صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ
فتاح در برنامه شناسنامه:

فتاح:تعطیلی آخرین جلسه دولت نهم بخاطر معاون اولی مشایی

"پرويز فتاح "وزير نيرو دولت نهم با حضور در برنامه «شناسنامه» اين هفته به بيان خاطرات خود از دوران 8 سال دفاع مقدس و بعد از آن پرداخت.

کد خبر : 2742

تاریخ انتشار : 22/06/1392 - 18:34


فتاح:تعطیلی آخرین جلسه دولت نهم بخاطر معاون اولی مشایی

به گزارش خط امید بهشهر _ برنامه «شناسنامه» اين هفته با حضور پرويز فتاح (وزير نيرو دولت نهم) و با اجراي محمدحسين رنجبران از شبكه سوم سيما پخش شد.

فتاح در ابتداي برنامه در پاسخ به اين سوال مبني براينكه از قبل از انقلاب و فعاليت‌هاي آن زمان برايمان بگوييد،گفت: بنده متولد 1340 روستاي "قره‌باغ" در آذربايجان غربي هستم و در زمان انقلاب 17 سالم بود.در انقلاب 57 كه اوج مبارزات مردم مسلمان عليه رژيم شاه بود در اوج جواني و شور و نشاط بوديم خانواده ما به واسطه برادر بزرگمان" ايوب" كه از انقلابيون و زندان رفته‌هاي آن زمان بود با مسائل سياسي آشنا بوديم.

وي ادامه داد:در سال 53 مطالعات آن زمان را با توجه به سختي‌هاي آن شروع كردم و با اينكه سن و سال زيادي نداشتم در تمام عرصه‌‌هاي سياسي آن زمان توفيق حضور داشتم؛همچنين در سالهاي اوج انقلاب  56 و 57 ،مدارس نيمه تعطيل و فعاليتي نداشتند اما با اين حال مسئوليت انجمن اسلامي مدرسه را برعهده داشتم.

فتاح در پاسخ به اين سوال مبني براينكه در آن زمان دشمن در زمينه قوميت‌ها كار كرده بود اولويت شما در آن زمان چه بود؛ اظهار داشت: خوشبختانه اقوام كرد،ترك در كنار هم بودند و در بطن انقلاب هردو در كنار هم از دستورات امام اطاعت مي‌كردند و يكي از نقاط عطف آن زمان اين بود كه اين اقوام بعد از توطئه‌هاي پيش آمده‌اي كه برخي براي دشمني تلاش مي‌‌كردند با كمك امام و هوشياري مردم مرتفع شد.

وي در پاسخ به سوال ديگري مبني براينكه شما خاطره خاصي از نقطه پايان جنگ و "عمليات مرصاد" داشتيد ،از نقطه آغاز جنگ برايمان بگوييد؛افزود: روز اول جنگ 31/6/59 در تهران بودم و با چند نفر از دوستان دانشگاهي تصميم داشتيم به فيضيه رفته و طلبه شويم در همان روز اعزام به قم هواپيماي عراقي را بالاي سرمان در فرودگاه مهرآباد ديدم ،از همان جا به اروميه برگشتيم و آموزش نظامي و خمپاره را در كنار درياچه اروميه نزد شهيدان "حميد" و "مهدي باكري "ديديم و بعد از دو هفته آموزش به جبهه كرمانشاه،‌كرند و غرب رفتيم.

فتاح با اشاره به حضور خود در «عمليات مرصاد» تصريح كرد:در پايان جنگ آخرين عمليات مرصاد بود و پايگاه ما لشگر 6 ويژه در 45 كيلومتري كرمانشاه در نزديكي تنگه حسن‌آباد قرار داشت؛شب تاريخي با گردانمان كه بنده مسئوليت قائم مقام لشگر را داشتم گذرانديم. حتي تا چند شب به مرز اسارت رفتم و خيلي از دوستان و فرماندهان گردان كه همراه ما بودند در آن عمليات شهيد شدند؛ سه شبانه روز نخوابيده بودم و روز آخر كه عمليات به اتمام رسيد و ما پيروز جنگ بوديم؛ توان راه رفتن نداشتم،حتي براي سرم زدن به من رگي پيدا نمي‌كردند.

وزير سابق نيرو در پاسخ به سوالي مبني براينكه زمان پذيرش قطع‌نامه 598 و پايان جنگ چه حسي داشتيد، بيان داشت: زماني كه پيغام حضرت امام(ره) را شنيدم سردرد شديدي داشتم و فقط گريه مي‌كردم به خصوص اين جمله امام (ره)كه فرمدند"جام زهر را نوشيدم" براي ما رزمنده‌ها سخت بود و آرزو مي‌كرديم كاش مرده بوديم و اين جمله و پيام را از امام دريافت نمي‌كرديم. چند روز بعد كه حملات گسترده عراق به ويژه منافقين پيش آمد دوباره شور و حالي به رزمنده‌ها تزريق شد.

فتاح در پاسخ به سوال ديگري مبني براينكه بعد از جنگ شما مسئوليت اجراي بخشي از قطعنامه 598 را داشتيد،در اين مورد توضيح دهيد گفت:نيروهاي سازمان ملل از 42 مليت به ايران آمده بودند و هم در ايران و عراق مستقر شدند؛ بنده در فاصله 10، 20 كيلومتري مرزي از كردستان تا شلمچه بنده مسئوليت ستاد نظامي اجراي قطع‌نامه را عهده‌دار شدم ؛شايد دليل انتخاب اين بود كه من آن زمان جوان بوده و مهندس نقشه‌برداري بودم و با هيئت 9 نفره‌اي از سوي مقام معظم رهبري در سال 68 و 69 مسئول تعيين خطوط مرزي بوديم.

فتاح با بيان اينكه در طول 8 سال خطوط و ميله‌هاي مرزي ما از بين رفته بود و دو سال تلاش بي‌وقفه و مهندسي براي اين بود كه ميله‌هاي مرزي را در جاي خود نصب كنيم ،گفت:با همكاري ارتش و سپاه مسئوليت نصب ميله‌هاي مرزي را داشتيم اما يك ميله در قسمت مرزي 50 متر اختلاف داشت شما تصور كنيد در يك مرز هزار كيلومتري هزاران ميله مرزي وجود دارد؛اما فقط يك ميله 50 متر اختلاف بين مرز ايران و عراق داشت ما 25 روز اين وضعيت را نگه داشتيم و گفتيم حتي از 25 متر خاك كشورمان كوتاه نمي‌آييم به فضل الهي، ميله همان جايي قرار داده شد كه تعيين كرده بوديم.

فتاح در پاسخ به سوال ديگري مبني براينكه فعاليت شما بعد از جنگ چگونه بوده آيا به سمت دانشگاه و تحصيل رفتيد؛بيان داشت: اين نكته را اضافه كنم که اولين مبادله اجساد مطهر شهدا را بنده در مرز شلمچه در سال 69 انجام داده؛حتي درست در خط مرزي مراسم بسيار باشكوهي را برگزار كرديم و اين اجساد مطهر شهدا را تحويل گرفته و باب جديدي براي جستجوهاي اجساد شهدا ايجاد كرديم.

وزير سابق نيرو در دولت نهم در پاسخ به سوالي مبني براينكه روابط شما با "جلال طالباني" چگونه بود؟ چراكه ايشان زماني كه به تهران آمدند با شما صميمي بودند،گفت: درزمان جنگ هم در جبهه كردستان،جبهه جنوب به خصوص "فاو" و " قرارگاه رمضان" كه داخل عراق بود توفيق داشتم و آن زمان كه در "قرارگاه برون مرزي رمضان "در داخل عراق حضور داشتيم،"جلال طالباني" ميزبان ما  بودند كه يك مقري در دل كوهستان اطراف درياچه دربندي‌كان و دوكان به اسم" ياسمن" كه يك منطقه صعب‌العبور و زيبايي است،داشتم و ايشان از ما 500 نفر ايراني ميزباني كردند كه خاطره شيريني است.

فتاح افزود:بعد از اطمينان حاصل كردن از اينكه آخرين ميله مرزي كه در مرز ايران و عراق گذاشته شده و نيروهاي سازمان ملل نيز از ايران رفته‌اند؛من در دانشگاه صنعتي شريف مهندسي سازه خوانده بودم و در اين ميان در19 بهمن سال 70 زمين سد كرخه را از كارفرماي وزارت نيروي آن زمان تحويل گرفتم و تصميم داشتم سد كرخه را بسازم.

وي با بيان اينكه سد كرخه بزرگترين سد تاريخي كشور است؛تصريح كرد: آن زمان پيمان‌كار بوديم و مي‌خواستيم بزرگترين سد تاريخي كشور را احداث كنيم و همه رزمنده‌هايي بوديم كه از جبهه برگشته و از اينكه آيا به موفقيت مي‌رسيم ترديد داشتيم؛ وزارت نيروي آن زمان "مهندس زنگنه" بود و به واگذار شدن اين كار به ما ترديد داشت اما آقاي هاشمي رفسنجاني از ما حمايت كرد.
 
وي با بيان اينكه "كرخه" يادگار عمليات فتح‌المبين بود، اظهار داشت: در سال 80 در زمان دوره اصلاحات، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در بام "كرخه" ايستادند و همه سفراي خارجي مقيم جمهوري اسلامي با كابينه را به همراه خود ‌آوردند و با افتخار پرچم جمهوري اسلامي ايران را بر فراز "كرخه" به اهتزاز درآورديم.
 
وي با اشاره به خاطره‌اي از مقام معظم رهبري در آن زمان گفت: مقام معظم رهبري فرمودند پروژه كرخه جزو نادرترين پروژه‌هاي كشور است ايشان در سال 24 اسفند 75 براي بازديد به اين منطقه آمدند؛ آقاي زنگنه آخرين سال وزارتشان بود يك پارچه‌اي از سوي وزارت نيرو كه 50 متر طولش بود و در آن نوشته شده بود "ما توانسته‌ايم كرخه را بسازيم "در آنجا وجود داشت ما به همراه بچه‌هاي مذهبي آن زمان به انديمشك و دزفول رفته و حدود 100 متر پارچه برنزنتي خريده و روي آن نوشتيم "حزب‌اله مي‌تواند".
 
 فتاح ادامه داد:رهبري كه از بالا به سمت بدنه كرخه مي‌آمدند،هردو شعاع را ديده و متوجه اختلاف‌نظر و سليقه فرزندان حزب‌ الله و كارفرما شده حتي در زمان سخنراني لبخند به چهره داشتند، ايشان فرمودند اين شعار را حفظ كنيد و بارها تاكيد كردند كه جوانان ما اين شعار را حفظ كنند.
 
فتاح در پاسخ به اين سوال مبني براينكه بعد از دو سال وزارت،شما چهره ماندگار سدسازي شده ايد، آشنايي شما با احمدي‌نژاد چگونه بود؟ گفت: آشنايي بنده با احمدي‌نژاد به اول انقلاب بر مي‌گردد،در سال 59 دانشگاه‌ها به واسطه انقلاب فرهنگي تعطيل شده بود و ايشان از دانشجويان علم و صنعت بودند زماني با استادان به استان ما آذربايجان غربي آمده و بعد از آن يكي از آن‌ها استاندار و بقيه معاون و فرماندار شدند؛بنده به واسطه مسائل انقلاب با ايشان آشنا بوده و اما در اين ديدار آشناتر شديم.
 
وي ادامه داد:در زمان جنگ،" احمدي‌نژاد" مسئول امور پشتيباني جنگ بود و در يك دوره به يگان ما آمده و ما ايشان را به عراق اعزام كرديم حتي موقع برگشت به ايران به پيشواز ايشان آمدم .شرايط سختي بود آن زمان كه احمدي نژاد در دولت "آيت الله هاشمي رفسنجاني استاندار اردبيل بودند، از ما براي تصدي پست‌هاي دولتي دعوت كردند؛اما بنده نپذيرفتم حتي در زمان شهرداري ايشان در تهران به بنده گفتند كه معاونت عمراني را قبول كنم اما به واسطه درگير بودن در جريان كرخه نتوانستم.
 
فتاح با اشاره به وزارت خود در دولت نهم گفت: دعوت ايشان از من براي پست وزارت نيرو غير منتظره بود چراكه رسانه‌ها اعلام كرده بودند ليست كابينه ايشان بسته شده من مشغول كارهاي عمراني وسدسازي بودم؛ احمدي نژاد با من 7 صبح تماس گرفت و گفت ليست كابينه من بسته شده و براي فرستادن آن به مجلس آماده است بنابراين هرچه سريعتر به ساختمان پاستور بيا من هم قبول كردم اما يك ساعت جلوي در پاستور منتظر ماندم به اين دليل كه كسي مرا نمي‌شناخت و من را راه نمي‌دادند.
 
رابطه من با احمدي‌نژاد مانند همه وزرا نبود
 
فتاح در پاسخ به سوال ديگري مبني براينكه كار كردن با آقاي احمدي‌نژاد چگونه بود گفت: من تجربه‌اي نداشتم عهده‌دار شدن وزارت سنگيني چون نيرو و تعامل آن با دولت تجربه مي‌خواست واقعا شرايط سختي بود وحالا كه اطرافيان از من مي‌پرسند مي‌گويم به دليل توقعات مردم و نمايندگان كاركردن با چندصد هزار نيرو و ... كار سختي بود.
 
وي در پاسخ به سوالي مبني براينكه چرا همكاريتان با احمدي‌نژاد در دولت دهم را ادامه نداديد؛ چراكه همه مي‌گفتند احمدي‌نژاد فتاح را خيلي دوست دارد؟ اظهار داشت: بنده با ايشان رفيق بودم و رابطه من با احمدي‌نژاد مانند همه وزرا نبود؛چراكه ما در سخت‌ترين شرايط جنگ حتي پس از آن در كنار هم بوديم ؛حتي در مطرح كردن مطلبي به ايشان با سيستم اداري وارد نمي‌شدم و هر زماني مثل زمان صبحانه و ناهار مزاحم ايشان مي‌شدم.
 
وي با بيان اينكه اخلاق دوستانه با رفتار اداري كاملا متفاوت است ،تصريح كرد: زماني اين تفاوت آشكار مي‌شود كه از نزديك با دوستتان كار كنيد دوستان زياد و خوبي در جبهه داشتيم كه بعدها شهيد شدند و نمي‌توانستند در كنار يكديگر فعاليت كنند و همين شرايط را با دكتر احمدي‌نژاد داشتم ،اما بعضي وقت‌ها اين احساس را داشتيم كه گفته‌هايمان برهمديگر منطبق نيست.

فتاح اضافه كرد: من يك روحيه نرم و روحيه تعامل وسيع داشتم و دارم ؛اما نگاه من به دولت قبل متفاوت‌تر از "احمدي‌نژاد" دولت دهم بود از زماني كه به وزارت نيرو آمدم به گذشتگان اين وزارت احترام گذاشتم و تاكنون با آن‌ها ارتباط دارم و اين به معناي هم‌فكري سياسي با آن‌ها نيست؛ معناي آن اين است كه ضمن حفظ همه مراتب و خطوط فكري و سياسي يك تعامل سازنده مهم داريم كه هيچ لطمه‌اي به افكار و اعتقادات نمي‌زند.

وزير سابق دولت نهم در پاسخ به سوال ديگري مبني براينكه چقدر حلقه‌‌اي كه احمدي‌نژاد را از احمدي‌نژاد دولت دهم متفاوت كرد در تصميم شما تاثير داشت؟گفت: فقط اين را مي‌توانم بگويم شناختي كه از احمدي‌نژاد داشتم با احمدي‌نژاد آخر دولت دهم بسيار متفاوت بود و اين نشان مي‌دهد كه سياستمداران با تجربه هم در كنش و واكنش واقعيت‌هاي سياسي تغيير مي‌كنند؛ نمي‌توانم بگويم منفي يا مثبت اما شخصيت و نگاه انسان‌ها درطي زمان تغيير مي‌كند و اين اتفاق در "احمدي‌نژاد" و رفتارهايش افتاده بود.

 

شهيد "بروجردي"روح بلندي داشت كه زمين نمي‌توانست او را نگه دارد

فتاح در پاسخ به سوال ديگري مبني براينكه مهم‌ترين يادگاري‌هاي شما از زمان جنگ چه بود ؟اظهار داشت: من در جبهه غرب، جنوب و كرمانشاه حضور داشتم و با شهداي بسياري محشور بودم،آن‌ها بزرگوار و بزرگ‌منش بودند در غرب "حمزه" و در اتاق عمليات شهيد محمد "بروجردي" سخنراني مي‌كرد ايشان من را خيلي دوست داشت و من هم به ايشان ارادتمند بودم روز جمعه‌اي بود كه در فرداي آن روز بروجردي به شهادت رسيد.

وي اضافه كرد: من روبروي "شهيد بروجردي" نشسته بودم؛ در محضر خداوند و در پيشگاه ملت و به يقين عرض مي‌كنم؛ فكر مي‌كردم كه در مقابل يك انسان بهشتي و شهيد نشسته‌ام و همه چيز گواهي مي‌داد ايشان شهيد مي‌شوند و تنها روحشان در اين دنياست وقتي بروجردي رفت برايش خيلي دعا كردم ايشان به من وصيت مي‌كرد و مي‌گفت فتاح اين انقلاب و امام است بايد تا آخر محكم ايستاد و اين مقام پاسداري شماست فردا هم خبر شهادت بروجردي را اعلام كردند ايشان روح بلندي داشت كه زمين نمي‌توانست او را نگه دارد.

فتاح در پاسخ به سوالي مبني براينكه فرزندان شهدا با شما صميمت زيادي دارند براي چيست؟ تصريح كرد: به اين دليل كه من خود را مديون آن‌ها مي‌دانم و با پدران آن‌ها محشور بودم و اين فرض بر همه مسئولان نظام است كه حرمت و كرامت آن‌ها را حفظ كنند وقتي آن‌ها را مي بينيم و صحبت‌هايشان را مي‌شنويم روحمان با آن‌ها پيوند مي‌خورد و ما در اين مسير قصور داريم.

وزير سابق دولت دهم در پاسخ به سوالي مبني براينكه فعاليت قرارگاه سازندگي خاتم‌النبياء كه شما يكي از موسسين آن بوديد بعد از جنگ چطور ارزيابي مي‌كنيد؟ گفت: اين قرارگاه با و با فرمان مقام معظم رهبري و مجوز دولت اول سازندگي شروع شد، در ابتدا آرم قرارگاه و سپس ساختمان آن را اجاره كرديم دورنماي آن اينطور بود كه اين شجره طيبه گسترده شده و چون در عمل اساس و نيت‌ها پاك بود و همه به نظام اعتقاد داشتند؛ خدا نيز بركت داد و الان توسعه‌اي پيدا كرده كه برخي از خودي‌ها منتقد بزرگي و وسعت آن شده‌اند.

 

وجود قرارگاه سازندگي به معناي قطع كردن دستان خارجي‌ها بود

فتاح تاكيد كرد: همه دولت‌ها از جمله سازندگي، اصلاحات و حتي دولت نهم و دهم در راه سازندگي تلاش کردند و اگر قرارگاه نمي‌آمد قطعا كمبودهايي هم احساس مي‌شد؛ وجود قرارگاه سازندگي به معناي قطع كردن دستان خارجي‌ها بود.

فتاح در پاسخ به سوال ديگري مبني براينكه در انتخابات رياست جمهوري 92 پيشنهاد نامزد شدن داشتيد؟ گفت: كم و بيش پيشنهاداتي داشتم، اما واقعيت و اصلي‌ترين دليل من اين بود كه آمادگي آن را نداشتم .حتي برخي از مسئولين و معتمدين زيادي آمدند اما من نپذيرفتم اين پيشنهاد از يك سال قبل و تا يك ماه مانده به انتخابات مطرح شد و همه آن‌ها را رد كردم و گفتم كه امكان ندارد احساس من اين بود كه ديگران شرايط بهتري از من دارند و حدسم نيز درست درآمد.

وي در پاسخ به سوالي مبني براينكه شنيده شده براي شهرداري هم پيشنهاداتي داشتيد؟ گفت: يكي از اشكالات ما اين است كه شايعات زيادي پشت سر ماست كه هيچ كدام به واقعيت نمي‌پيوندد.

فتاح در پاسخ به سوال ديگري مبني براينكه غير از مسئوليت در نظام و سپاه فعاليت ديگري هم داريد؟ گفت: روحيه من طوري است كه بيش از يك كار را نمي‌پذيرم؛ حتي تدريس در دانشگاه را رها كردم درحال حاضر به جز سمت بنياد تعاوني سپاه هيچ مسئوليتي ندارم و اين اعتقاد من است.

وزير سابق دولت نهم در پاسخ به سوال ديگري مبني براينكه اگر دكتر روحاني از شما براي كار دعوت كند قبول مي‌كنيد؟تصريح كرد: دعوت جدي نشده است برخي دوستان و خوبان كه از دوستان قديم ما هستند به ما لطف داشته‌اند؛ اما براي كمك به دولت‌ها روحيات افراد متفاوت است چون بعضي براين باورند كه اين دولت روحيه سياسي متفاوتي دارد كه نمي‌شود؛ اما من معتقدم دولت جمهوري اسللامي براي مردم و نظام است و هركس هركاري مي‌تواند براي موقعيت اين دولت انجام دهد.

وي در پاسخ به سوالي مبني براينكه چقدر مباحث سياسي را پي مي گيريد؟گفت:سعي مي‌كنم كه از مباحث سياسي عقب نمانم و بسيار پيگيري مي‌كنم ،اكثر روزنامه‌ها و گزيده آن‌ها مسائل سياسي و محرمانه در جهات مختلف مطالعه مي‌كند.

فتاح در پاسخ به سوال ديگري مبني براينكه فضاي سياسي كشور را چگونه مي‌بينيد ؟گفت: اين فضا بسيار ملايم و آرام‌تر شده طيفي كه در سال 88 به نظر مي‌آمد روحياتشان عصبي‌تر بود؛ الان آرام‌تر شده‌اند و نظام به آرامش رسيده‌ است معتقدم بهترين انتخابات برگزار شد و اين به فضاي سياسي كشور كمك كرد كه بايستي مراقبت شود و هركس در عرصه‌هايي مثل انتخابات به قانون و نتيجه آن به شوراي نگهبان به ويژه در راس آن مقام معظم رهبري احترام بگذارد اوضاع همين‌طور آرام مي‌شود.


منبع : بلاغ

 

 

  

دیدگاه شما در مورد : فتاح:تعطیلی آخرین جلسه دولت نهم بخاطر معاون اولی مشایی

فتاح:تعطیلی آخرین جلسه دولت نهم بخاطر معاون اولی مشایی

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر