صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ

آسیب ها و تهدیدات مذاکره با آمریکا

کد خبر : 4505

تاریخ انتشار : 18/08/1392 - 17:38


آسیب ها و تهدیدات مذاکره با آمریکا

به گزارش خط امید بهشهر _ مذاکره با آمریکا خوب است یا بد؟ مفید است یا مضر؟ در چه صورت افتخار آمیز و درچه صورت خفت آور است؟ درچه هنگام، مذاکره به معنای سازش و در کدام وقت، اقدامی در جهت حفظ منافع ملی و صیانت از اصول، محسوب می شود؟ آیا مذاکره با دولتی مانند آمریکا، می تواند برای کشورمان در حل و فصل مشکلات کلیدی کارگشا باشد؟

این پرسش ها و تعداد زیادی از پرسش های مشابه، از جمله پرسش های مطرح در چند هفته اخیر هستند و بسیاری از کارشناسان، تحلیگران و همچنین مقامات سیاسی، به فراخور فرصت های رسانه ای که در اختیار داشته اند، به آن، پاسخی متناسب با دیدگاه های خود داده اند. موضوعی که باید بازهم مورد بررسی های کارشناسی بیشتری، قرار گیرد و در تبادل نظرات و تضارب آرا، راهکارهایی مبتنی بر اصول انقلاب و کیان نظام اسلامی برای آن تدوین وتنظیم شود.

همان گونه که اشاره شد، بررسی موضوع « مذاکره» ، و به صورت کلی تر، ارزیابی موضوعی به نام «دیپلماسی» و تاثیرات مفید یا مضر آن، درچند هفته گذشته، در دستور کار نه تنها تحلیگران سیاسی داخلی، بلکه اتاق فکرهای خارجی که در خصوص روابط ایران و آمریکا می اندیشند، قرار داشته، تا ضمن ارزیابی تاثیرات آن، راهکارهایی را نیز برای تحقق و به نتیجه رسیدنش ارائه کنند. امری که از لحاظ تخصصی، در حوزه علم روابط بین الملل قرار دارد، ولیکن به علت ارتباط مستقیم آن با روحیات و خلق وخوی دیپلمات ها و مذاکره کنندگان، با رشته روانشناسی نیز مرتبط است.

به ویژه که برخی از اندیشمندان رشته روابط بین الملل، «دیپلماسی» را ترجمان روابط انسانی در عرصه های فردی می دانند و قواعد حاکم بر «دیپلماسی» را، قواعدی در امتداد قواعد حاکم بر مناسبات فردی، و همسان و همانند آن توصیف می کنند. از دیدگاه آن ها، حالات و مناسباتی همانند: قهر یا آشتی افراد با یکدیگر، احترام یا بی احترامی، حتی تواضع یا پرخاش افراد در مواجهه با همدیگر، تنها به حوزه روابط فردی اختصاص ندارند، بلکه در عرصه دیپلماسی نیز از همان مفاهیم و همان معانی برخوردار و درتعاملات میان دولت ها ( اعضای جامعه بین المللی) تاثیراتی کاملا مشابه به جا می گذارند.

بنابراین چنانچه به این دیدگاه معتقد باشیم، مطالعه مدل های روابط فردی و بررسی نمونه های مختلف مذاکره میان افراد مختلف، شیوه مناسبی برای شناخت شیوه های برقراری رابطه و گفتگو میان دولت ها نیز تلقی می شود.

البته صرف نظر از صحت و سقم این دیدگاه، بررسی و یا ارزیابی تاثیرات احتمالی هرنوع دیپلماسی یا مذاکره بر روابط میان ایران و آمریکا نیز، متضمن بررسی و ارزیابی مدل و نمونه های کوچکتر و مشخص تری است تا مراجعه به آن، درک بهتر و روشنتری از انبوه مسائل مربوط به این روابط را فراهم کند و مسائل پرابعاد مناقشات طولانی میان دو کشور ، موضعگیری های بسیار متفاوت تهران و واشنگتن و همچنین معانی و تعابیر متضاد مذاکره میان تهران و واشنگتن را در شرایط حاضر به مسائل قابل فهم تری تبدیل نماید؛ البته طبیعی است که در مدل های کوچکتر و به خصوص در حوزه روابط فردی، مصادیق کاملا مشابهی برای روابط میان کشورها یافت نشود، ولیکن به هرترتیب، این نوع مصادیق، ابعادی از روابط بسیار پیچیده میان کشورها را تشریح می کند؛ چنانکه هریک از فرض ها و حالات زیر می تواند درصحنه شناخت مناسبات میان کشورها، مدلی برای مطالعه و ارزیابی محسوب شود و مرور گذرای آن گامی برای شناخت موضوع اصلی مورد بحث بشمار آید:

مقام معظم رهبری: مذاکره آن وقتى معنا پیدا میکند که طرف، حُسن نیت خود را نشان بدهد؛ وقتى طرف، حُسن نیت نشان نمیدهد، خودتان میگویید فشار و مذاکره؛ این دوتا با هم سازگار نیست. شما میخواهید اسلحه را مقابل ملت ایران بگیرید، بگویید: یا مذاکره کن یا شلیک میکنم. براى اینکه ملت ایران را بترسانید، بدانید ملت ایران در مقابل این چیزها مرعوب نخواهد شد.

حالت اول: اگر یکی از افراد همسایه ( یا غیرهمسایه)، از ما بخواهد تا در گفتگویی شرکت کنیم که برای کمک به افراد بی بضاعت یا بهبودی وضعیت بهداشتی محل سکونت مان، تدارک دیده شده؛ چه واکنشی از خود نشان می دهیم ؟روشن است که در پاسخ به این درخواست، مخالفت نخواهیم کرد و این قاعده ای است که برهمه گفتگوهایی که اهدافی روشن و مثبت دارند، مترتب است .

حالت دوم : اگر کسی اشیاء متعلق به ما را سرقت یا مصادره کرد و بعد طی پیامی، از ما خواست تا در گفتگویی پیرامون چگونگی تحویل آن (یا بخشی از آن) به ما، در گفتگویی با او شرکت کنیم، چه پاسخی خواهیم داد؟

آیا این بار هم بدون هیچ مخالفتی دراین گفتگو شرکت می کنیم یا آنکه شرکت ما درچنین گفتگویی، بر اساس یک سلسله شروط و با اما و اگرهای متعددی همراه خواهد بود؟ روشن است که حضور ما در این گفتگو، به هیچ وجه نباید بدون محاسبه سود و زیان های احتمالی باشد .

حالت سوم : اگرکسی خسارتی جانی یا مالی و یا زیانی معنوی  به ما وارد کرد؛ و آنگاه طی فرایندی از ما خواست تا درباره روابطمان با او به مذاکره و گفتگو بنشینیم؛ چه پاسخی باید به او بدهیم ؟ آیا جواب ما می تواند بدون ملاحظه  شرایط و با چشم پوشی از  زیان هایی که متحمل شدیم،  باشد. آن هم به ویژه زمانی که وارد کردن این خسارات، در دفعات متعدد و به صورت مکرر صورت گرفته و ادامه داشته است؟

پیداست که، دادن پاسخ مثبت به درخواست گفتگو با چنین فردی، نیاز زیادی به تامل و تدبر دارد؛ بدلیل اینکه، دادن هرنوع پاسخ شتابزده به این گونه تقاضا،  ممکن است در عرصه عمل، به معنی تشویق وی برای ادامه اقدامات خسارت بارش باشد.

حالت چهارم : اگر کسی در دفعات متعدد،  اتهاماتی را علیه ما مطرح سازد و سپس طی پیامی از ما بخواهد تا درباره اتهاماتی که (به گفته او) راجع به ما، مطرح است با  او به گفتگو بپردازیم،  چه واکنشی از خود نشان می دهیم ؟  آیا پذیرش گفتگو با  او، به معنی تایید مطرح بودن اتهامات علیه ما و به عبارتی اثبات متهم بودن ما،  تلقی نخواهد شد؟

آنچه مسلم است در مواجهه با اینگونه درخواست، ما باید بسیار هوشمندانه و خردمندانه عمل کنیم وگرنه ممکن است با پای خود به ورطه ای کشیده شویم  که براساس یک سناریوی چند مرحله ای و توطئه آمیز  طراحی شده است. 

حالت پنجم : اگر کسی از ما خواست تا در گفتگویی شرکت کنیم که برای کاهش توانایی های ما طراحی شده و براساس دستور کار این گفتگو، ما باید به این کاهش توانایی، رای مثبت بدهیم، چه پاسخی به درخواست او خواهیم داد؟

طبیعی است که ما در برابر  چنین درخواستی،  نه تنها از خود مقاومت نشان خواهیم داد؛ بلکه، خواهیم کوشید تا براساس یک  سلسله تمهیدات، او را از  گام نهادن در این راه و یا ادامه آن منصرف سازیم. 

حالت ششم : اگر کسی از ما خواست تا در گفتگویی حضور یابیم که به منظور دفع خطر دشمن از ما و تقویت تهدیدات او علیه خانه وکاشانه ما، تدارک دیده شده، تقاضا و درخواست اورا خواهیم پذیرفت و یا از پذیرش چنین درخواستی سرباز خواهیم زد؟

این موضوع که مقامات واشنگتن تحت تاثیر مستقیم موضع گیری ها و تصمیمات سرکردگان تل آویو هستند، از جمله بدیهی ترین موضوعاتی است که همگان به آن باور دارند. البته، در مقطع زمانی حاضر و بعد از سفر بنیامین نتانیاهو به آمریکا، این واقعیت بیش از هرزمان دیگری، برای افکار عمومی آشکار شده است.

مسلما  در این مورد،  واکنش ما نمی تواند تنها در پاسخی منفی، منحصر و محدود باشد؛ زیرا آشکارا شاهدیم  که تصمیماتی  برخلاف منافع و خواست ما،  برای تقویت دشمن اتخاذ شده و احتمال تحقق آن به یقین نزدیک شده است.

حالت هفتم : اگر در خواست کننده مذاکره با ما فردی است که اسناد متعددی را از دشمنی ها و خصومت ورزی های وی (علیه خودمان) در اختیار داریم، چه واکنشی را در مقابل تقاضاهای او از خود نشان می دهیم؟

   آیا پاسخ مثبت و بدون محاسبه به چنین درخواست کننده ای،  آن هم  برای گفتگو با وی، عاقلانه و مبتنی بردوراندیشی  و تدبیر است ؟ آیا با مذاکره و گفتگو می توان، راه  را بر ادامه دشمنی های  وی بست یا آنکه ورود به  صحنه مذاکره ، ممکن است به معنی ورود به مرحله تازه ای از دشمنی  های طراحی شده باشد؟ 

حالت هشتم : اگر در خواست کننده مذاکره با ما، آشکارا تحت تاثیر دشمن ماست و تصمیماتش، براساس حمایت از  این دشمن اتخاذ می شود، به درخواست وی چه پاسخی می دهیم؟ روشن است که دراین حالت نیز ،  واکنش های ما نمی تواند چیزی جز واکنش ها در حالت پنجم تا ششم باشد.

حالت نهم :  اگر درخواست کننده مذاکره با  ما، جمیع حالات دوم تا هشتم را  با هم داشته و تقاضایش برای مذاکره نیز، جمیع  موضوعات مطرح شده در این حالات را  دارا  باشد، وظیفه ما چیست و در برابر درخواست او،  چه واکنشی  باید از خود نشان دهیم ؟   آیا می توان گفت: شرکت در گفتگو  با وی، امری  بی خطر و بدون پیامدهای زیانبارخواهد بود؟ یا آنکه  برای حضور در این نوع گفتگو، باید همه محاسبات را به کار گرفت ؟

همانطور که می توان حدس زد، حالت های نه گانه بالا،  ضمن آنکه در صورت ظاهر،  مناسبات فردی را مورد بررسی قرار می دهند، ولیکن هریک به نوعی ترجمان درخواست های مستقیم و غیرمستقیم آمریکا برای مذاکره با ایران  نیز محسوب می شوند. در واقع این حالت های نه گانه، با کوچک سازی و ساده سازی معادلات حاکم بر روابط بین المللی، مسائل پیچیده مرتبط به سیاست خارجی و دیپلماسی را، به صورت آشکارتر و مشخص تر منعکس می سازد و چگونگی تمایل آمریکا به مذاکره و علل مخالفت جمهوری اسلامی را در چارچوبی بسیار کوچک توضیح می دهد.

حالت هایی که در فهرست زیر، مصادیق آن در صحنه مناسبات ایران و آمریکا، به ترتیب مورد اشاره قرار گرفته است: ( البته این مصادیق هم به جز یک مورد، وجود فاصله بسیار زیاد میان مواضع آمریکا و ایران و شکاف های عمیق میان دو کشور را درعرصه های دیپلماتیک، خاطر نشان می سازد.)  

1- جمهوری اسلامی ایران، در طول 34 سال گذشته، تنها دو بار آن هم، در قضایای مربوط حل و فصل مشکلات عراق و افغانستان، دعوت به مذاکره را پذیرفته و وزیر امورخارجه وقت کشورمان درنشست هایی که به این منظور و با شرکت وزیر امورخارجه وقت آمریکا تشکیل شده، حضور یافته است.( مصداق دیپلماتیک حالت اول)

2- بلوکه کردن دارائی های ایران در بانک های آمریکا، مصادره اموال منقول و غیرمنقول خاندان پهلوی و تحویل ندادن آن به ایران و همچنین تحویل ندادن تسلیحات خریداری شده توسط رژیم ستم شاهی، از جمله نخستین اقدامات غیر قانونی و غیردوستانه ای که دولت آمریکا در ابتدای پیروزی انقلاب به آن مبادرت کرده و همزمان این انتظار را داشته است تا نظام جمهوری اسلامی ایران با چشم پوشی از این اقدامات، از خصمانه بودن رویکرد واشنگتن سخن نگوید و درگفتگو با این کشور حضور پیدا کند. ( مصداق دیپلماتیک حالت دوم)

جمهوری اسلامی ایران، در طول 34 سال گذشته، تنها دو بار آن هم، در قضایای مربوط حل و فصل مشکلات عراق و افغانستان، دعوت به مذاکره را پذیرفته و وزیر امورخارجه وقت کشورمان درنشست هایی که به این منظور و با شرکت وزیر امورخارجه وقت آمریکا تشکیل شده، حضور یافته است.

3- انواع خسارات جانی، مالی و معنوی ناشی از کودتای 28 مرداد و یا خسارات ناشی از حمایت همه جانبه آمریکا از رژیم ستم شاهی، طی 25 سال ( از 1332 تا 1357) که بنا به خواست و برنامه واشنگتن، به تدریج به ژاندارمی برای صیانت از منافع آمریکا در منطقه تبدیل شد.

انواع خسارات ناشی از مجموعه توطئه های آمریکا علیه انقلاب و نظام اسلامی ازجمله خسارات ناشی از جنگ 8ساله، نظیر حمله به ناو جنگی جوشن، شلیک موشک به هواپیمای مسافربری ایرباس ایران با 290 مسافر و خسارات معنوی و گسترده ناشی از اقدامات تبلیغاتی علیه ایران که در قالب «ایران هراسی» در سراسر جهان به اجرا درآمده است. ( مصداق دیپلماتیک حالت سوم)

4- طرح اتهاماتی، علیه کشورمان همانند: حمایت از تروریسم، کوشش برای تولید بمب هسته ای، مخالفت با صلح خاورمیانه، نقض حقوق بشر، بکارگیری شیوه غیردموکراتیک در اداره امور داخلی، مداخله سیاسی و نظامی در کشورهای عراق و افغانستان و برخی دیگر از کشورها  و همچنین طرح اتهام، همانند قرار داشتن ایران در صف کشورهایی که محور شرارت را تشکیل می دهند و سپس تقاضا برای مذاکره برای گفتگو درباره این اتهامات. ( مصداق دیپلماتیک حالت چهارم)

5- درخواست علنی و آشکار از ایران، برای توقف غنی سازی اورانیوم، با توسل به اتهام دروغین کوشش برای ساخت تسلیحات هسته ای، آن هم درحالی که حدود 500  نیروگاه اتمی برق در سراسر جهان، در کشورهای مختلف، مشغول به کار است و درآینده ای نه چندان دور، ایران اسلامی نیز به تعداد زیادی از این نوع نیروگاه ها نیازمند خواهد بود. ( مصداق دیپلماتیک حالت پنجم)

6- درخواست آشکار و مکرر آمریکا برای پیوستن ایران به گفتگوهای به اصطلاح صلح خاورمیانه برای پایان دادن به مبارزات آزادیبخش فلسطینیان، به منظور فراهم کردن فضای امن و مطمئن برای غاصبان صهیونیست (که بطور علنی بیشترین خصومت ها را علیه کشورمان اعمال می کنند) ( مصداق دیپلماتیک حالت  ششم )                        

7- اگرچه اسناد و مدارک زنده فراوانی ناشی از انواع توطئه های آمریکا علیه انقلاب اسلامی، هم اینک برای همگان قابل دسترسی است و هرچند بسیاری از مدارک و اسناد توطئه های واشنگتن، هنوز از نظر طبقه بندی در ردیف اسناد سری و به کلی سری قرار دارند و لیکن اسناد تازه افشا شده کودتای 28 مرداد که دولتی، ملی را درایران سرنگون و پایه های رژیم ستم شاهی را درکشورمان تثبیت کرد به تنهایی کافی است تا  سیطره طلبی ها و خصومت ورزی های آمریکا علیه ایران را به اثبات برساند. ( مصداق دیپلماتیک حالت هفتم)   

8- این موضوع که مقامات واشنگتن تحت تاثیر مستقیم موضع گیری ها و تصمیمات سرکردگان تل آویو هستند، از جمله بدیهی ترین موضوعاتی است که همگان به آن باور دارند. البته، در مقطع زمانی حاضر  و بعد از سفر بنیامین نتانیاهو به آمریکا، این واقعیت بیش از هرزمان دیگری، برای افکار عمومی آشکار شده است. ( مصداق دیپلماتیک حالت هشتم)   

آنچه مسلم است موارد هشتگانه بالا، تنها  بخشی از کارنامه خصومت ورزی های دولت آمریکا علیه ایران را منعکس می کند و براین اساس، تنها بخشی از صفات نامطلوب و ناشایستگی های این دولت را برای قرارگرفتن در جایگاه یک طرف سیاسی مقبول، نشان می دهد.  چراکه اگر قرار بر ذکر و تشریح کلیه ناشایستگی های واشنگتن به عنوان یک طرف گفتگو و مذاکره باشد، مجموعه بسیارحجیمی از اطلاعاتی لازم است که گردآوری آن سال ها به طول می انجامد.

این درحالی است که هیئت و پرستیژی که مقامات دولت آمریکا جهت مذاکره با ایران، برای خود برگزیده اند کافی است، تا  غیر قابل اطمینان بودن آن ها، فراتر از حالات نه گانه ای که برشمرده شد به اثبات برسد و برهمگان آشکارشود. به ویژه در آنجا که مقام معظم رهبری با  رساترین و حکمیمانه ترین بیان به تشریح این هیئت و پرستیژ قلدرمآبانه دولتمردان آمریکا می پردازند:   

«مذاکره آن وقتى معنا پیدا میکند که طرف، حُسن نیت خود را نشان بدهد؛ وقتى طرف، حُسن نیت نشان نمی‌‌دهد، خودتان می‌گویید فشار و مذاکره؛ این دوتا با هم سازگار نیست. شما می‌خواهید اسلحه را مقابل ملت ایران بگیرید، بگویید: یا مذاکره کن یا شلیک میکنم. براى اینکه ملت ایران را بترسانید، بدانید ملت ایران در مقابل این چیزها مرعوب نخواهد شد»

تردیدی نیست که شرکت و حضور ما در مذاکره با آمریکا،  ضرر ها و زیان های ناگفته دیگری هم دارد که بخشی از آن در داخل و بخشی دیگر در خارج از کشور تجلی پیدا می کند: در داخل مذاکره با آمریکا ممکن است به معنی عدول از اصول انقلاب و خط مشی امام (ره) تلقی شود و در خارج ممکن است به بی اعتمادی مسلمانان از انقلاب اسلامی ایران بیانجامد .

*کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه

نویسنده : سید جعفر قنادباشی

 

 

  

دیدگاه شما در مورد : آسیب ها و تهدیدات مذاکره با آمریکا

آسیب ها و تهدیدات مذاکره با آمریکا

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر