صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ

عسل و الواط!

کد خبر : 3991

تاریخ انتشار : 30/07/1392 - 11:50


عسل و الواط!

به گزارش خط امید بهشهر _ سیاست خارجی همواره و در مقاطع مختلف عمر دولت‌ها از جمله پُرمناقشه‌ترین مباحث بوده و امروز نیز هست. سیاست خارجی به همان اندازه که نشان از عزم و عزت یک ملت دارد به همان اندازه نیز بر افکار عمومی جهانیان تأثیر می‌گذارد چرا که پشتوانه مردمی در اعلام و اعمال این سیاست‌ها نقش بسزایی دارد. مردم ایران نیز در انقلاب اسلامی با صدای بلند عزم خود را برای کسب عزت بین‌المللی در سایه استقلال‌خواهی به معنای تن ندادن به سیاست‌های استعماری و استکباری ابرقدرت‌ها به رُخ دنیا کشید. حال بعد از گذشت بیش از سه دهه از رُخداد آن انقلاب تمدن‌ساز و نمایان شدن آخرین تیرهای ترکش استعمار و استکبار، فرصتی برای از دست رفتن نمانده. نباید با آزمون و خطا، تکرار تجربه‌های ناموفق گذشته و یا حرکت در خلاف جهت عزت، حکمت و مصلحت مدنظر رهبریِ انقلاب آسیب‌پذیری سرمایه‌های مادی و معنوی کسب شده به برکت مقاومت را بالا برد. خجالت‌آور است که در این مسیر با چشم‌پوشی از خصومت‌های دشمنان ایران اسلامی و یا دلسردی نسبت به آرمان‌های انقلاب و امام(ره)- که مبتنی بر وعده‌های صریح قرآن می‌باشد.- و یا با نگاهی خوشبینانه‌تر تفسیر نادرست و شخصی از آن آرمان‌ها، بی‌تدبیری خود را به پای برداشت‌های غلط این روزهای سیاستمداران مدعی از واقع‌بینی بگذاریم و دائماً چشم انتظار لبخند ابرقدرت‌ها باشیم. اتفاقاً نگاه واقع‌بینانه به اوضاع فعلی جهان این است که غرب به هیچ وجه از اهداف خود کوتاه نخواهد آمد و به دشمنی‌های خود تا به زانو در آوردن مخالفانش ادامه می‌دهد. آنچه ساده‌لوحانه است این است که از این واقعیات غفلت کنیم. آنگاه مبرهن است که کار انسان‌های ساده‌لوح و مغرض نتیجه یکسانی خواهد داشت. در یک نگاه کلی می‌توان دو واقعیت مرتبط با بحث را بدین صورت عنوان کرد:

1.       اگر عملکرد کشور آمریکا را در برخورد با چالش‌های بین‌المللی بررسی کنیم به این نتیجه می‌رسیم که تنها نقطه اتکای غرب، منطقِ قدرت آنهاست و این در حالی است که تنها نقطه ضعف آنان نیز قدرتِ منطق کشورهایی مانند جمهوری اسلامی است که تسلیم خوی استکباریِ ریشه دوانده در ساختار حکومتی غرب نمی‌شوند. حال با در نظر داشتن این واقعیت اگر بخواهیم عملکرد اخیر دولت در حوزه دیپلماسی را تحلیل کنیم باید گفت این تفکر که اگر در فرآیندهای حل مسائل فی‌مابین ما و برخی کشورهای غربی، ایران از مواضع خود- شامل مواردی که جزء حقوق مسلم ملی باشد یا نباشد- اندکی کوتاه بیاید و یا بخواهد با آنها معامله‌ای انجام دهد، کشورهای غربی نیز از سیاست‌ها و مواضع خود کوتاه می‌آیند تفکری است باطل و بس خوشبینانه! چرا که غرب و مشخصاً آمریکا اصلاً و اصولاً نه تنها در پی حل مسئله نیستند بلکه با ظهور و بروز مسائل به رتق و فتق امورات می‌پردازند. سیاست‌های اعمالی آمریکا در منطقه آسیای غرب و جنوب غرب را مرور کنیم: در حالیکه چند ده سال است که مردم این مناطق در آرزوی صلح و ثبات به سر می‌برند ولی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی دائماً در حال گِل‌آلود کردن آب برای ماهیگیری هستند.

2.       سیاست خارجی آمریکا در دوران اوباما که با شعار تغییر سر کار آمد تا بحال نتوانسته مشکلات چندین و چند ساله این کشور را در صحنه بین‌المللی رفع کند. اصلی‌ترین چالش دولت اوباما که بی‌نصیب از تیغ تیز منتقدین وی نمانده است همانا ایران و نهضت عظیم بیداری اسلامی است که تا به امروز لاینحل باقی مانده است. بعد از شکست سیاست‌های آمریکا در سوریه و بخصوص طرح حمله به این کشور و افزایش انتقادها به کاخ سفید، اوباما ناچار شد برای بازگرداندن وجهه از دست رفته خود حداقل ژست حل مسائل مورد مناقشه را بگیرد. این موضع ضعف آمریکا در حواشی به وجود آمده در سفر رئیس جمهور به نیویورک کاملاً مشخص بود. هر چند رسانه‌های غربی هیچ اذعانی به این موضع ضعف آمریکا نکرده و نمی‌کنند. در دولت اول اوباما، با انتصاب هیلاری کلینتون به سمت وزیر خارجه شعار تغییر اوباما در برخورد با ایران به حاشیه رفت. با به نتیجه نرسیدن سیاست‌های وی در قبال ایران که خودش نیز بارها به آن اذعان کرد، با انتصاب جان کری که زمانی در کمیته روابط خارجی سنای آمریکا دم از مذاکره با ایران در موضوعات مختلف از جمله افغانستان می‌زد، کاخ سفید امیدوار بود که بتواند حداقل تغییری در چهره آمریکای بعد از بیداری اسلامی بوجود بیاورد. با حواشی پیش آمده در سفر اخیر آقای روحانی به نیویورک، اوباما امتیاز بزرگی از یازدهمین دولت جمهوری اسلامی برای بازیابی وجهه ابرقدرتی خود گرفت. اگر عاقلانه بیاندیشیم، کاخ سفید در برابر جمهوری اسلامی‌ای که 35سال است رذالت‌های استکبار را با همه وجود درک کرده است و فضای تنفسی‌اش را در هر آن جایی که او حیاط خلوت خود می‌داند، تنگ کرده است نمی‌توانست از راه‌هایی غیر از اینگونه ژست‌های دیپلماتیکی که غیر از چند تحلیل خبری، در عمل چیزی به ارمغان نمی‌آورد وارد شود.

      ای کاش دولتمردان ما و طرفدارانشان این مهم را درک می‌کردند که صرف تعارفات دیپلماتیک نیز به مانند آنچه در پرونده هسته‌ای ایران در زمان مسئولیت آقای روحانی در شورای عالی امنیت ملی روی داد، تنها و تنها در عکس یادگاری گرفتن و چند صباحی پشت میز مذاکره نشستن خلاصه می‌شود و بس! به خصوص در این شرایط که غرب علیرغم ادعاهای خود مبنی بر گشوده شدن پنجره‌های دیپلماسی به روی ایران و راه‌حل‌های سیاسی برای حل مسائل منطقه، به دنبال وقت‌کُشی است. بدین معنا که با گذشت زمان علاوه بر اینکه فشارها ادامه می‌یابد، دنباله‌دار شدن تعارفات دیپلماتیک مذکور چهره آمریکا و متحدانش را بعنوان منادیان صلح بازسازی می‌کند. آیا این توهین به دولت و ملت ایران نیست؟!

     فراموش نکنیم که اگر هر دو طرف با جدیت وارد مذاکرات شوند، آمریکا همان رفتاری را با تیم جدید سیاست خارجی خواهد داشت که تابحال در طول تاریخ مذاکرات با سایر مذاکره‌کنندگان داشته است. آنوقت همین حضرات داعیه‌دار دیپلماسی به این نتیجه می‌رسند که این آمریکا است که اصول مذاکره را زیر پا می‌گذارد و به هیچ چیزی جز منافع نامشروع خود نمی‌اندیشد. ظاهراً قرار است ما از یک سوراخ چندین بار گزیده شویم!

"آمريكا مى‌گويد: «بياييد مذاكره كنيم.» نمى‌گويد: «بياييد رابطه برقرار كنيم.» مذاكره يعنى چه؟ يعنى آن پيوندى را كه جمهورى اسلامى قطع كرد و بريد و همان موجب شد كه تمام عواطف صادقانه ملت‌هاى دنيا به اين نظام جلب شود، اين را دو مرتبه برقرار كند. يعنى در درجه اول، يك ضربه نمايان به جمهورى اسلامى بزنند و از آنجا كه تبليغات هم در دست آنهاست، در دنيا منعكس كنند كه «جمهورى اسلامى، از حرفهايش برگشت!» به چه دليل؟ به اين دليل كه نشسته است و با آمريكا مذاكره مى‌كند.

آنوقت يک يأس عمومى در تمام ملتها- در آسيا و درآفريقا و در كشورهاى گوناگون و در خود اروپا و در خود آمريكا به وجود آيد. ملت‌هايى كه اميد پيدا كرده‌اند- مسلمانان و حتى بعضى غيرمسلمانان- نااميد شوند و آن چهره با صلابت امام بزرگوارمان كه روى جمهورى اسلامى را پوشانده و آنها را وادار به حركت مى‌كرده است مخدوش گردد و بگويند: «نه آقا! جمهورى اسلامى هم توبه كرد!» يا بگويند: «چون امام رفت، جمهورى اسلامى ايران توبه كرد!» اگر يادتان باشد، بعد از رحلت امام يكى از شاه‌بيت‌هاى تبليغاتى دشمن، همين بود كه: «امام رفت و اينها ديگر راه امام را رها كردند.» براى اين‌كه همان احساس را درون ملتها به وجود آورند؛ يا اين را بگويند يا بالاتر از اين را. بگويند: «امام كى گفته بود ما با آمريكا مذاكره نكنيم؟!

كى امام چنين حرفى زده بود؟! امام همان چند روز زمان خودش را گفته بود! همان چند وقت را گفته بود! امام كى ما را نهى كرده است؟!» يعنى حتى تصرف كنند در نظرات امام، تصرف كنند كه در ميانِ صدها سخنرانى و بيان قاطع و صريح اينطور اظهار شده است. اولين ضربه‌اى كه با اين كار مى‌خواستند بزنند اين بود كه جمهورى اسلامى را از آبروى خودش، از آن حيثيت و صلابت و قدرت و قامت استوارى كه در چهره‌ها و خاطره‌هاى ملت‌هاى مسلمان در دنيا پيدا كرده است ساقط كنند. ملت ايران مگر ملت كوچكى است؟! ملت ايران، فلان ملتِ از زير بوته درآمده اروپايى يا آفريقايى كه نيست! ملت كهنِ ريشه‌دارى است كه هزاران سال سابقه دارد. هزار و سيصد، چهارصد سال بعد از اسلام، هميشه در اوج ملت‌هاى مسلمان قرار داشته است. آن وقت اين ملت، آن هم با اين انقلاب، آن هم با آن حرف‌ها، همه چيز را گذاشت كنار و توبه كرد؟! آمد شروع كرد با آمريكا مذاكره كردن؟!

به صِرف اينكه جمهورى اسلامى بگويد «بله؛ ما مذاكره را قبول داريم.» يا اين را بفهماند، يا طورى مشى كند كه معلوم شود حرفى ندارد كه با آمريكا مذاكره كند، اين، اوّلين ضربه است. و بعد، تازه شروع تحميلهاست."(بیانات در دیدار دانشجویان۱۳۷۲/۰۸/۱۲)

بنابر آنچه گفته شد مهمترین دلیلی که مذاکرات به سبک آمریکایی در هر موردی به نتیجه نمی‌رسد آن است که آمریکا مذاکره را صرفاً برای مذاکره می‌خواهد و نه برای حل مسائل. لذا مذاکره نکردن ایران از موضع قدرت و مذاکره کردن آمریکا از موضع ضعف تحلیل می‌شود. پس نباید اینگونه اندیشید که ایران از مذاکره می‌ترسد یا این ایران است که تمایلی به تعامل با جامعه به اصطلاح جهانی ندارد که این دقیقاً همان چهره‌ای است که رسانه‌های پُرشمار جبهه کفر و الحاد از جمهوری اسلامی به تصویر می‌کشند. ضمن اینکه ذوق زدگی مفرط رسانه‌های حامی رئیس جمهور درباره گشوده شدن باب مذاکره نشان می‌دهد که آنها در جریان بسیاری امور نیستند:

"دوتا تجربه كوتاه مدت هم داريم: يكى مذاكرات در مورد مسائل مربوط به عراق بود كه من در سخنرانى عمومى گفتم كه ما اين مذاكره را قبول می‌كنيم و رفتند مذاكره كردند. يكى هم در دولت‌هاى قبل بود درباره يک موضوعى كه آمريكایى‌ها پيغام دادند يك مسئله امنيتى مهمى هست، دولت دو سه دور مذاكره كرد. آمريكایى‌ها معمولاً در مذاكره اينجورند كه وقتى در مقابل استدلال متين كم مى‌آورند، وقتى نمی‌توانند استدلالى كه قابل قبول و منطقى باشد ارائه كنند، متوسل می‌شوند به زورگویى و چون زورگویى روى جمهورى اسلامى اثر ندارد، يكطرفه اعلان می‌كنند كه مذاكرات تعطيل! اين چه جور مذاكره‌اى است؟! در هر دو مورد اينجورى شد. البته از كيفيت مذاكرات می‌فهميدم اين‌ها دارند به چه مسيرى می‌روند. گزارشش را براى من می‌فرستادند. بنده همان وقت به وزارت خارجه گفتم اين مذاكره را قطع كنيد. هنوز اقدام نكرده، آنها يكجانبه اقدام كردند؛ اينجورى‌اند. ما اهل مذاكره‌ايم اما نه با آمريكا.

علت هم اين است كه آمريكا صادقانه مثل يک مذاكره‌كننده معمولى وارد ميدان نمي‌شود. مثل يك ابرقدرت وارد مذاكره می‌شود. ما با چهره ابرقدرتى مذاكره نمی‌كنيم. ابرقدرتى را بگذارند كنار، تهديد را بگذارند كنار، تحريم را بگذارند كنار، براى مذاكره يك هدف و نهايت مشخصى فرض نكنند كه بايد مذاكره به آنجا برسد. من در چند سال قبل در شيراز، در سخنرانى عمومى اعلام كردم، گفتم ما قسم نخورده‌ايم كه تا آخر مذاكره نكنيم. مذاكره نمی‌كنيم به خاطر اين عوارض است. به خاطر اين است كه اين‌ها مذاكره‌كننده نيستند. اين‌ها می‌خواهند زور بگويند. مثل آن الواطى كه وارد می‌شد توى دكان، عسل دوست داشت. می‌پرسيد شيشه‌ عسل چند است؟ می‌گفت مثلاً صد تومان، دست طرف را می‌گرفت فشار می‌داد، اين كاسب بيچاره می‌ترسيد ديگر؛ زير فشارِ او می‌گفت: خوب، هر چه شما بگویيد! می‌گفت سى تومان، می‌گفت خيلى خوب! اين كه مذاكره نشد، اين كه معامله نشد.

اگر می‌توانند دست ديگران را فشار بدهند، آنها را وادار كنند كه از صد تومان بيايند به سى تومان، جمهورى اسلامى نه، زير بار اين فشارها نخواهد رفت. او هم به سبک خود به هر فشارى پاسخ خواهد داد. به زورگویى متوسل نشوند، از نردبان ابرقدرتى كه نردبان پوسيده‌اى هم هست، پایين بيايند، اشكالى ندارد. اما تا وقتى كه آنجور است، امكان ندارد."(بیانات در دیدار با مسئولان نظام۱۳۸۹/۰۵/۲۷)

حال سؤال اینجاست که تأکید بیش از حد وزیر خارجه کشورمان بر عدم ساخت سلاح هسته‌ای در ایران و یا تلاش ایران برای رفع نگرانی‌های بین‌المللی و... آیا غیر از بازی کردن در زمینی است که سران کشورهای غربی و لشگر عظیم رسانه‌ای آنها طراحی کرده‌اند؟! به طور کلی نگاه جمهوری اسلامی به مسئله هسته‌ای فراتر از بحث پیرامون ساخت سلاح هسته‌ای و یا استفاده غیر صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای است. لذا مذاکره پیرامون این موضوعات صرفاً وقت‌کُشی و تنزل دادن سطح بحث است که کاملاً مطابق با خواسته طرف غربی است. در نتیجه همانگونه که تأکید اوباما در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل مبنی بر عدم تدارک ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای، حرف تازه‌ای نیست مطالب عنوان شده توسط آقای ظریف نیز گفتمان جدیدی در دیپلماسی هسته‌ای ایران محسوب نمی‌شود.

اینگونه مواضع از سوی مسئولان دولتی کشور در حقیقت به رسمیت شناختن لجن پراکنی‌های امپراطوری رسانه‌ای بیمار غرب علیه چهره مقتدر و مظلوم جمهوری اسلامی است. از سویی دیگر، تأکید تیم سیاست خارجی دولت یازدهم از جمله شخص رئیس جمهور بر اینکه حقوق مسلم ملت ایران- غنی‌سازی- معامله و مذاکره‌پذیر نیست نیز بیشتر به یک ژست دیپلماتیک می‌ماند تا سیاست جدی برای مذاکره. چرا که غرب دقیقاً با غنی‌سازی در خاک ایران مشکل دارد و نه آنچه- ساخت سلاح هسته‌ای- بدان وانمود می‌کنند. بنابراین طبیعی است که اگر عقب نشینی و یا برنامه‌ریزی خاصی انجام نشود تعلیق غنی‌سازی از مهمترین خواسته‌های کشورهای غربی در مذاکرات آتی خواهد بود.

موضع ما در برابر دشمنان، موضع تهاجمی است و نه تدافعی. سمپاشی‌های جبهه استکبار علیه ملت ایران، منطقی جز خشم و کینه عمیق و تمام نشدنی نسبت به اسلام و انقلاب ندارد. پس لزومی ندارد که منابع و منافع نظام را در راستای اخم و لبخندهای غرب که هر دوی آنها به یک معناست، بسیج کرد. در زمانی که دشمنان این مُلک و ملت شکستن خطوط قرمز ملی و مذهبی ما را آزادی بیان می‌نامند، به رسمیت شناختن خطوط قرمز توهمی غرب تحت لوای گفتگوی تمدن‌ها و تنش زدایی نمی‌تواند عاقلانه باشد. نماز جمعه تاریخی رهبر انقلاب در 29خرداد1388 را به خاطر بیاوریم: "آن چيزى كه در اين بين از همه بدتر و زشت‌تر به چشم من آمد، اين حرفهایى بود كه به عنوان دلسوزى از حقوق بشر و سختگيرى به مردم از زبان اين دولتمردان آمريكایی صادر شد كه: ما از اينكه با مردم چنين رفتار بشود، مخالفيم؛ ما نگرانيم! شما نگران مردميد؟! شما چيزى به نام حقوق انسان را اصلاً قبول داريد؟!" همینطور باید گفت آیا غرب اصلاً مقوله‌ای به نام تمدن اسلامی را قبول دارد که با آنها گفتگوی تمدنی داشته باشیم؟! در این شرایط، تنش زدایی آیا غیر از عقب نشینی از اصول اصیل انقلاب، نادیده انگاشتن تهدیدات علیه کشور و یا به تعبیر بهتر همان نسخه هزار بار جویده شده توهم توطئه معنا می‌دهد؟! آیا در این شرایط، طرح کردن مسئله هسته‌ای ایران و مانور کُشنده تبلیغاتی علیه صلح‌آمیز بودن آن انحراف افکار عمومی از اصل موضوع نیست؟!

به هر حال، نگارنده تنها نقطه قوت دیپلماسی دولت یازدهم را در تجربه مذاکرات هسته‌ای آقای روحانی در زمان تصدی دبیری شورای عالی امنیت ملی می‌داند. القای شُک و بُهت به کارگزاران آن زمانِ سیاست خارجی کافی بود تا غرب بتواند نتیجه چندین ساله خود برای منزوی کردن ایران را با شادی به نظاره بنشیند. اظهارات تونی بلر درباره تعلیق غنی سازی و تعطیلی تأسیسات هسته‌ای ایران مبنی بر اینکه: "میوه حمله به عراق را در تهران چیدیم!" بسیاری از اهالی سیاست را از خواب بیدار کرد و فهمیدند که هدف اصلی تحرکات کاملاً مشکوک آمریکا در خاورمیانه چه بود و آنها چه می‌اندیشیدند! اینکه شخص رئیس جمهور نیز بارها موضوع هسته‌ای را نماد غرور ملی نامیده است نشان می‌دهد که تجربه تلخ گذشته باید سرلوحه کار قرار گیرد.

نویسنده : سروش سیاری
منبع : بلاغ

 

 

  

دیدگاه شما در مورد : عسل و الواط!

عسل و الواط!

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر