صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ
دریای مازندران، گوشت قربانی یا روغن ریخته؟

دریای مازندران و تکرار قصه یک مویز و چهل قلندر!

گویا دریای مازندران، همان روغن ریخته شده ای را می ماند که آقایان خیلی زود آن را نذر کرده و رایگان آن را به همه هبه می کنند.

کد خبر : 3682

تاریخ انتشار : 20/07/1392 - 11:20


دریای مازندران و تکرار قصه یک مویز و چهل قلندر!

به گزارش خط امید بهشهر _ قدیم ها، حکیم باشی های قدیمی که از طب سنتی برای درمان مریض ها استفاده کرده و فاقد داروها و داروخانه های مدرن بوده اند، چند داروی کلیدی دست ساز را همواره همراه خود حمل و غالباً برای مریض های مختلف تجویز می کردند که البته گاهی جواب می گرفتند و گاهی هم کاری از پیش نبرده و مریض ها را جواب می کردند!

حالا این روزها ظاهراً ما هم با کارشناس هایی مواجه ایم که همانند حکیم باشی های قدیم، برای درمان همه دردهایی که به عهده آنها نهاده می شود، همین چند داروی همراه را تجویز می کنند و اگر جواب داد که آنها حکیم حاذق می شوند و اگر جواب نداد، آنها بکارشان ادامه می دهند، اگر چه بیمارشان دارفانی را وداع کند!

واضح تر اینکه در ماههای پایانی دولت دهم، سمنانی ها برای کویرزدایی و احیای کشاورزی در کویر و جبران کم آبی های اقلیمی و ذاتی، ضمن انتقال فریبکارانه تعدادی از روستاهای کوهپایه ای مازندران به سمنان که برخوردار از سرچشمه های آب های خروشان بوده اند، کارشناسی دولت را نیز علیرغم ارتفاع موجود به انتقال آب دریای مازندران به سمنان تحریف کرده و برخلاف همه مخالفتهای فنی و هزینه ای اعم از داخلی و خارجی، مبنی بر اینکه آب دریای مازندران با هر میزان درصد تصفیه، هرگز به احیای کشاورزی سمنان نمی انجامد، ولی اکولوژی دریای مازندران با انتقال گسترده پساب های تصفیه خانه های قوی و بزرگی که قرار بود در سواحل محل پمپاژ احداث گردند، به هم می ریزد، اما آنها دولت را به امضای یک قرارداد 2000 میلیارد تومانی با پیمانکار و مراسم افتتاحیه سمنانیزه وادار کرده که فقط برای تجهیز کارگاهی که هرگز مرئی و مستقر نشد، 10درصد آن یعنی 200 میلیارد تومان هزینه روی دست دولت گذاشتند و بعد هم همه چیز ماست مالی شد و طرحی اجرا نشد!

مورد دیگر اینکه دولت دهم برای توسعه و بین المللی کردن فرودگاه توریستی رامسر با خشک کردن دریا به عرض تقریبی 60 متر و به طول یک باند پرواز موافقت کرد و دریای مازندران مجبور به عقب نشینی از سواحل رامسر شد، غافل از اینکه برای داشتن یک فرودگاه بین المللی در غرب استان راههای دیگری هم وجود داشت!

بحث آلوده سازی دریای مازندران که متاسفانه از جانب کشورهای حوزه خزر بشدت جریان دارد و مشخصاً پالایشگاه جمهوری آذربایجان یکی از بارزتری آنهاست و کشتی های غول پیکر و بنادر خزری در کشورهای این حوزه نیز به عنوان منابع آلوده سازی خزر معرفی شده اند، از جدی ترین تهدیدهای این پدیده مظلوم است!

احداث سدهای متعدد در مسیر رودخانه های تاثیرگذار در تامین آب این دریا، از جمله تهدیدهایی است که به اکولوژی آن آسیب جدی می رساند و همه این ها به این خاطر است که رژیم حقوقی آن تعیین نشده است!

و اما تاسف بارتر اینکه اخیراً و آن هم در دولت تدبیر و امید یازدهم نیز، کارشناسان برای جلوگیری از فاجعه خشک شدن دریاچه ارومیه، همراه با متوقف کردن مطالعه چهل سد، مطالعه انتقال آب دریای مازندران به دریاچه ارومیه را نیز در دستور کار خود قرار داده اند، و این در حالی است که یکی از دلایل این فاجعه، راه اندازی بیش از همین تعداد سدهایی است که برای توسعه کشاورزی و سایر بهره برداری های اقتصادی منطقه  روی رودخانه هایی احداث شده است که تامین کننده آب دریاچه ارومیه بوده اند!

گویا دریای مازندران، همان روغن ریخته شده ای را می ماند که آقایان خیلی زود آن را نذر کرده و رایگان آن را به همه هبه می کنند و ظاهراً این آقایان کریستف کلمبی را می مانند که علیرغم این همه قومیتی که در حوزه آن زندگی می کنند، فاتحانه می پندارند که این منطقه بکر و دست نخورده را تازه کشف کرده و مال خودشان است و شاید می خواهند سرنوشت آینده شمالی ها را با سرنوشت سرخپوستها گره بزنند و طی آن از محل زندگی خود خارج شده و آواره استانهای دیگر و شاید هم عسلویه و امثالهم شوند!

بر ما معلوم نشده است که دریای مازندران که بخشی از بیولوژی و نیز اکولوژی شمال کشور است و حیات مازندران به همین دریا و جنگل هایش وابسته است، بجای شکوفایی و توسعه همه جانبه اقتصادی، چرا به همین راحتی وجه المعامله و وجه المصالحه کارشناسانی قرار می گیرد که البته حکیمانه و نه طبیبانه، فقط به موضوع محوله دوم، مثل کویر سمنان و دریاچه ارومیه  نگاه می کنند، غافل از آنکه مازندران هم حق حیات دارد و خود به این دریا با همه مواهبش بیش از دیگران نیازمند است و باید گفت شمعی که به خانه رواست، به مسجد حرام است و حیرت ما از آن است که آنها چرا از کیسه حاتم طایی می بخشند و آیا هرگز به مازندران کویری شده هم اندیشیده اند؟!

دریای مازندران بر خلاف گذشته که با معضل پیشروی آب مواجه بود، الان سالهاست که تثبیت شده و حتی گاهی با عقب نشینی هم مواجه می گردد و توجه تجاوزگونه و تعدی گرانه به دریای مازندران یا با اطلاعات قدیم انجام می پذیرد و یا اینکه قطعاً کارشناسان به گزینه مازندران نمی اندیشند!

و اینجاست که باید بر سر کارشناسانی که مثل جکیم باشی ها طبابت می کنند، فریاد کشید و از سر درد گفت که دست از سر کچل مازندران بردارید و بگذارید که مازندران در همین حجم موجود مشکلات و بار سنگین فشارهای ناشی از بیکاری و توسعه نیافتگی بسوزد و بسازد و شما که مرهم بر زخم کهنه مازندران نمی گذارید، حداقل مرحمت فرموده و لااقل بر آن نمک هم نپاشید!

به قول باباطاهر همدانی باید اینگونه زمزمه کنیم که:

ته که نوشم نئی، نیشم چرایی    ته که یارم نئی، پیشم چرایی

ته که مرهم نئی بر زخم ریشم     نمک پاش دل ریشم چرایی

و یا به قول حافظ شیرازی به این آقایانی که زیادی شیفته مواهب خدادادی مازندران شده اند، بگوئیم که:

هر آن عاشق که چشم مست دارد      هزاران چون منی پابست دارد!

معلوم هم نیست که این دریای مازندران تا کجا و تا کی می خواهد درمان چه دردهای دیگری باشد و اینکه چرا نمایندگان پرتعداد استانهای شمالی و نیز صاحب نفوذان این سه استان اعم از نمایندگان محترم ولی فقیه، نمایندگان محترم مجلس خبرگان رهبری، ائمه محترم جمعه، استانداران و فرمانداران و اساتید دانشگاه و سایر فرهیختگان، حداقل اعتراض گونه ای را متوجه اینگونه اظهارات غیرمسئولانه ننموده و از حق مازندران دفاع نمی کنند؟!

فلذا متذکر می گردد که انتظار مازندران از دولت تدبیر و امید این است که به بی مهری های گذشته پایان داده و برای یکبار هم که شده دست نوازش بر سر مازندران و شهروندان شریفش کشیده و با افزایش توجه به این استان، گامی در جهت جبران عقب ماندگی هایش بردارند!

 

در پایان باید یادآور شویم که دریای مازندران یک فرصت ملی است و احیای اقتصادی آن در هر قالبی اعم از صیادی، گردشگری، زیست محیطی و گزینه های نفتی و گازی و غیره، مستقیماً به احیای اقتصاد ملی کمک می کند و دولت اعتدال نباید گوش خود را بدهکار اظهارنظر غیرکارشناسی کارشناس نماهایی کند که یا قصد خوش رقصی برای مسئولین ارشد کشور را دارند و یا اینکه اینکاره نیستند و می خواهند اعضای پیکره یک موجود زنده را به موجود زنده دیگری پیوند زنند که این اصلاً انسانی نیست که ما مرگ موجودی را مقدمه حیات موجود دیگری کنیم!

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه


منبع : بلاغ

 

 

  

دیدگاه شما در مورد : دریای مازندران و تکرار قصه یک مویز و چهل قلندر!

دریای مازندران و تکرار قصه یک مویز و چهل قلندر!

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر