صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ
گفتگو با عمو خیرالله

کلاس مهربانی با مردان نارنجی پوش

راستی اگر یک روز نیاید، انبوه نازیبایی ها آبروی کوچه را می برد و ما می مانیم و خاطره مردی با لباس نارنجی و حسرت دیدنش ، پس تا هست کاش یادمان بماند برای دست هایش دعا کنیم و برای خستگی های دیرسالش «خدا قوتی» بفرستیم.

کد خبر : 7377

تاریخ انتشار : 23/11/1392 - 11:51


کلاس مهربانی با مردان نارنجی پوش

به گزارش خط امید بهشهر _ یکی از شریف ترین و سخترین شغل هایی که در کشور ما وجود دارد رفتگری است .

رفتگری شاید از آن جهت سخت باشد که علاوه بر سروکار داشتن با انواع و اقسام زباله های شهری و ساختمانی و عفونی ، از نظر روانی هم می تواند برای فردی که این شغل شریف را برای کسب روزی حلال هم بر می گزیند سخت باشد .

شاید برخی از نگاه های غلط و دور از اخلاق ما به این خدمتگزاران شریف کار را برای آنها و خانواده آنها سخت می کند اما به اعتقاد نگارنده این شغل جز ارزشمندترین شغل هاست .

به این بهانه که بتوانیم بخشی از زحمت های کسانی را که در شهر ما در شب و روز ، چه در سوز و سرما و چه در اوج  گرما به نظافت شهر کمک می کنند و خالصانه زحمت می کشند به سراغ مردی از این جنس رفتیم .

ساعت نزدیک به 9 شب بود و به زمان قرار نزدیک می شدم ، نگاهی به بیرون اتاق انداختم ، سوز سرما و وزش باد مرا کمی نگران کرد ، با خودم گفتم من که یک شب قرار است تنها ساعاتی را با او بگذارنم آنها چگونه همه شب این کار با مشقت را انجام می دهند .

بهرحال راهی شدم ، قرار ما ساعت 9 شب جنب نانوایی علی آقا بود ، وقتی رسیدم دیدم با لباس نارنجی بر تن و یک جاروی دسته بلند کارش را آغاز کرده بود .

خیرالله بابایی معروف به عمو خیرالله مردی که ذاتا خوش قلب و همیشه لبخند بر لب دارد ، از کار نمی هراسد و آن را افتخار می داند .

 

 

عمو خیرالله شهر ما تنها در شهرداری مامور نظافت نیست چراکه ابراز کرد روزها هم به کشاورزی مشغول است و به قول خودش بیکار نمی تواند باشد .

او با دیگر همکارش کار را با توکل به خدا شروع کرد ، گردو خاکی بلند شد و من که همراه آنها بودم در این گردو خاک گم شدم، البته آنها ماسک بر دهان داشتند و مشکلی از این بابت نداشتند .

در ادامه با راهنمایی عمو خیرالله از گرد و خاک رهایی یافتم و در طول مسیر با هم سخن گفتیم  .

مرد سخت کوش 54 ساله شهر سورک که عشق به کار و جدیت در او متبلور بود از زندگی خود گفت از درس نخواندن و علاقه ای که در دوران نوجوانی وجود نداشت  از اینکه دوران گذشته برای درس خواندن اهمیتی قائل نبودند و برای پدران آنها تنها کار و کار مهم بود و کسب درآمد .

عمو خیرالله از سختی هایی که بر او گذشت برایمان گفت اما در انتها بر لبانش شکر خدا جاری می شد تا هم قوت قلب برای خود باشد هم برای ما .

این تازه آغاز گفتگو با مردی زحمت کش بود که تنها ارزوی این روزهایش اینست که هرچه زودتر بازنشسته شود چراکه سنی از او گذشته و بدلیل جراحتی که از ناحیه پا دارد کار را برای او سخت وی طاقت فرسا می کند .

عموی شهر ما 4  فرزند دارد که در سورک و بهشهر زندگی می‌کنند، بی توقع است، زندگی را با همه سختی هایش می‌پذیرد و دنبال یک لقمه نان حلال است...

 

 

نیمه ی شب بود ، سوی چراغ‌ها و عبور گاه به گاه خودروها سکوت شهر را در هم می شکند اما چیزی که سکوت برای او معنا ندارد عموی شهر ما با خش خش جاروهای آن بود که بر بدنه ی بخواب رفته شهر می کشد تا غبار خستگی و خاک از آن برگرفته شود .

این پیرمرد زحمت کش و با اخلاص از سابقه 17 ساله اش می گوید از تحمل کار و سختی هایی که بر او گذشته است اما راضی بود و مثل همیشه شکر خدا بر لبانش متجلی می شد .

از او پرسیدم از اینکه به این کار مشغولی خجالت نمی کشی و خانواده ات حرفی بهت نمی گویند که عموی خوش قلب شهر ما لحظه ای جارو زدن را رها کرد و با نگاه به من گفت: آن کسی که دزدی می کند و از دیوار مردم بالا می رود باید خجالت بکشد نه من که با تلاش و زحمت برای کسب روزی حلال این کار را انجام می دهم ،خدا بزرگ است  ، زندگی شوخی بر نمی‌دارد ، آدم وقتی در قبال زن و بچه وظیفه دارد باید کار کند، نون حلال برکت دارد و تمام نمی‌شود.

خیرالله که خیر او هر شب به مردم شهر ما می رسد به نظر می رسید آدم تمیزی باشد از او پرسیدم که میانه ات با تمیزی چیست که گفت :به پاکیزه کردن همه چیز عادت کردم ، ناراحت می‌شوم کسی زباله روی زمین بریزد ، اگر آشغال روی زمین ببینم حتی اگر سر شیفت هم نباشم، آن را بر می‌دارم و در منزل هم این کار را انجام می دهم .

شاید برخی از ما، هیچ گاه به زحماتی که برای جمع آوری، حمل و دفن زباله‌ها توسط کارگران شهرداری کشیده می‌شود، فکر نمی کنیم!یک لحظه بیندیشیم که شاید رفتگران شهرداری با دیدن وضعیت خیابان‌ها و محله ها چه می کشند .

افراد زیادی از جمعیت شهر به خواب رفته اند ، شهر در سکوتی کامل فرو رفته و تنها صدای جاروی رفتگرها که به آرامی در کوچه و خیابان‌ها به حرکت در آمده است، شنیده می‌شود. کارگران شهرداری، زباله ها را جمع آوری می‌کنند تا خودروها آن ها را برای دفن کردن از شهر بیرون ببرند.

مرد زحمت کش و پا به  سن گذشته شهر ما از خاطرات سال های گذشته می گوید از پیدا کردن چندیدن گوشی تلفن همراه تا سفر برای انجام ماموریت و کمک به زلزله زدگان بمی .

خیرالله از بم و کمک به مردم آسیب دیده بم خاطرات زیادی داشت و کمک به آنها را افتخاری در زندگی خود به عنوان یک هم نوع می پنداشت اما یک سوغاتی ناخوانده هم از بم برایش به یادگار مانده که شاید مورد بی مهری مسئولان وقت قرار گرفته باشد .

او می گوید وقتی در بم مشغول کار بودیم از ناحیه پا دچار آسیب دیدگی جدی شدم و پایم شکست و هنوز که هنوز است با وجود اینکه سال ها از آن حادثه می گذرد اما درد آن همچنان با من همراه است و کار کردن را برایم بسیار سخت کرده و انتظار داشتم و دارم مسئولان کمکی به من با توجه به سنم بکنند .

 

 

اسماعیل همکار عموی شهر ما که جوانتر و چابک تر از عمو خیرالله بود گاه گاهی که این پیرمرد سخت کوش از  مسیر جا می ماند به او کمک می کرد تا از بقیه همکاران عقب نماند ، اسماعیل خوش صحبت از ویژگی های عمو خیرالله برایمان اینطور گفت : عمو خیرالله بیسته بیسته ، حرف نداره ، خیلی ساده و با محبت است ، ازش درس ها و حرف های زیادی یاد گرفتم ، از خانواده شاید بدی دیده باشم اما از او نه ،

خیرالله ای که دنبال نان حلال است عاشق امام حسین (ع) نیز هست و در شب های محرم با حضور در حسینه و تکایا بعنوان آبدارچی ارادت خود را به اهل بیت (ع) نشان می دهد و همیشه سعی در انجام کارهای خیر و ثواب دارد .

 

 

 

از این عزیزان بعد از ساعتی فاصله گرفتم تا مزاحم کارهایشان نشوم ، اما بعد از گفتگو با آنها مخصوصا با عمو خیرالله یک سبکی خاصی در وجودم موج می زد و حاضر نبودم این سبکی را با هیچ چیز عوض بکنم ، حرف های عمو خیرالله در مغزم رژه می رفت که در اوج سادگی و بدور از سیاست بازی ها قابل فهم بود .

حالا که این عزیزان، بی هیچ گلایه‌ای سختی رفت و روب خیابان‌ها را به جان می‌خرند، بهتر این است ما نیز به عنوان یک شهروند، سعی کنیم تا با تحمل کمی سختی، زباله ها را در کوچه و خیابان رها نکنیم تا هم کسی را آزرده خاطر نکرده باشیم و هم رضایت خادمان شهر را فراهم نماییم؟


منبع : میان خبر

 

 

  

مطالب مرتبط با : کلاس مهربانی با مردان نارنجی پوش
دیدگاه شما در مورد : کلاس مهربانی با مردان نارنجی پوش

کلاس مهربانی با مردان نارنجی پوش

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر