صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ
در مورد دو قطبی حیایی - ژوله

وقتی مدعیان آزادی به خندوانه هم رحم نمی‌کنند

کسانی که در دو قطبی ژوله و حیایی افتاده اند، از دیدن و تحلیل ساده یک فیلم عاجزند و اظهار نظرشان در مورد قلاده های طلا موید این مهم است که اغلب هواداران افراطی جنبش سبز، فیلم مذکور را تماشا نکرده اند.

کد خبر : 31093

تاریخ انتشار : 29/06/1394 - 21:30


وقتی مدعیان آزادی به خندوانه هم رحم نمی‌کنند

به گزارش خط امید بهشهر، اصل اتفاق شوم است. امیر مهدی ژوله، طنز پرداز طناز، نویسنده ستون دست نوشته‌های یک کودک فهیم و نویسنده اغلب آثار موفق مهران مدیری در رقابت استندآپ کمدی خندوانه در مقابل یکی از معتبرترین و موفق ترین بازیگران سینمای ایران، امین حیایی قرار گرفت. این دو صادقانه و طنازانه، کمدی ایستاده خود را در مقابل مردم اجرا کردند و قرار شد منتظر آراء مردمی برای راه یابی به مرحله بعدی بمانند. اما رقابت سالم این دو هنرمند به دلیل بروز اشتباه عجیب یک روزنامه نگار، در چاله و چوله های اغراض سیاسی افتاد. آنهم در شرایطی که هنر خلاقانه استندآپ می تواند فرصت بروز بیشتری از رسانه ملی پیدا کند و کمدی ایستاده فرصتی برای بروز انتقادهای سیاسی – اجتماعی باشد. 

اما بزرگمهر حسین پور(روزنامه نگار) پس از رقابت حیایی با ژوله در صفحه اینستاگرام خود نوشت: امشب استنداپ امیر ژوله است. مطمئنم مثل دفعه ی قبل میترکونه! اما در مقابل امین حیایی به‌نظرم باید به امیر رای داد. همین‌که کسی قلاده طلا رو بازی کنه از نظر من فاقد صلاحیت رای دادن میشه... حتا اگه امیر اونقدر هم ندرخشه. چی کار کنم دیگه... بعضی وقتا اونقدر« حال » رو نمی بینم و «گذشته» ی آدما ملاک قضاوتم میشه...امیر جان به پیش».

با دست به دست شدن این جمله، جبنش له و علیه در مورد  این دو هنرمند در فضای رسانه ای به راه افتاد. این حرکت مغرضانه اما بهانه ای شد برای تکرار حادثه دو قطبی اخراجی ها و جدایی.

1 – در مورد آتش سرخ نفاق

شاید آقای بزرگمهر حسین پور اصرار دارند بر سر عقیده‌شان بمانند و قصد دارند از کسانی که رویدادهای سال 88  را فتنه دشمن می دانند، انتقام بگیرند و قلاده های طلا نیز سیبل خوبی است. اما سئوال مهم را باید از جناب حسین پور که این موج عجیب را به راه انداخته اند پرسید. آیا ایشان  فیلم قلاده های طلا را تماشا کرده اند؟! اصلا هواداران جنبش سبز این فیلم را دیده اند؟! اغلب کسانی که به تندی راجع به قلاده های طلا اظهار نظر می کنند آیا  محتوای فیلم مذکور را به خوبی تحلیل کرده اند؟! فرصت خوبی فراهم شده بود که، سنگی در چاه افتد و  هزاران عاقل گرد چاه جمع شوند و کاری از آنان برنیاد.

2- در مورد قلاده های طلا 

قلاده های طلا داستان چند خرابکار وابسته به اپوزیسیون است که وارد تهران می شوند و در جریان رخدادهای سال 88 در کف خیابان‌های تهران اقدام به خرابکاری می کنند. آیا قلاده های طلا انگشت اتهام را به سمت هواداران جنبش سبز می گیرد؟ آقای حسین پور و دیگر کسانی که در دو قطبی ژوله و حیایی افتاده اند، از دیدن و تحلیل ساده یک فیلم عاجزند. اظهار نظر مخالفان در مورد قلاده های طلا موید این مهم است که اغلب هواداران افراطی جنبش سبز، فیلم مذکور را تماشا نکرده اند. 


«امین حیایی» در نقش کامران، در این فیلم طی یک عملیات ضد جاسوسی، یکی از جاسوسانی که در دوره اعتراضات مردمی اقدام به خرابکاری می کرد را تعقیب می کند. این فیلم نشان می دهد که هوادران جنبش سبز، همچون اشرار، شیشه های اتوبوس ها را نشکسته اند، به پایگاه های بسیج حمله نکرده اند و کف خیابان به اموال عمومی لطمه نزده اند!

مخالفت و کینه ورزی نسبت به فیلمی که محتوایش چنین است چه دلیلی دارد؟آیامخالفان قلاده های طلا، هوادار انجام عملیات های خرابکارانه در کف خیابان هستند؟ جناب حسین پور، علاقه مند هستند نوک پیکان انتقاد بر هم زدن نظم عمومی در سال 88  به سمت جنبش سبز باشد یا عوامل خارجی ؟! به عنوان یکی از مخالفان مفهومی قلاده های طلا، جناب حسین پور راضی به انجام کارهایی هستند که خرابکار قلاده های طلا انجامش می دهد؟چنین تفسیری نشان می دهد موضع گیری نسبت به قلاده های طلا و امین حیایی با چشمان کاملا بسته اتفاق افتاده است!


3 - در مورد امیر مهدی ژوله 

ژوله نویسنده بسیار توانا و خلاقی است، چه در مقام روزنامه نگار چه در مقام فیلمنامه نویس.بر خلاف بزرگمهر حسین پور همانطور که در نامه عذرخواهی اش اشاره می کند، نگارنده تصور می کند در فضای سیاست زده سالهای 88 الی 89، انتشار قهوه تلخ بدون در نظر گرفتن کاراکتر برزو ارجمند، اتفاق بزرگی بود. این سریال مایه نشاط اجتماعی مردم شده و از تلخی آن روزهای لبریز از سیاست می کاست و کام مردم را شیرین تر می کرد. ژوله نامش در ذیل نویسندگان مرد هزار چهره ثبت شده است. همان سریالی که قهرمان اشتباهی اش رفت میان یک مشت روشنفکر نمای دودی و لیست خرید کلانتری را در میان آنان قرائت کرد. لیست خرید کلانتری شد شعر سیاسی روز. 

بزرگمهر حسین پور در کمتر از بیست و چهار ساعت پست قبلی خود را حذف و پست عذرخواهی خود را منتشر کرد. وی در پست عذرخواهی به زیاده روی افراطی و رادیکالش اشاره کرده است و در بخشی از این متن آورده است که کارهای مشترک ژوله با مهران مدیری را نمی‌پسندد. نپسندیدن آثار مدیری توسط آقای حسین پور کاملا طبیعی است، چون در آینه تابان مدیری خودش را می بیند و دیگر هیچ. کنش ضد هنری حسین پور با انتشار یک پست تخریبی شبیه همان لیست خرید کلانتری، شعر معاصر معترض شد. واقعا اگر همه طرفداران متفکر و نخبه جنبش سبز چنین باشد وای بر توده های عامی این جنبش.  


4- در مورد امین حیایی 

واقعا بازیگر است، نه ادای نخبگی دارد نه ادعای خوشگلی. بازیگر، بازیگر است، هنرمند، هنرمند است. جست و خیز اطلاعاتی اش درقلاده های طلا و یا رقصیدن در فیلم کما برایش فرقی نمی کند. رخشان بنی اعتماد، اصغر فرهادی، ابولقاسم طالبی و شاید یک روز حاتمی کیا. حسین پور مگر روزنامه نگار منتسب به جبهه اصلاحات نیست؟ عمدتا کسانی که به این جبهه منتسب هستند مگر پلاکارد هنر برای هنر را در دست ندارند؟! چطور می تواند در مورد هنرمندی که صرفا برای عرضه هنرش تلاش می کند چنین قضاوت کرد! امین حیایی در گفتگویی با نگارنده که در هفته نامه پنجره در همان روزهای اکران قلاده های طلا انجام شد گفت " واقعا قبل از انتخابات همگي جور بودیم و با هم کنار می‌آمدیم، کاش بر گردیم به همان حال و روز؛ ما همه ایرانی هستیم. نباید بین ما جنگ شود، خارجی‎ها از دل سلیقه‎های متعدد سیاسی ما اختلاف به‎وجود آوردند تا به‎جای ماهیگیری، کوسه از آب بگیرند! ما هم بیخودی به‎جان هم افتادیم و به این اختلافات تن دادیم. در صورتی که نباید، این‎طور باشد. به‎نظر من مگر ما چقدر زنده‌ایم!؟"

سخنانش خیلی صریح و بی پرده بود، آن‌وقت جناب حسین پور در مواجه با چنین روحیه حساس و لطیفی که از حیایی سراغ داریم دلش می‌خواهد بازگردد به روزهای 88 و با یادآوری روزهای اختلاف برای خود کوزه ای بسازد . جناب حسین پور با یک نبش قبر سیاسی حیثیت دو هنرمند کاملا مستقل از این جریانات را قربانی کردند و سیاسیون منتسب به اصلاحات به این موج دامن زدندند. دنباله‌روهای این جریان خیلی علاقه‌مندند فضای هنری و اجتماعی  کشور دو قطبی شود. حالا خودش عذرخواهی کرده، اما چه فایده. شر افکندی، حالا تابلوی ندامت دست گرفتی. هم به ژوله که سالها همکار بی‌حاشیه توست خیانت کردی و هم به امین حیایی بی‌حرمتی. در دوره ای که طاقت مدیران رسانه از رفتارهای حاشیه ای طاق شده، اگر رقابت های متنی از این دست  ادامه پیدا کند احتمالا مدیران ارشد سیما نسخه خندوانه  را می پیچیند و آنوقت برنامه پر مخاطبی خندوانه از مردم گرفته می شود. آنوقت باید چه کرد؟! از بزرگمهر حسین پور تا کسی که لحظه به لحظه در صفحات اجتماعی شر می افکند را باید در لیست دشمنان خوشی مردم ثبت کرد.

اما اصلاح طلبان که پرجم هنر برای هنر در دست دارند و دائما از آزادی اندیشه سخن بر زبان می رانند از کوچکترین فرصتی بهره می برند تا دایره این موج منفی علیه هنرمندان افزایش یابد و دامنه این جَنگ روانی ضد مردمی گسترش یابد. نکته اول این است که مدعیان هنر و آزادی همچنان برای هیچ هنرمندی قائل به حق انتخاب نیستند و نکته دوم این که شبکه های تلویزیون داخل، رسانه ملی این آقایان به اصطلاح صاحب‌نظر نیست. بهتر نیست برخی اصلاح طلبان مانند خزعلی در شرایط کنونی بیخیال کیفیت هنری و هنرمندان داخل کشور شوند و هنرمندان محبوب و  باکیفیت خودشان را در همان رسانه های مطلبوشان جستجو کنند.  


منبع : مشرق

 

 

  

مطالب مرتبط با : وقتی مدعیان آزادی به خندوانه هم رحم نمی‌کنند
دیدگاه شما در مورد : وقتی مدعیان آزادی به خندوانه هم رحم نمی‌کنند

وقتی مدعیان آزادی به خندوانه هم رحم نمی‌کنند

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر