صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ
مشاور امور معلولان اداره‌کل بهزیستی مازندران:

اشتغال پایدار؛ مهم‌ترین قدم در راه اعتلای استقلال شخصی و هویت اجتماعی معلولان/اداره امور معلولان را به خودشان واگذار کنیم

چرا صدا و سیما که براساس قانون باید دو ساعت در هفته را به معلولین اختصاص دهد، به طور کامل انجام نمی دهد، من از صدا و سیمای مازندران انتظار دارم با توجه به وجود تعداد زیادی از افراد آسیب دیده شنوایی در مازندران حداقل در هنگام پخش یکی از بخش های خبری از یک رابط ناشنوایان استفاده کند.

کد خبر : 29419

تاریخ انتشار : 01/06/1394 - 12:55


اشتغال پایدار؛ مهم‌ترین قدم در راه اعتلای استقلال شخصی و هویت اجتماعی معلولان/اداره امور معلولان را به خودشان واگذار کنیم

به گزارش خط امید بهشهر، طالبعلی پورشریعه، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی و آموزگار کودکان استثنایی، مدیرعامل سابق جامعه معلولان مازندران و در حال حاضر مشاور مدیرکل بهزیستی در امور معلولان است؛ وی از بهمن ماه سال 1391، تاکنون در سمت مشاور مدیر کل در امور معلولان در حال خدمت گذاری است.

ممکن است کمی درباره تاریخچه معلولیت برای ما بگویید؟

درواقع معلولیت همزاد با پیدایش انسان است، به طوری که در ابتدا افراد ضعیف و ناتوان را مفید نمی دانستند و آنها را تحمل نمی کردند اما با گذشت زمان وافزایش تجربه، انسان ها فهمیدند که چگونه با ناهنجاری های عضوی و امراض مختلف برخورد کنند.

مسأله معلولیت بعد از جنگ جهانی اول و دوم که معلولین بسیاری از خود به جای گذاشت به صورت جدی مورد بررسی قرار گرفت و با پیشرفت های علمی و پزشکی اهمیت توجه به این مسأله افزایش یافت.

از سویی شیوع بیماری فلج اطفال نیز از دلایل توجه به معلولیت است، به طوری که از سال 1940 توجه به معلولین رشد فزاینده ای داشته و بیمارستان ها و مدارس ویژه ای برای آنها در نظر گرفته شد. تنوع معلولیت ها و مشکلات عدیده این قشر در سال های اخیر توجه دولت ها و سازمان های جهانی را به خود جلب کرد و با هدف پیشگیری از معلولیت و توانبخشی افراد معلول و مناسب سازی شرایط اجتماعی برای مشارکت معلولین در زندگی اجتماعی دهه 1982 تا 1993 به عنوان دهه معلولین و روز سوم دسامبر را روز جهانی معلولین نام گذاری کردند.

شما در بخشی از ارائه تاریخچه معلولیت بیان داشتید که «معلولیت همزاد با پیدایش انسان است». در جوامع بدوی با افراد معلول چگونه برخورد می شد؟

در جوامع بدوی که بشر برای بقای خود سخت تلاش می کرد، افراد ضعیف و ناتوان را مفید نمی دانستند و آنها را تحمل نمی کردند. چرا که به سبب نوع معیشت و ساده اندیشی زنده ماندن هر کسی بسته به آن چیزی بود که از نتیجه کار یدی حاصل می شد.

شما به عنوان مشاور در امور معلولین می توانید پدیده معلولیت را تعریف و یا در قالبی خاص توضیح دهید؟ 

معلول در لغت به معنای بیمار، علیل و صاحب عیب و مترادف کلمه انگلیسی disabillity"
" handicapped , است. کلمه معلول در گذشته وضع شده و با توجه به عدم امکانات توانبخشی و دیگر مسائل هر فرد ناتوانی معلول تلقی می شد؛ در حالی که با پیشرفت تکنولوژی نه تنها ناتوان معیوب نیست، بلکه تمام افراد از توانایی خاصی برخوردار هستند.

معلولیت از نظر شدت و ضعف فرق می کند و بر توانایی های جسمی ذهنی معلول مؤثر است در نتیجه همین تعابیر نیاز به تغییر این واژه به خوبی احساس می شود.

چون مفهوم اعتباری کلمات در رفتار هم تاثیر می گذارد و بی ارتباط با عملکرد فرد نیست. زمینه لازم برای تغییر این واژه ایجاد بینش صحیح در ارتباط با افراد معلول است.

بهترین و جامع ترین تعریف از نظر شما چیست؟

بهترین تعریف برای معلول که جنبه بین المللی دارد عبارت است از کسی که به علت ضایعه ای ارثی و یا اکتسابی از لحاظ جسمی یا روانی و یا انحرافات از مسیر عادی زندگی اجتماعی نتواند از عهده کاری که سایر افراد انجام می دهند، برآید.

و در تعریف کلی تر می توان گفت: «افراد با نیازهای وی‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژه». بنده معتقدم برای معلولینی که توانایی کار دارند و ایزوله نیستند کلمه معلول برداشته شود چون براساس وی‍ژگی و توانمندی این افراد می توان به آنها مسوولیت داد و بیشتر آن ها موفق هستند. البته در تعریف جدید در دنیا میزان حضور در فعالیت اجتماعی نیز در میزان معلولیت افراد دخیل می دانند. 

آیا می توان به طور کلی گفت چند درصد افراد یک جامعه معلول هستند؟

در حال حاضر 10 تا 15 درصد افراد هر جامعه ای را معلولین و افراد با نیازهای ویژه تشکیل می دهند. در نظر داشته باشیم جمعیت کشور ما روبه کهنسالی می رود و این ناتوانی های جسمی روزی گریبان همه را خواهد گرفت و حادثه ها در کمین هستند و فاصله بین افراد سالم و معلول به تار مویی بند است پس همیشه شکرگزار سلامتی خویش باشیم.

در حال حاضر وضعیت معلولین درکشور و استان مازندران را چگونه ارزیابی می کنید؟

با توجه به فرهنگ غنی ایران و آموزه های دینی مبنی بر توجه بیشتر به این قشر و بعد از جنگ تحمیلی اقداماتی جهت رفاه حال این عزیزان در نظر گرفته شده است که متاسفانه کامل نیست و حتی معلولین به نصف جایگاه واقعی خود دست پیدا نکرده اند.

البته در سال های اخیر تشکل ها و انجمن های فعال در حیطه معلولین فعالیت های بسیاری در راه اعتلای فرهنگ احترام به حقوق معلولین انجام داده اند که همراه با حمایت سازمان بهزیستی بوده است اما تا رسیدن به جایگاه واقعی فاصله بسیار زیادی داریم.

با توجه به اقداماتی که تاکنون برای بهبود وضعیت معلولین انجام شد، عمده ترین مشکل آنان چیست؟

عمده مشکل ما در جامعه ایجاد فرهنگ سازی معنایی و درک واقعی خود معلول به عنوان شهروند جامعه با حقوق برابر که در اولین قدم هنوز مانده ایم و بعضی اقدامات صورت گرفته نمادین بوده و تبلیغاتی است. مثلا تا فردی با مشکلات جسمی برای اشتغال به جایی مراجعه نماید با دیدن وضعیت ظاهری مردم وجامعه به قضاوت پرداخته و بدون آگاهی از استعداد و توانمندی فرد ممکن است جواب رد به خواسته معلولین بدهند.

برخورد مردم جامعه با افراد معلول چگونه است؟

هنوز مردم ما با دیدن یک فرد ویلچری یا با مشکلات بینایی ـ ذهنی ویا شنوایی عکس العمل هایی از قبیل تمسخر، تعجب، زل زدن و یا ترحم و دعا کردن برای شفای آْن فرد معلول با صدای بلند از خود نشان می دهند.

هنوز مدارس عادی ما پذیرای دانش آموزان معلول نیست، هنوز خانواده های ما با دیدن فرزند معلول در کلاس درس فرزندشان به مدیر مدرسه اعتراض می کنند و.هنوز صدمتر مسیر مناسب سازی شده در هیچ شهری پیدا نمی کنیم.

و... اما ما تا رسیدن به جایگاه معمولی برای معلولین فاصله داریم؛ البته از بعضی افراد جامعه که حامی معلولین هستند تشکر می کنم.

در سال های اخیر قانونی در جهت حمایت از حقوق معلولین تصویب شد، آیا این قانون به درستی اجرا می شود؟

با تصویب قانون جامع حمایت از معلولین در سال 83 به آینده معلولین امیدوار شده بودیم که موارد این قانون توسط هیچ نهادی به طور کامل اجرا نشده و یا با تفسیر به رای بعضی سازمان ها در پیچ و خم اداری جا مانده است. مابه همه ی سازمان ها و نهادها و کل مردم می گوییم که چیزی جز اجرای کامل قانونی که خودتان وضع کردید نمی خواهیم. لطفا به آن عمل نمایید. بعد وضعیت جایگاه معلولین را خواهید دید.

شما مدتی در مسئولیت مدیرعامل جامعه معلولین مازندران نیز فعالیت داشتید، عمده ترین مشکلات و دغدغه های فردی معلولین استان چه مواردی بود؟

مشکلات معلولین را باید باتوجه به نوع وشدت معلولیت آنها تقسیم بندی کرد: عدم مناسب سازی و وجود موانع شهری که نخستین و مهم ترین مشکل معلولان است، چون سبب ایجاد مانع درانجام فعالیت های اجتماعی و توانبخشی اجتماعی معلولان می شود. انسان ذاتا موجودی اجتماعی آفریده شده است اما وقتی در نخستین قدم روابط اجتماعی را از آن فرد بگیرند، مشکلات روحی و روانی و مشکلات دیگر به وجود می آید.

ضعف در خدمات درمانی و توانبخشی، همانطور که مستحضرید؛ یک فرد دچار آسیب دیدگی ضایعه نخاعی می بایست تحت خدمات درمانی مخصوصی قرار گیرد، البته چند سالی ست که سازمان بهزیستی طرح ویزیت در منزل را اجرا می کند که کافی نیست ولازم است وزارت بهداشت نیز تمهیداتی در این زمینه بیاندیشد.

از سویی معلولینی که نیاز به فیزیوتراپی ویا کاردرمانی برای رسیدن به بهبود نسبی هستند باید هزینه های زیادی متقبل شوند که با توجه به بضاعت کم قادر به انجام در وقت لازم آن نیستند و یا برای تهیه لوازم کمک توانبخشی پای مصنوعی بریس پا و عصا و.... که هزینه های زیادی متقبل می شوند؛ البته با توجه به کمک سازمان بهزیستی باز هم مشکلات فراوانی دیده می شود.

تامین داروی بیماران ام اس، دراین حیطه معلولین و یا افراد با مشکلات دیگر که نیاز به مصرف داروهایی هستند که گران است و به آسانی قابل تهیه نیست.

نبود امکانات تحصیلی، ورزشی و فرهنگی مناسب، سختی هایی که در راه تحصیلات به ویژه در تحصیلات تکمیلی و عدم وجود رشته های متناسب و یا هزینه های سرسام آور دانشگاه های غیر دولتی وجود دارد و یا در مقاطع پایین تر؛ عدم وجود مدرسه مناسب و عدم مقبولیت جامعه ویا در حیطه امکانات ورزشی مربوط به معلولین، متاسفانه در بسیاری از رشته های ورزشی باشگاه و یا مربی ورزشی که در طول یک سال کامل به طور مستمر فعالیت نمایند وجود ندارد، به عنوان مثال برای یک کودک مبتلا به مشکلات ذهنی و یا سندرم دان که مشکلی از لحظ جسمی نداشته ومی تواند در فعالیت های ورزشی شرکت داشته باشد هیچ باشگاه ورزشی و یا تیم ورزشی که مستمر فعالیت نماید وجود ندارد.

البته مشکلات در حیطه ورزشی بسیار زیاد است که در این بحث نمی گنجد. در زمینه فعالیتهای فرهنگی و هنری هم به علت عدم وجود امکانات و عدم شناخت جامعه ازاستعداد این عزیزان همیشه مظلوم واقع شده است.البته سازمان بهزیستی با برگزاری جشنواره های تاتر و غیره فعالیت های خوبی را آغاز نموده که کافی نیست ولازم است تا نهادهای فرهنگی کشورنیز بیشتر به این مقوله بپردازند و بدانند هنر درمانی هم می تواند باعث رشد و شکوفایی توانایی های بالقوه افراد معلول و تبدیل آن به بالفعل شود.

رفع مشکل اشتغال، این موضوع برای بیشتر معلولین از اهمیت اساسی برخوردار است و همواره بر آن تاکید داشته ام. اشتغال برای یک معلول یعنی هویت و استقلال و عدم نیاز در بسیاری از زمینه ها به دیگران. اشتغال می تواند بسیاری از مشکلات دیگر معلولین را حل کند.

وقتی فرد معلول با تحمل رنج وسختی های فراوان به مدارج بالای علمی می رسد زمینه ای برای ظهور توانمندی و ساختن زندگی مستقل ندارد. شاید شما بگویید افراد سالم بیکار هستند چه برسد به.... اما این موضوع را هم درنظر داشته باشید ارزش کار و توانایی فردی که از نعمت کامل سلامتی جسمی برخوردار نیست را با افراد عادی نمی توان مقایسه کرد.

امکان مقایسه میان فرد نابینایی که فقط با گوش کردن و عدم ارتباط بینایی در تحصیلات تکمیلی موفق است با یک فرد سالم وجود ندارد و همچنین ما در قانون جامع حمایت از معلولین 3 درصد از تمامی استخدام های دولتی را برای معلولین داریم حتی به صورت موردی.

تجربه نشان داده است در بیشتر موارد معلولین شاغل همیشه در انجام امور محوله سرآمد ودر کارهای خود موفق و نمونه بوده اند و حتی از افراد سالم نیز پیشی گرفته اند. به طور کلی اشتغال علاوه بر تمام مزایای ممکن برای افراد معلول به نوعی توانبخشی اجتماعی محسوب می شود.

ازدواج، برای بسیاری از معلولین امری حیاتی و ضروریست، در بحث ازدواج معلولین نظرات بسیاری وجود دارد که برخی معتقدند ازدواج معلولین باید با همنوع آن ها انجام شود.

بعضی دیگر هم معتقدند افراد معلول که از توانمندی بیشتری برخوردارند می توانند با افراد عادی جامعه زندگی کنند. بنده معتقدم در ازدواج معلولین نیز هنوز فرهنگ سازی درست و اصولی شکل نگرفته است و باید با پدیده ازدواج معلولین نیز مثل سایر افراد جامعه بسیار عادی و به دور از احساس و توجه به ظواهر پرداخت.

هنوز خانواده هایی داریم که مانع ازدواج یک فرد عادی با یک فرد معلول می شوند و یا حتی خانواده هایی که مانع ازدواج دختران معلول خود می شوند و در این رابطه همیشه زنان معلول مورد بی مهری قرار گرفته واحساساتشان نادیده گرفته می شود.

عدم مناسب سازی مسکن، تامین مسکن معلولین عمده ترین مشکل بعد از ازدواج آنان است، منازل غیر استاندار و عدم مناسب سازی برای زوج های معلول و یا زوجی که یکی از آنها معلول هستند نیز سختی هایی را به همراه دارد.

با توجه به اهمیت اشتغال معلولان و صحت این موضوع که "معلولیت محرومیت نیست" و هر ساله شاهد افتخارات بسیاری از جانب این قشر در زمینه های مختلف ورزشی، فرهنگی، هنری و ... هستیم، اشتغال زایی معلولان را تا چه حد مفید می دانید و چه راهکارهایی را برای ایجاد انگیزه و شغل در معلولین پیشنهاد می کنید؟

استفاده از منابع انسانی و تمامی استعداد ذاتی افراد به ویژه در بین معلولین از وظایف تمامی دولت ها درهمه جوامع بشری است، بنابراین ایجاد بستری برای ظهور این استعدادها وتوانمندی های نهفته در بین معلولین از وظایف همه مردم است.

شما در نظر بگیرید؛ معلول قطع عضوی که از ناحیه دستان دچار آسیب، اما با پاهایش می تواند فعالیت های شخصی را انجام داده و حتی خالق اثرهای هنری زیبا باشد و حتی ما داریم افراد نابینایی که مجسمه می سازند؛ پس با توجه به میزان و نوع شدت معلولیت و توانمندی افراد با انجام یک ارزیابی شغلی مناسب حتی در سنین نوجوانی و هدایت این افراد با توجه به موارد ذکر شده در ارزیابی شغلی در مسیری که آینده ای روشن همراه با استقلال نسبی و کسب درآمد باشد می توانیم زمینه را برای جداسازی این افراد از سازمان های حمایتی فراهم آوریم برای مثال یک فرد آسیب دیده شنوایی می تواند در کارخانه های پرسروصدا که برای افراد سالم مضر است مشغول به کار شود به مثال هایی زیادی از این دست می توان اشاره کرد.

ایجاد خود انگیختگی که همسو با علایق افراد است با ارزیابی شغلی صحیح در ابتدای مسیر راه زندگی افراد می تواند راه کار نخست پیشنهادی بنده باشد.در قدم دوم حفظ این حالت مطلوب با برنامه ریزی توسط مددکاران محترم و حمایت خانوده تا پس از تحصیلات در مسیر شغلی مناسب هدایت شوند.

راهکار سوم اجرای کامل قانون جذب 3 درصد می باشد که می بایست سازمان بهزیستی با کمک سازمان های مردم نهاد فعال در حوزه معلولین پیگیر اجرای کامل این قانون باشد. راهکار چهارم مراکز غیردولتی که مجوز خود راازسازمان بهزیستی دریافت می کنند اجبارا می بایست ده درصد نیروهای خود را از افراد تحت پوشش واجد شرایط استفاده کند.

خود سازمان بهزیستی اولویت واگذاری مراکز را تا حد امکان به افراد تحت پوشش که دارای قابلیت هستند اختصاص دهد. البته سازمان بهزیستی طرح های حمایتی ازکارفرمایانی که افراد معلول را مشغول به کار و بیمه کنند، دارد که لازم است اطلاع رسانی بیشتری در این زمینه ایجاد شود.

قدم بعدی می تواند حمایت از طرح های کارآفرینی و بنگاه های زود بازده باشد با هدف اشتغال زایی معلولین. اطلاع رسانی از طریق صدا و سیما ودیگر رسانه ها صرفا با موضوع اشتغال معلولین وحمایت از معلولین موفق در همه رشته های شغلی. اختصاص وام های خود اشتغالی که با سهولت بیشتر در اختیار معلولین قرار گیرد نه با پیچ وخم های اداری و ... باز هم تاکید می کنم اشتغال پایدار مهمترین قدم در راه اعتلای استقلال شخصی وهویت اجتماعی معلولین می باشد. امیدوارم همه مسولان و خود معلولین با ایجاد انقلابی فکری و عملی این مسیر را هموار سازند.

به نظر شما سازمان بهزیستی کشور و استان توجه و حمایت لازم را به قشر معلول جامعه دارد؟

یکی از بخش های تخصصی این سازمان توجه وحمایت و دریافت حقوق معلولین است، در سال های متمادی در ارائه خدمات پیشرفت کرده است و وظیفه حمایتی خویش را تاحد مطلوبی برآورده نموده است اما در بخش دریافت حقوق معلولین کمی جای کار دارد که می بایست تلاش فراوانی شود. ذاتا سازمان بهزیستی یک سازمان پرسشگر است و باید از سازمان ها و نهادهای دیگر مطالبات به حق معلولین را پیگیری کند. البته سازمان بهزیستی به تنهایی قادر به پاسخگویی به همه ی نیازهای معلولین نیست و می بایست همکاری تمامی سازمان ها در دستور کار قرار گیرد.

در بهزیستی استان مازندران هم تلاش های فراوانی انجام می شود که جا دارد ازهمه تلاشگران عرصه خدمت به معلولین تشکر نمایم. اما به دلیل تعداد بالای معلولین تحت پوشش سازمان در مازندران شاید در ارائه خدمات نتوانند به طور کامل پاسخگوی همه ی نیازهای معلولین باشند. اتفاق خوبی که دراداره کل بهزیستی مازندران به وقوع پیوست، انتصاب جناب آقای دکتر آرام که خود ایشان حدود 9 سال معاونت توانبخشی "معاونت تخصصی ویژه معلولین" است در سمت مدیر کل بهزیستی مازندران است وما به آینده معلولین استان امیدوارتر شدیم. برای ایشان و همه ی زحمتکشان آرزوی موفقیت دارم و انتظاررفع مشکلات اساسی معلولین از سازمان متولی این قشر کمترین خواسته ماست.

سازمان ها و نهادهای فرهنگی چطور می توانند به قشر معلولان کمک کنند؟

این مسئله بسیار دارای اهمیت است که سازمان ها و نهادهای دیگر به واسطه اجتماعی بودن و برای رفع نیازهای همه ی مردم بوجود آمدند و معلولین نیز جزو همین مردم هستند. تا مشکلی پیش می آید سریعا می گویند بروید به بهزیستی مراجعه نمایید خب، پس نقش شما چیست؟ نقش صدا وسیما، آموزش و پرورش، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و مهم تر از همه شهرداری ها و سایر نهادها چرا به وظایف خود در قبال معلولین عمل نمی کنند و درا جرای قانون جامعه حمایت از معلولین اهمال کاری می کنند؟

چرا صدا و سیما که براساس قانون باید دو ساعت در هفته را به معلولین اختصاص دهد به طور کامل انجام نمی دهد من از صدا وسیمای مازندران انتظار دارم با توجه به وجود تعداد زیادی از افراد آسیب دیده شنوایی در مازندران حداقل در هنگام پخش یکی از بخش های خبری از یک رابط ناشنوایان استفاده کند.

چون آنها هم حق دارند از اخبار و اطلاعات پیرامون خود مطلع شوند. به فرموده مقام معظم رهبری صدا و سیما یک دانشگاه فراگیر است. خب یکی از وظایف صدا و سیما فرهنگ سازی ست؛ بنابراین باید در راه اعتلای فرهنگ احترام به معلولین با مشورت انجمن های معلولین و خود معلولین برای آنها برنامه بسازد طبق قانون هفته ای دو ساعت پخش نماید ونه در قالب ماه رمضان و نشان دادن افراد معلول به صورت مظلومانه و... .

در تمامی کشورهای دیگر، شهرداریها نقش عمد ه ای در راه رفع مشکلات معلولین ایفا می کنند. همانطور که عرض کردم عدم ارتباط با دنیای بیرون که همین موانع شهری عامل اصلی آن است مشکلات زیادی را بوجود آورده است. متولی رفع این مشکلات شهرداری ست. از بس که ما گفتیم و قانون اجرا نشد دیگر خسته شدیم.

نقش آموزش و پرورش یکی از نقش های اساسی در راه آموزش به معلولین است و همچنین ایجاد بستری مناسب برای حضور این افراد در جامعه ای کوچک به نام مدرسه که قدم اول رشد اجتماعی است. در آموزش و پرورش استثنایی که جایگاهی تخصصی است می بایست از افراد متخصص و آگاه از مسائل و مشکلات کودکان استثنایی استفاده شود و با انتخاب افراد زبده و کارآمد و متخصص بتوان جایگاه این کودکان معصوم را درجامعه ارتقا بخشید و زمینه ای سالم و کارآمد برای آنان فراهم آید.

در دیگر سازمان ها نیز این نگرش باید به وجود آید که افراد معلول هم مانند سایرین حق استفاده از تمامی امکانات جامعه رادارند و خود را مقید به اجرای کامل تمامی بندهای قانون جامع حمایت از معلولین بدانند. نه اینکه تازه ما برای اجرای قانون توسط سازمان ها ادرات و نهادها دوندگی کنیم.

بحث آموزش را مطرح کردید، آیا آموزش از زمان کودکی برای افراد معلول مفید است؟

خب در زمان کودکی هر فرد، فرصت های طلایی جهت شکل گیری و تربیت اشخاص در آینده پی ریزی و برنامه ریزی می شود و این زمان طلایی برای کودکان معلول بیشتر حایز اهمیت است و باید بعد از تشخیص و با توجه به نوع معلولیت برنامه ریزی نمود وآموزش های لازم را هم برای خانواده و هم برای کودک معلول آغاز کرد.

برای مثال خواندن ونوشتن و حساب کردن به همراه پرورش و تربیت در سنین دبستان در مدارس استثنایی و مراکز نگهداری معلولین در بهزیستی از جمله فعالیت هایی است که در زمان کودکی و حتما با توانبخشی از جمله کاردرمانی و تربیت شنوایی و گفتاردرمانی ارائه می گردد. در کل آموزش برای کودکان استثنایی به همراه توانبخشی اثر گذار است. از همین جا از حمایت کلیه آموزگاران کودکان استثنایی ومربیان و مددیاران فعال در حیطه آموزش کودکان معلول تشکر می کنم.

خانواده ها چقدر در پیشرفت معلولین نقش دارند؟

یکی از مهم ترین و اساسی ترین نقش هایی که در آینده ی افراد معلول تاثیر گذار است والدین وخانواده های آنان هستند، تا حمایت خانواده و پیگیری آنان نباشد اصلا درمان و یا توانبخشی صورت نمی گیرد. البته ئر مقابل خانواده هایی نیز وجود دارند که حاضر نیستند کودکان معلول خود را حتی به اقوام خودشان نشان دهند؛ البته بیشتر خانواده های معلولین همیشه پیگیر هستند و کمتر از آنان ورنج های شان سخنی به میان می آید.

شما تصور کنید زن و شوهری که بعد ازازدواج با ذوق فراوان صاحب فرزند می شوند ولی کودک شان دچار نقص جسمی ست چه حالتی به ایشان دست می دهد و رنج هایی که تا آن کودک را بزرگ کنند و پرستاری و حمایت کنند.

پدر ومادرهایی هستند که بر اثر جابه جایی کودکان معلول خود دچار بیماری ها و آسیب های جسمی فراوانی شدند. بنابراین می توان به صراحت گفت که خانواده مهمترین نقش را در حمایت از معلولین ایفا می کند. آموزش طریقه برخورد وحمایتهای روحی و روانی حتی از جانب دیگر افراد فامیل هم می تواند تاثیر گذار باشد گاهی برخوردهای ناآگاهانه با معلولین در خانواده های شان آنان را منزوی نموده و مشکلی برمشکلات آنان اضافه می کند، برخود لازم می دانم از پدرومادر خودم و تمام خانواده های داری فرزندان معلول تشکر می کنم و امیدوارم همیشه سلامت باشند.

یک معلول از نظر روحی و روانی چه دغدغه هایی دارد و به نظر شما که انسان فعالی هستید، آیا معلولیت می تواند موجب محدودیت شود؟

با توجه به نوع معلولیت افراد، آسیب های روحی فراوانی دیده می شود؛ ترس نگاه های مردم هر روز آنها را آزار می دهد و یا حتی داشتن عضو آسیب دیده که یک عمر همراه آن فرد است همیشه اورا دچار نوعی استرس و نگرانی می کند یک فرد معلول در درجه اول یک انسان است با عواطف و احساسات یکسان با دیگران که عارضه ی جسمی این تعادل را قطعا دچار اختلال خواهد نمود، البته دربسیاری از موارد معلولین با اراده آهنین خویش بر این مشکلات هم فائق آمدند اما در صورت کلی همیشه آزار دهنده است. به هر حال می بایست با تکنیک های لازم و به طور تخصصی روی این موضوع کار کرد و در صد آن را کمتر کرد.

لازم به ذکر است؛ با بودن در جمع معلولین می توانید ببینید چه انسان های شادی هستند و با وجود تمامی رنج ها همیشه شادی خود را حفظ می کنند. بله معلولیت نمی تواند باعث محدودیت افراد شود جامعه باید پذیرش این افراد را هر چه سریعتر آغاز نماید و با اعتماد به قابلیت ها و توانمندی های معلولین آنان را به جایگاه واقعی شان رهنمون سازد.

باید عرض کنم که دیگر معلولیت نه محرومیت است و نه محدودیت. امروزه با پیشرفت تکنولو‍ژی و ابزار فنی و ارتوپدی و کمک توانبخشی بیشتر معلولین قادر خواهند بود با حضور در اجتماع، لیاقت و استعداد خویش را به همه مردم ثابت کنند. ما درباره مسایل و مشکلات معلولیت و معلولین بسیار صحبت کرده ایم، اما هنوز در کشوری با آموزه های دینی و تاکید بر حمایت از افراد کم توان به کف خواسته های مان نرسیدیم.

دیگر بعضی از معلولین از این وضعیت خسته شدند و فشار برروی خانواده ها نیز بیشتر شده است. درد و رنج ناشی از معلولیت و عوارض آن عدم حضور در اجتماع فشارهای روحی و روانی بر خود شخص و خانواده بیکاری و بسیاری از مسائلی که نمی توانم اشاره کنم بسیاری از معلولین را آزرده خاطر کرده است. دیگر زمان آن فرا رسیده است که بسیاری از اداره امور معلولین را به خود معلولین توانمند و واجد شرایط واگذار کنیم. بیاییم دست به دست هم دهیم و بدانیم همه ما انسان هستیم وداری یکسری عواطف و علایق مشترک. پس احترام بگذاریم به خواسته های معلولین و بدانیم همه معلولین هم قدردان افراد نیکوکار هستند.

کمی درباره برنامه هایی که برای معلولان باهمکاری مدیران قبلی و جدید اجرا کرده اید، توضیح می دهید؟

دراوایل شروع کارم قرار شد تمام مدیران بهزیستی شهرستان ها یک مشاوردر امور معلولین انتخاب نمایند که همه شهرها اقدام نمودند و در اکثر جلسات اداری شهرستان ها و حتی نهادهای دیگر نیز این مشاوران در کنار مدیران شهرستان ها بودند. این اقدام اساسی سبب ارتباط هرچه بهتر مدیران بهزیستی جهت خدمت بیشتر و کامل تر گردید و با نظر مدیرکل فعلی نیز ادامه دارد.

درحال حاضر نیز مشورت و نظر خود را به مدیرکل بهزیستی استان جناب دکتر آرام ارائه می دهم و سعی کردم در ارتباط با سازمان های مردم نهاد فعال در حیطه معلولین نیز فعال تر بوده تا به خوبی به خواسته های شان پاسخ داده باشیم. همچنین از همکاری صمیمانه معاونت توانبخشی اداره کل بهزیستی جناب مهندس قلندری نیز تشکر فراوان دارم.

چه برنامه های جدیدی درسال جاری دارید؟

ادامه همان برنامه های قبلی و همچنین برای تک تک مشکلات یاد شده می بایست در واحد توانبخشی استان کارگروه داشته باشیم که با تدبیر مدیرکل محترم در حال شکل گیری ست. همچنین پیگیری اجرای قانون جامع حمایت از معلولین که در جامعه و سایر نهادها به صورت کامل اجرا نشده است ودر افزایش سطح آگاهی مردم که علیرغم تلاش بسیار سازمان کم است تلاش خواهیم کرد. 

در بحث نظارتی سعی می کنم بیشتر با نظارت برمراکز نگهداری و آموزشی وارزیابی گزارش خود را به مدیرکل محترم برسانم و برنامه های تخصصی دیگر. امیدوارم با تعامل بیشتر بتوانیم جایگاه واقعی معلولین عزیز را احیا کنیم.

کلام آخر.

بیاییم از همین امروز شروع کنیم و شعار ما این باشد: ترحم نه احترام آری.

در پایان از شما وهمکاران تان که به این قشر توجه ویژه ای دارید تشکر می کنم و برای تان آرزوی سلامتی و برای تمامی معلولین عزیز کشورم ایران آرزوی موفقیت و شادکامی دارم.


منبع : بلاغ

 

 

  

مطالب مرتبط با : اشتغال پایدار؛ مهم‌ترین قدم در راه اعتلای استقلال شخصی و هویت اجتماعی معلولان/اداره امور معلولان را به خودشان واگذار کنیم
دیدگاه شما در مورد : اشتغال پایدار؛ مهم‌ترین قدم در راه اعتلای استقلال شخصی و هویت اجتماعی معلولان/اداره امور معلولان را به خودشان واگذار کنیم

اشتغال پایدار؛ مهم‌ترین قدم در راه اعتلای استقلال شخصی و هویت اجتماعی معلولان/اداره امور معلولان را به خودشان واگذار کنیم

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر