صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ
شتر کجه خشه که ونه لوشه ناخشه!

تا کی باید مازندران در زیر چرخه ناتوانی ها نگه داشته شود؟

مازندران، امروز همانند همان شتر بارکشی است که در کشاورزی و فعالیتهای باغی،بار سایر استانها را به دوش می کشد و کجی قامت مازندران، نتیجه زحمت چنین تحملاتی است!

کد خبر : 3659

تاریخ انتشار : 19/07/1392 - 15:08


تا کی باید مازندران در زیر چرخه ناتوانی ها نگه داشته شود؟

به گزارش خط امید بهشهر _ به شتر پیر و بارکشی گفته شد که چرا گردنت کج است؟! شتر کمی رنجید و خندید و سنجید و گفت: کجای بدنم راست است که تو به گردنم گیر داده ای؟! کج شدن که خوب است، حتی له شدن در زیر بارهای سنگین که تعجب ندارد!

مازندران، امروز همانند همان شتر بارکشی است که در کشاورزی و فعالیتهای باغی، با تامین درصد قابل توجهی از تمام محصولات مورد نیاز کشور از جمله برنج، گندم، پنبه، جو، یونجه، شبدر، لوبیا، سویا، کلزا، مرکبات، میوه ها، چای، توتون، چغندر، توت فرنگی، نیشکر، سیفی جات، محصولات جالیزی، گل و گیاه و غیره، بار سایر استانها را به دوش می کشد و کجی قامت مازندران، نتیجه زحمت چنین تحملاتی است!

در دامپروری و فعالیت های حوزه دام و طیور، باز هم مازندران در ردیف استانهای پر تحرک و تولیدکننده است و در کنار این فعالیتها، زنبورداری، پرورش قارچ و غیره هم انجام می پذیرد.

در صیادی سنتی و صنعتی اعم از ماهیان خاویاری و گوشتی در دریا، رودخانه ها، جویبارها، نهرها، آب بندان ها، استخرهای ماهی، تالابها و حتی در شالیزارها، برکه ها، قنات ها و غیره، مازندران جزء استانهای برتر است.

در گردشگری نیز اگر از خراسان زیارتی بگذریم، مازندران تنه به تنه استانهایی مثل اصفهان، فارس و آذربایجان شرقی زده و جزء استانهای جلودار در عرصه آمار اقبال گردشگران هم بلحاظ ترانزیتی و هم بلحاظ اقامتی است.

در ورزش مازندران مدالهای ملی و بین المللی را بی وقفه درو کرده و می کند و در برخی از رشته ها مثل کشتی و فوتبال و والیبال، از استانهای درجه یک است و مهره های ارزشمندی را به ورزش کشور اهداء کرده است.

مازندران در صنعت هم خیزهای بلندی برداشته است و تقریباً تمام شهرستانها، شهرها و حتی بخش های مازندران درارای شهرک صنعتی و یا در حال ایجاد آن بوده و حتی برخی از این شهرستانها دارای دو شهرک اند و علاوه بر آن کارخانجات متعددی نیز در شهرهای مازندران فعال بوده و یا در حال احداث اند.

همه این حرفها که گفته شد، بیانگر ظرفیت ها و پتانسیل های ذاتی مازندران با جمعیتی 3میلیون نفری است که متاسفانه علیرغم ظاهر زیبا، باطنی زیبا ندارد و می توان گفت که مازندران همه چیزش شبیه برگهای سبز درختان سر به فلک کشیده ای است که موفق شدند زدری های محرومیت را از نگاه غریبه ها و غیربومی ها پنهان داشته و به تعبیر دیگر صورت مازندران و مازندرانی را با سیلی سرخ نگه دارند!

چرا که در کشاورزی و باغداری، بخاطر مکانیزه نبودن، عدم یکپارچه سازی و هم سطح سازی اراضی، گرانی داده ها، گرانی منابع انسانی، گرانی هزینه تملیک و یا اجاره ماشین آلات، فقدان زیرساخت های مرحله بهره برداری، واردات بی رویه در فصل برداشت، عدم صادرات محصولات، ارزانی شکننده محصولات، می توان گفت که مازندرانی ها می کارند و دلالان تهرانی می دِرُوَند، مازندرانی ها خون می خورند و دلال ها سود می برند و فاصله خرید محصول از اراضی مازندران تا فروش آن در میادین تره بار تهران، فاصله صفر و صد و یا کف و سقف است!

در دامپروری و صیادی نیز ما بخاطر صنعتی نشدن روشها و ابزار، شاهد مشاغل و نسلهای در حال انقراض بوده و بخاطر کاهش حمایتها و سود مکفی، افزایش بیماری ها و آفات، گرانی داده ها و سایر مشکلات ستادی و میدانی که عملاً این حرفه را کم سود کرده، تقریباً گروه جدیدی به این عرصه ورود نکرده و فاجعه ای در پیش است!

در گردشگری هم علیرغم آمار بالا در همه زمینه ها، بسترهای لازم برای کسب درآمد از توریست فراهم نشده و با توجه به کمبود شدید اماکن دیدنی و تفریحی و نیز کم جاذبه بودن اماکن تاریخی و اقلیمی در مازندران و فقدان بازارهای پرتنوعی که ارائه کننده صنایع دستی مازندران و سایر نیازها و سلایق و علایق گردشگران باشد، مازندران خیلی هنر کند، اینکه بخشی از مایحتاج خوراکی گردشگران را به آنها بفروشد، چرا که غالب گردشگران در شهرک پلاژهای دولتی و یا ویلاهای مالکیتی خود مقیم شده و یا در چادرهای مسافرتی اقامت می گزینند و تنها بخش کوچکی از آن به دنبال ویلاخونه های ارزان روستایی بوده که با توجه به پخت غذا در همین اماکن توسط خودشان و یا تامین غذاهای مجانی در رستوران های شهرک پلاژهای دولتی، عملاً چنین اقامتی به تکان اقتصادی مازندران نمی انجامد و بر خلاف خراسان و اصفهان و فارس و کرمان که شاهد گردشگران پول خرج کن هستند، ما در مازندران شاهد نجابت اقتصادی و ریاضت مالی گردشگران هستیم، اگر چه آنها در تولید زباله برای مازندران، رکورد همه استانها را زده اند!

در ورزش نیز مازندران فاقد زیرساخت ها و امکانات مناسب ورزشی است و با توجه به کوچ گسترده ورزشکاران، مازندران بیشتر برای باشگاههای حرفه ای استانهای متمول، تولید ورزشکار می کند و بطور مثال در حالی که استان همسایه ما یعنی گیلان غالباً دارای دو سهمیه در لیگ برتر فوتبال است، مازندران با بیش از 90 ورزشکار در باشگاههای غیر مازندرانی حاضر در لیگ های برتر و دسته اول کشور، متاسفانه خودش فاقد سهمیه حضور در لیگ برتر است و علت العلل آن نیز فقدان اسپانسر مالی قوی بخاطر کم تحرکی اقتصاد دولتی و خصوصی در مازندران است و تیم های حاضر در لیگ یک علیرغم درخشش در هفته های آغازین یا مثل صنعت ساری به لیگ دو سقوط کرده اند یا همواره در معرض سقوط اند و همین داستان غم انگیز و جوان ستیز در لیگ برتر فوتسال و لیگ برتر فوتبال ساحلی قابل ملاحظه است و ورزش کشتی هم در مازندران، بحران مالی را در هر لیگ تجربه می کند و تعدد کنارکشیدن ها و جابجایی اسامی تیم ها از همین مصائب حکایت می کند، در حالیکه مازندران پایتخت کشتی جهان است و همین امسال مازندران 5 عضو از ترکیب 7 نفره تیم ملی را در مسابقات جهانی به خود اختصاص داد که با دروی مدال ها، مقام قهرمانی جهان را به مردم هدیه کردند و اگر فرصت باقی بود به سایر ورزشها هم می پرداختم که در پشت پرده موفقیت هایی که با همت های فردی اتفاق می افتد، ما تا چه اندازه می توانیم منعکس کننده درد دلهای قهرمانانی باشیم که می سوزند و می سازند و فقیرانه پای به میدان های سخت می گذارند تا برای ملت و نظام و کشور ما آقایی بیاورند!

صنعت مازندران از همه بخش ها مصیبت بارتر است، چرا که محرومیت سی ساله مازندران به جرم حاصلخیز بودن خاکش و قطب بودن کشاورزی که البته هرگز محقق نشد، نتوانست پابپای سایر استانها، رشد صنعتی کند و سرمایه گذاران در ارزان ترین سالها، گران ترین صنایع را به استانهایی ارزانی داشته اند که در برابر مازندران، درجه چندم بوده اند، اما صنعت آنچنان به آنها ارتفاع داده که حالا برای نگاه به قامت بلند آنها، ما کودک کوتاه قدی را می مانیم که کلاه ما می افتد!

ما در صنعت خیلی دیر جنبیدیم و زمانی به شهرک های صنعتی روی آوردیم که موضوعات سرمایه گذاری و اصل سرمایه و سرمایه گذار توسط سایر استانها درو شده و سهم ما بجز حسرت و صنایع بی درآمد و دپوشونده ای مانند دستمال کاغذی و ماکارونی و پفک و از این قبیل موارد نبود!

الان ما در صنعت یا شاهد کارخانجات غیر صرفه ای مانند چیت سازی و نساجی و صنایع مشابه و یا فرصت های شغلی تعطیل شده ای هستیم که نمی دانیم کی بخت آنها وا می شود و اگر هم بشود آیا با توجیه اقتصادی همراهند یا بر اساس لابی گری برخی نماینده های مازندران در کمیسیون های ذیربط استوارندکه نمی دانیم به فرض رسیدن به تولید، با این کیفیت های پائین محصولات و کمبود بازارهای فروش، تا کی دوام می آورند!

ضمن اینکه صنایع مشکوکی مثل آرین سینا و کارخانه چسب و آنتی بیوتیک و صنایع شیمیایی و غیره از نگاه اهالی روستاهی اطراف، نابود کننده کشاورزی و آب و جمعیت انسانی محسوب شده و سالهاست که با مراجعه کثیر آنها برای تعطیلی این کارخانه ها مواجه ایم!

وضعیت جنگل مازندران نیز به اعتراف مدیران و نیز به استناد فیلم های هوایی و به اعتبار پرونده های قضایی، بسیار اسف بار است و همه متفق القول اند که از آن جنگل های انبوه مازندران دیگر خبری نیست و فقی یک رگه نازک از آن جنگل باقی مانده است و برخی این حالت را بخاطر عملکرد غلط شرکت های بهره بردار طرف قرارداد با سازمان جنگل ها می دانند، برخی هم آن را ماحصل تجاوزهای بومی به حریم جنگل و تصرف مراتع و جنگل و تبدیل آن به باغ و ویلا و غیره می دانند، برخی هم آن را به دخالت مدیران ارشد برای تخصیص آن به محل دفن زباله، محل احداث دانشگاه، محل کارخانه، شهرک صنعتی و غیره ربط داده و عده ای هم قاچاقچیان مافیایی چوب و عدم حمایت قانون برای صدور احکام قاطع قضایی را عامل آن می دانند، اما به هر دلیلی واقعیت امروز جنگل مازندران، فاجعه بار است و مدیران ما نیز قادر به توقف این روند نیستند!

وضعیت راههای مازندران نیز هم از نگاه گردشگران و هم از نگاه شهروندان مازندرانی، خطرآفرین، ترافیک زا، کم گنجایش، تخریب شده، غیراستاندارد، نازیبا، ناامن، کم مسافت و کلاً متفاوت است و تصادفات مرگبار، تخلفات گسترده رانندگی، معطلی های کشنده و کسل کننده در پس ترافیک بین شهری نشان دهنده فقر جاده ای ماست که بسیاری از این جاده ها مثل جاده گهرباران با پشتوانه بندر امیرآباد با این حجم تردد تریلی ها، هنوز همان جاده قدیمی دو بانده است و جاده های کندوان و کیاسر و سایر جاده های مازندران که فقط وعده می گیرند و در عمل بجز عملیات های فرسایشی، اتقاق چندان مهمی در آنها نمی افتد!

وضعیت شهرهای مازندران هم نابسامانی های خاص خود را دارد و اکثر شهرها بخاطر نداشتن خیابان های مناسب شهری و فقدان کنارگذرها و میان گذرهای شهری، گرفتار ترافیک های کشنده و عصبی کننده اند و در فصول گرما که با حضور گسترده مسافران مواجه ایم، تقریباً می توان شهرهای مازندران را در انسداد نسبی دید و علاوه بر آن شهرهای مازندران فاقد امکانات و فضاهای شهری مناسب مثل پارکها و شهربازی ها و فرهنگسراها و کتابخانه ها و باشگاهها و تفرجگاههای مناسب بوده و کلاً فقر امکانات و فضاها از سر و روی شهرهای مازندران می بارد و ما نمی دانیم که ما کی به شهرهای درجه یک خواهیم رسید!

به لحاظ اجتماعی هم که وضع و حال مناسبی نداریم و در طلاق مقام سوم و در اعتیاد مقام چهارم کشوری را دارا هستیم و بحث سرقت از منازل و اموال مردم، شرارتها، درگیری ها، تکدی گری ها، محله های بدنام و غیره نیز در مازندران کاملاً جدی است!

وضعیت فرهنگی ما نیز هم بلحاظ نمای کلی حجاب و عفاف و هم جو حاکم بر شهرها شهرکها و پلاژهای ساحلی و غالب سواحل، ارتباطات غیراخلاقی، عروسی ها، پارتی ها، میهمانی ها، محیط های تفریحی، پارکهای جنگلی، خونه باغها، ویلاها، خانه های مجردی و سایر مولفه ها، نه تنها مناسب نیست، بلکه بعضاً تاسف بار است!

و نهایت اینکه بحث بیکاری و کم درآمدی و گرانی و تورم، همچنان برای شهروندان مازندرانی، آزارنده باقی مانده اند و بعضاً کلافه کننده و غیرقابل تحمل اند که باید برای برون رفت از آنها نیز چاره ای اندیشید!

خلاصه اینکه گاهی اوقات، واقعیات بحدی نامطلوب و نامناسب اند که واقع گویی ها حتی اگر با کم گویی ها هم همراه باشد، به سیاه نمایی تعبیر می شوند و بلافاصله از سوی افراد خاص، شاهد واکنش هایی می شویم که یا منظور نگارنده را درک نکرده اند و یا عامدانه جنگ زرگری راه انداخته اند تا با فرار رو به جلو چنان به چهره ما پنجه بکشند که خوانندگان ما را بجای ورود به مطلبی که نگاشته ایم به حاشیه های خودساخته برانند! چرا که خودشان می دانند که در پیدایش چنین وضعیتی تا چه اندازه مقصرند!

و اما برای آنکه کمتر و یا دیرتر به سیاه نمایی متهم شویم، این بار بر آنیم تا با طرح سئوالاتی، از افکار عمومی و یا حتی خود همان مدیرانی که در ایجاد این وضعیت مقصرند، پاسخ بگیریم تا معلوم شود که چرا مازندران به این حال و روز افتاده است و مهم تر آن که چه کنیم تا از این وضعیت بغرنج و بحرانی بیرون رود و بهبود یابد؟

سئوال اول این است که مدیران قبلی و کنونی از وضع و حال امروز مازندران راضی اند یا شاکی؟ چرا؟!

سئوال دوم این است که چه کسانی را در قصورها متهم دانسته و فتوحات را به چه کسانی نسبت می دهند؟

سئوال سوم این است که آیا راهکارهایی برای برون رفت از شرایط حاضر دارند یا خیر؟

سئوال چهارم این است که چرا راهکارهای گذشته به بهبود اوضاع نیانجامیده اند؟

سئوال پنجم این است که چه تضمینی وجود دارد که راه حلهای این دوره به بهبود اوضاع بیانجامد؟

سئوال ششم و پایانی ما این است که تا کی ما باید استان را بر چرخه ناتوانی ها نگه داشته باشیم؟

مدیرانی که این روزها در حال استقرار بر مسئولیت های اجرایی استان هستند، باید بدانند که مازندران در چه وضعیتی است و آنها چه رسالتی را به واسطه مسئولیت های محوله به عهده می گیرند و از این لحاظ، مازندران را می توان شبیه بیماری دانست که نیازمند مراقبتهای کلینیکی است و حاذق ترین طبیبان باید بر بالین آن حضور یافته تا پس از معاینه و تشخیص، بهترین نسخه ها را تجویز کنند که انشاءالله به علاج قطعی بیانجامد!

با کمی دستکاری در شعر معروف حافظ شیرازی باید در باره حال و روز مازندران چنین سرود:

بدا مازندران و وضع و حالش     خداوندا نگه دار از زوالش!

پس باید کاری کرد و تا بوی زوال مازندران به مشام نرسید، آستین های همت را بالا زد و کمر همت بست و همین امروز چاره ای اندیشید که فردا بسیار دیر است!

راستی رئیس جمهور محترم اعلام کرد که ما در طول پنجاه روز، بیش از پانصد روز در مقایسه با گذشته کار کرده ایم و اگر چنین است مدیران مازندران در این میان تا چه اندازه فعال عمل کرده اند و سهم مازندران از این پانصد روز، چند روز بوده است و آیا مدیران مازندران می توانند از این سلسه فعالیتها، گزارش کار ارائه کنند؟!

در پایان از همه مدیران مازندران اعم از مدیران ارشد و سایر مدیران اجرایی انتظار می رود تا حداقل به تقلید از استانهای موفق، بجای سرمایه سوزی، سرمایه سازی کنند و با افزایش فرصتها و کاهش آسیب ها، مازندران را به روزهای اوجش برگردانند تا آقایی مردم مازندران در عرصه های اقتصادی دوباره ملاحظه گردد!

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه


منبع : بلاغ

 

 

  

دیدگاه شما در مورد : تا کی باید مازندران در زیر چرخه ناتوانی ها نگه داشته شود؟

تا کی باید مازندران در زیر چرخه ناتوانی ها نگه داشته شود؟

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر