صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ
به‌یاد «زنده‌یاد سلمان هراتی»

«همین سه دفتر»؛ یادنامه شاعر انقلابی مازندران

از او اگرچه بر پیشانی زمانه جز سه دفتر شعر باقی نیست اما همین سه دفتر کافی است تا بتوان در همه قالب‌های شعری نمونه‌های کاملی از شعر انقلاب را یافت.

کد خبر : 38612

تاریخ انتشار : 05/01/1395 - 00:56


«همین سه دفتر»؛ یادنامه شاعر انقلابی مازندران

به گزارش خط امید بهشهر، سلمان هراتی در سال 1338 هجری شمسی در روستای "مرزدشت" تنکابن، در خانواده‌ای مذهبی پا به عرصه وجود نهاد. دوران ابتدایی را در روستا گذراند و از سنین نوجوانی با قلم و دفتر و کتاب، انس و الفت گرفت.

از همان ابتدای جوانی به دلیل فقر مادی، برای گذراندن معاش به شاگردی می‌پرداخت و با چوپانان محلی (گالش‌ها) به چوپانی می‌رفت و از همین رهگذر با ترانه‌های محلی آشنایی پیدا کرد. از سال 1352 به نوشتن روی آورد و سرودن شعر را تجربه کرد. فوق‌دیپلمش را در سال 1362 در رشته هنر گرفت و بلافاصله به کار تدریس هنر در روستاهای تنکابن مشغول شد

سلمان با شعر متعهد پیوندی ناگسستنی داشت و از همین روست که صمیمیت و خلوص و بی‌پیرایگی در اشعارش موج می‌زند و شعر او را از شعر دیگر معاصران متمایز می‌سازد.

از سلمان هراتی سه مجموعه بانام‌های "از این ستاره تا آن ستاره"، "از آسمان سبز" و "دری به خانه خورشید" به چاپ رسیده است.

برخی معتقدند در شعرهای سلمان هراتی تأثیرهایی از شاعران مطرح معاصر همچون سهراب سپهری و فروغ فرخزاد دیده می‌شود. او در قالب‌های گوناگون شعر سروده اما بیشترین سروده‌هایش در قالب شعر سپید است. زنده‌یاد سلمان هراتی یقیناً یکی از مصادیق شعر انقلاب است.

از او اگرچه بر پیشانی زمانه جز سه دفتر شعر باقی نیست اما همین سه دفتر کافی است تا بتوان در همه قالب‌های شعری نمونه‌های کاملی از شعر انقلاب را یافت.

سلمان هراتی در آبان ماه 1365 هـ.ش درراه رفتن به مدرسه، براثر تصادف جان باخت.

بر مزار این شاعر نوشته‌شده است: آه از پاییز سرد، ای‌کاش من / از تو باغی در بهاران داشتم.

نمونه‌ای از شعر سلمان هراتی:

تو مثل ستاره

پر از تازگی بودی و نور

و در دستت انگشتری بود از عشق

و پاکیزه مثل درختی

که از جنگل ابر برگشته باشد

***

سرآغاز تو

مثل یک غنچه سرشار پاکی

زمین روشنی تو را حدس می‌زد

تو بودی، هوا روشنی پخش می‌کرد

***

و من

هر گلی را که می‌دیدم از

دست‌های تو آغاز می‌شد

و آبی که از بیشه‌ای دور می‌آمد آرام

بوی تو را داشت

***

من از ابتدای تو فهمیده بودم

که یک روز خورشید را خواهی آورد

دریغا تو رفتی!

هراسی ندارم

مهم نیست ای دوست

خدا دست‌های تو را

منتشر کرد...


منبع : بلاغ

 

 

  

دیدگاه شما در مورد : «همین سه دفتر»؛ یادنامه شاعر انقلابی مازندران

«همین سه دفتر»؛ یادنامه شاعر انقلابی مازندران

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر