نگر كم توجه يا بي‌توجه بوده يا اصطلاحا غافل هستند. حتي ديده مي‌شود كه اينها عمدتا اقتصاد بيروني، اقتصاد آزاد،‌تعاملات، مكانيسم قيمت‌ها و كمرنگ كردن شديد نقش دولت‌ها و غيره را به نفع كشور مي‌دانند. سياست‌هاي اقتصادي باز كه تلفيقي از برون‌نگر و دورن‌نگر است،‌تقريبا به كشور آسيب رسانده است. در اقتصاد مقاومتي كه تاكيد مقام معظم رهبري است،‌تاكيد عمده روي درون‌نگر است. نگراني‌اي كه از ناحيه دولت و برخي دوستان وجود دارد اين است كه تاكيد عمده‌شان روي برون‌نگر است. بنابراين اينجا جاي بحث‌هاي جدي،‌آكادميك،‌مناظره‌ها و بحث‌هاي داغ رسانه‌هاست تا نگراني‌ها را بيرون كشيده و با صراحت ديدگاه‌هايي كه دوستان در اجرا دارند را بيرون بكشد. بايد به ديدگاه‌هايي كه دوستان دستگاه اجرايي دارند احترام گذاشت و آنها حق دارند روي عقيده خود پافشاري كنند. اما نبايد نفاق وجود داشته باشد. يعني نبايد طوري باشد كه حرفي را بگوييم ولي كار ديگري انجام دهيم. 

در ديداري كه مقام معظم رهبري با سران سه قوه داشتند،‌معظم له به آقاي روحاني توصيه كردند افرادي را مامور پيگيري و اجراي سياست‌هاي كلي مقام معظم رهبري كنند كه انگيزه انقلابي،‌مردمي و اعتقاد لازم براي اجراي آنان را داشته باشند. به نظرشما دولت براي اجراي اين توصيه چه كار بايد كند؟ 

اگر يك فضاي صادقانه،‌عالمانه و علمي در كشور وجود داشته باشد هر كدام از اعضاي دولت اگر مخالف سياست اقتصاد مقاومتي هستند مي‌توانند آن را اعلام كنند. از طرفي زماني كه جنگ به ما تحميل شد خيلي از بزرگاني كه نام برده‌ايد،‌در خدمت جنگ نوع نگرش، دفاع و مقاومتي داشتند كه با نگاه ليبراليست‌ها متفاوت بود. هدايت جنگ نيز دست برخي از اين آقايان بود. يعني شرايط آنان را به خط دفاع‌مقدس آورد و متناسب با آن عمل كردند. فكر مي‌كنم كه درك صحيح از فضا قطعا خيلي از نگراني‌هايي كه اشاره كردم را برطرف مي‌كند. اما اين درك صحيح در دولت يازدهم هنوز ايجاد نشده است. بنده صراحتا اعلام مي‌كنم به خاطر نگاه خاصي كه به اقتصاد دارم كه متاثر از تجربه و تئوري است و به خاطر حوزه‌هاي مختلفي كه تدريس كرده‌ام كه فراتر از اقتصاد هستند،‌تاكيد مي‌كنم كه براي اقتصاد مقاومتي نگران هستم. عدم درك صحيح و عدم باور مطالبه مقام معظم رهبري درخصوص اقتصاد مقاومتي هنوز وجود دارد. خيلي‌ها در حالي به زبان از اقتصاد مقاومتي سخن مي‌گويند كه درك و فهمي از آن ندارند. از طرفي وقت كمي براي اجرايي كردن اقتصاد مقاومتي داريم. يعني اينگونه نيست كه فرصت زيادي داشته باشيم. الان زمان به نفع ما نيست و در حالي هستيم كه بازيكن و بوكسور ما در روي رينگ ضربه‌هاي چپ و راست خورده و آثار اين ضربه‌ها هنوز روي بدن او وجود دارد. بنابراين فرصت اشتباه نداريم. بايد دولت مواضع خود را شفاف‌سازي كند. دولت اگر مخالف اقتصاد مقاومتي است، بايد ‌صادقانه مخالفت خود را مطرح كند تا نظام سياستگذاري و تصميم‌گيري بتواند در عمل كارايي خود را داشته باشد. 


منبع : روزنامه تهران امروز

 

 

  

دیدگاه شما در مورد : سه مانع اجرای اقتصاد مقاومتی

سه مانع اجرای اقتصاد مقاومتی

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر