صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ

خودمان را خلع سلاح نکنیم

کد خبر : 4441

تاریخ انتشار : 13/08/1392 - 22:41


خودمان را خلع سلاح نکنیم

به گزارش خط امید بهشهر _ نگرش های متضاد و قرائت های متفاوت برای تحقق یک اصل واحد یعنی تأمین مصالح و منافع نظام و انقلاب، پیرامون شعار محوری مرگ بر امریکا در روز سیزده آبان که روز ملی مبارزه با استکبار جهانی است، این روزها جامعه ما را به چالش کشانده و دو طیف اصلی نظام یعنی اصولگرایان و اصلاح طلبان را به مشاجره و مجادله لفظی سوق داده و گفتمان تازه ای را در رسانه ها و محافل سیاسی کلید زده است!

اصولگرایان می گویند که راهپیمایی روز سیزده آبان بدون محوریت شعار "مرگ بر امریکا"، مثل برگزاری راهپیمایی روز قدس بدون شعار محوری "مرگ بر اسرائیل" است و در ادامه می گویند که چگونه می توان برای امام حسین(ع) روضه عاشورا را خواند و لعنت بر یزید و ابن زیاد و ابن سعد و شمر نفرستاد؟!

اصلاح طلبان هم معتقدند که اگر بنا بر پیگیری استراتژی نرمش قهرمانانه و مذاکره با امریکا و ارزیابی برقراری رابطه دیپلماتیک ایران و امریکاست، شعار "مرگ بر امریکا"، یک رفتار پارادوکسی و متناقض نماست و در حالی که امریکائی ها با توصیه به کنگره، خواهان تعویق در تمدید تحریم های اقتصادی بر علیه ایران شده اند، ما چرا نباید هوشمندانه ، شعار "مرگ بر امریکا" را در ایام مذاکرات به تعویق انداخته و یا حتی مثل شعار "مرگ بر شوروی"،برای همیشه تعطیل کنیم؟!

برخی دیگر هم پا را فراتر گذاشته و بیان می کنند که منش و موضع استکبارستیزی در دیپلماسی امروز جواب نمی دهد و ادبیات انقلابی در عرصه دیپلماسی، فاقد فایده و کاربرد عملیاتی و نیز حساسیت برانگیز است، فلذا ما باید با ادبیات متعارف دیپلماتیک در جامعه جهانی ظهور و بروز داشته و منش انحصاری و البته انقلابی خود را برای همیشه تغییر دهیم!

اگر چه حقیر به استثناء برخی اشتباهات و شتاب زدگی های مورد نظر مقام معظم رهبری، به شدت از تحرکات مثبت و فرصت ساز دیپلماتیک و گره گشایی های متداول دفاع کرده و در شرایط امروز، هم در راستای تبعیت محض از ولی امر و هم بلحاظ تحلیلی مدافع سیاست و تکتیک استراتژیک "نرمش قهرمانانه" ام و معتقدم که هنر دیپلماسی و دیپلماتها، ایجاد بزرگراه ارتباطات همه جانبه بین المللی، بن بست گشایی و مانع زدایی است، اما به همان اندازه نیز معتقدم که اقدامات نابجا، ناپخته، زودهنگام و شتابزده و یا خوش رقصی ها و خوش بینی های افراطی می تواند منجر به جسور شدن دشمن و اتخاذ مواضع تحقیرکننده از جانب آنها شده و عزت ما را زیر سئوال ببرد!

برخی می گویند که امریکایی ها حتی در شرایط برتر نیز به کنگره توصیه می کنند که تمدید تحریم ها را به تاخیر اندازد تا در به روند مذاکره و شرایط جدید صدمه نزده و تاثیر جبران ناپذیر بجا نگذارد و در همان حال برخی از ایرانی ها، اولاً در فرودگاه به سمت رئیس جمهور کفش پرتاب کرده و ثانیاً به بهانه 13 آبان، شعار مرگ بر امریکا را شعار محوری اغلام کرده و رسانه ملی نیز از تمام آرشیوهای گذشته برای تحریک و یا حتی تهییج افکار عمومی بهره گرفته و تا آنجا که ممکن است می خواهند روند مذاکره های هسته ای و غیره را به هم زده و همه چیز را به نقطه اول، یعنی دیپلماسی تهاجمی دولت نهم و دهم برگردانند!

اما پاسخ این است که اولاً بر اساس کدام باور گفته می شود که امریکا در شرایط برتر است، در حالیکه اقتصاد امریکا در آستانه فلج شدن است و اختلاف اقتصادی دولت و کنگره که حتی منجر به مرخصی اجباری بدون حقوق میلیونها کارمند و تعطیلی بسیاری از ادارات و موسسات  شده، گویای همین واقعیت مکتوم است و ثانیاً مگر همین فضا در غرب و مشخصاً در امریکا وجود ندارد و تندروها و ترجیحاً لابی صهیونیستها علیه دیپلماسی امریکا که آنچنان هم نرمش نشان نمی دهد، مواضع مخالف ندارند؟! سئوال اینجاست که آیا در آنجا مخالفان و موافقان، همدیگر را تا مرز تکفیر، طرد و تحقیر و توهین می کنند؟!

فلذا تاکید می گردد که در مسائل سیاسی بایستی آستانه تحمل مان را تا مرز اعجاب ها و اعجازها توسعه داده و باید بدانیم که در دنیای سیاست همه چیز نسبی و محتمل است و شرایط ماندگار وجود ندارد و کسانی که در دستگاه و یا فعالیت های سیاسی حضور و فعالیت دارند، بیش از دیگر سیاسیون واقف اند که منافع و مصالح ملی، همه چیز را در می نوردند و در این میان تنها ارزشها و اصول، عدول نکرده و دست نخورده باقی می مانند!

از طرفی دیگر باید بپذیریم که شعار محوری "مرگ بر امریکا" که البته مرگ بر مردم امریکا نبوده و نیست و تنها متوجه سیاستمداران و کارگزاران زورگو و قلدر نظام سلطه جهانی به رهبری امریکاست، نماد اقتدار ملی  و انقلابی ماست و در اصل پرچم مبارزه ما با استکبار جهانی است که به مدد مواضع برتر امام راحل و مقام معظم رهبری، سالهاست که در دست ماست!

علیهذا متذکر می شوم همانطوریکه ما نباید از ترس مرگ، خودکشی کرده و یا از ترس شکست، تسلیم شده و تن به اسارت دهیم، از سوی دیگر هم نباید از ذوق حلیم در دیگ افتاده و با اصولمان فاصله گرفته و گمان کنیم که دشمن به همین میزان عقب نشینی ما اکتفاء کرده و همه چیز درست می شود! چرا که قطع یقین دشمن برای عقب نشینی ما اولویت بندی کرده و بنا به فرموده قرآن، تا کافر نمودن ما و پشیمانی رسمی از انقلابی که کرده ایم، دست بردار نیست!

در پایان بنا به تجربه سیاسی خویش، توصیه داهیانه رهبری را به مخاطبان هدیه می کنم که اولاً اعتماد افراطی به دشمن، یک اشتباه تاریخی است و خوش بینی افراطی، رویکردی جاهلانه است که خوشبختانه مقامات دیپلماسی ما به این نکته توجه دارند و علیرغم جوُ متاثر از شبکه های ماهواره ای فارسی زبان که در برخی محافل بوجود آمده، این عزیزان بر حفظ اقتدار نظام مصرند و ثانیاً معظم له بر اتکاء به خودی ها و نیروهای درون نظام تاکید داشته و بر حفظ ابهت ملت ایران از طریق پیشرفت علمی جوانان ایرانی سفارش نموده اند و بارها و بارها این سرمایه را برای مردم ما ماندگار دانسته اند و داده های احتمالی دشمن را موقتی و ناپایدار توصیف کرده اند.

نویسنده : صادقعلی رنجبر

 

 

  

دیدگاه شما در مورد : خودمان را خلع سلاح نکنیم

خودمان را خلع سلاح نکنیم

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر