صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ

چرا ایران نتوانست فاو را حفظ کند

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR همزمان با سالگرد ایام سقوط فاو در سال ۶۷، به بازخوانی نقش و نظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی رخدادهای ماه‌های پایانی جنگ و برقراری نظام تشویق و تنبیه در جنگ پرداخته است.

کد خبر : 22383

تاریخ انتشار : 09/02/1394 - 19:53


چرا ایران نتوانست فاو را حفظ کند

به گزارش خط امید بهشهر، با شروع جنگ تحمیلی در شهریور ماه 1359 امام خمینی رحمه الله استراتژی ایران را «آزادسازی سرزمین های تحت اشغال» و «تنبیه متجاوز» اعلام کردند. در ایامی که بنی صدر فرماندهی جنگ را بر عهده داشت به علت عدم اعتقاد او به استفاده از سپاه و نیروهای مردمی در جنگ و نظریات ساده انگارانه ی او مبنی بر «زمین دادن و زمان گرفتن» ایران در موضع ضعف قرار گرفت و سرزمین های زیادی توسط ارتش عراق اشغال شد. چند عملیات محدود نیز که با نظر بنی صدر و مشاورین نظامی اش انجام شد به شکست انجامید. با فرار بنی صدر از کشور و تغییر نگاه فرماندهان اداره کننده ی جنگ به نیروهای مردمی، ریل شکست ها جابجا شد و فصل پیروزی ها فرارسید.

با عملیات پیروزمندانه ی «فتح المبین» در فروردین 61 و آزادی خرمشهر طی عملیات «بیت المقدس» در خرداد همان سال، بخش مهمی از استراتژی جمهوری اسلامی برای «آزادسازی مناطق اشغال شده» محقق شد. از این پس فرماندهان جنگ در تدارک عملیات هایی برای استراتژی «تنبیه متجاوز» بودند. اما چندین عملیات ایران از جمله عملیات «رمضان» به علت تمرکز استحکامات دفاعی و نیروی انسانی عراق در منطقه با پیروزی مواجه نشد.
در زمستان 62 ابتکار نیروهای ایرانی عراق را غافلگیر می کند. در سوم اسفند 62 عملیات «خیبر» با هدف تصرف جزایر مجنون و تسلط بر جاده ی بصره-العماره در منطقه ی هور الهویزه با همکاری قرارگاه نجف اشرف سپاه و قرارگاه کربلای ارتش انجام شد. تغییر جغرافیای جنگ به هور که به همت شناسایی های دقیق قرارگاه سرّی نصرت به فرماندهی شهید علی هاشمی صورت گرفته بود باعث غافلگیری دشمن و پیروزی رزمندگان ایران شد. نتیجه ی عملیات، تصرف جزایر مجنون بود که پیروزی بزرگی برای ایران محسوب می شد. اما در یکی از مراحل عملیات اشتباه یکی از فرماندهان باعث شد یکی از یگان ها یک شب زودتر از موعد مقرر حمله را آغاز کند و این مسئله باعث کندشدن فرایند عملیات شد. اولین بار پس از این مسئله بود که زمزمه ی «برخورد با مقصرین ناکامی در جبهه ها» به شکلی کمرنگ مطرح شد.

عملیات «والفجر 8» در 64/11/20 و تصرف فاو توسط ایران موازنه ی جنگ را به نفع ایران تغییر داد. یک سال بعد عملیات «کربلای 5» که بلافاصله پس از «کربلای 4» در تاریخ 65/10/19 صورت گرفت و طی آن منطقه ی استراتژیک شلمچه توسط رزمندگان فتح شد نیز منجر به تثبیت برتری ایران در جبهه ها شد. از این پس بود که همزمان بلوک شرق و غرب بیش از پیش تصمیم به تقویت همه جانبه ی عراق برای از بین بردن برتری ایران در جبهه های نبرد گرفتند؛ مسئله ای که بارزترین بروز آن گشودن جبهه ی جدید جنگ علیه ایران در دریا و بمباران شهرها توسط عراق در سال 66 بود.
بهار 67 و با ازدست دادن برخی مواضع و مناطق در جبهه ها، مجدداً موضوع برخورد با مقصران این اتفاق مطرح شد. این در حالی بود که «برقراری نظام تشویق و تنبیه در جنگ» به دور از برخوردهای احساسی و جنجال سازی در جامعه یکی از دغدغه های چندین ساله ی فرماندهان جنگ و دستگاه قضایی بود. مسئله ای که اخیراً در فضای رسانه ای به طور ناقص مطرح و به دلیل عدم پرداختن به همه ی ابعاد آن با سایر مسائل دفاع مقدس در هم آمیخته شد. در نهایت نتیجه ی این عدم طرح صحیح مسئله، تضعیف عملکرد فرماندهان و دست اندرکاران جبهه ها، القای شکست ایران در دفاع مقدس برای نسل های جدید و نادیده گرفتن پیروزی و عزت جمهوری اسلامی در باقی نماندن یک وجب از خاک ایران در دست دشمن متجاوز است.
روند ناکامی های غیرمنتظره
فتح فاو در عملیات والفجر هشت در سال 64 پیروزی بزرگی برای ایران در جبهه ها محسوب می شد. عراق تا یک سال بعد با تک های مکرر سعی کرد فاو را پس بگیرد اما موفق نبود. یک سال بعد فتح شلمچه در عملیات غافلگیرانه ی «کربلای پنج» هرچه بیشتر موازنه را به نفع ایران تثبیت کرد. برتری نظامی ایران در جبهه ها منجر به این شد که دو ابرقدرت شرق و غرب تصمیم بگیرند هرطور شده مانع تداوم پیروزی های ایران شوند و با شکست ایران و تغییر موازنه به نفع عراق، جنگ را به پایان ببرند.
فضای پدیدآمده از این تحول، این امکان را برای عراق فراهم کرد تا به نفت کش ها و پایانه های نفتی و مراکز صنعتی و اقتصادی ایران حمله کند؛ اقدامی که با حمایت های آمریکا همراه می شود، چرا که آمریکا کاهش توان نظامی ایران را لازمه ی دستیابی به یک راه حل از طریق مذاکره می دانست. عراق از سوی دیگر به کمک مستشاران شوروی، استراتژی نظامی خود را بازبینی کرد و به این نتیجه رسید که سرنوشت جنگ روی زمین تعیین خواهد شد و به همین دلیل سیل تسلیحات که طی دوران جنگ به سوی بغداد روانه بود، از جانب شوروی شدت بیشتری گرفت.
سال 66 در حالی به پایان رسید که جنگ شهرها و رسیدن موشک های عراقی به تهران از سویی و دست و پنجه نرم کردن با آمریکا در خلیج فارس از سوی دیگر معادلات جنگ را پیچیده تر کرده بود. همچنین فرسایشی شدن جنگ در جنوب، برخی فرماندهان جنگ را به فکر بازکردن جبهه ای جدید در شمال غرب انداخته و بخش قابل توجهی از نیروها از جنوب به شمال غرب منتقل شده بودند.
بهار 67 فصل تلخکامی رزمندگان و فرماندهان بود. آخرین ساعات روز هفتم فروردین 67 بود که منافقین با پشتیبانی ارتش عراق، عملیات «آفتاب» را آغاز کرده و به فکه حمله می کنند. هدف آنها نه تصرف منطقه بلکه ضربه زدن به نیروهای ایرانی است. این عملیات 12 ساعته که از نیمه شب آغاز و تا نیمه ی روز بعد ادامه می یابد، به دلیل غافلگیری رزمندگان ایرانی موفقیت آمیز است و آنها در نهایت با آتش زدن سنگرها و استحکامات مستقر در منطقه، همراه با غنایم قابل توجه و 450 اسیر به داخل خاک عراق بازمی گردند.
فاو
در 25 فروردین 67 عراق به ارتفاعات شاخ شمیران حمله ی محدودی می کند تا فرماندهان ایرانی یقین کنند گارد ریاست جمهوری عراق، همگام با ایران جبهه ی خود را از جنوب به شمال غرب منتقل کرده است؛ غافل از اینکه عراق خواب دیگری دیده است. سه روز بعد در 28 فروردین، عراق به فاو حمله کرد. همزمان تهران نیز موشک باران می شود و سه سکوی نفتی ایران در خلیج فارس توسط آمریکایی ها مورد حمله قرار می گیرد و متعاقب آن ناوچه ی سهند و سبلان نیز با آمریکایی ها درگیر می شوند. از سوی دیگر فرماندهان سپاه که در کنفرانس «آخرین نفر، آخرین منزل و آخرین قطره خون» با سخنرانی آیت الله موحدی کرمانی در کرمانشاه حضور داشتند، پس از اطلاع از این مسئله تعدادی از آنها از جمله آقایان رحیم صفوی، غلام پور، احمد کاظمی، مرتضی قربانی با دو هلی کوپتر راهی آبادان شدند تا اوضاع فاو را از نزدیک بررسی کنند. احمد غلام پور ساعت 12 ظهر طی تماسی تلفنی با محسن رشید وضع را بد و رخنه ی دشمن را اساسی توصیف می کند. ارتش عراق از سویی مناطق پشت جبهه ی فاو را بمباران شیمیایی می کند تا امکان کمک رسانی به فاو را از بین برده باشد و از سویی آتش سنگینی روی فاو می ریزد. بمب 9 تنی عراق نیز یکی از مهمترین ابزارهای تهاجمی عراق در این حمله بود. در نهایت فاو پس از سی و چند ساعت مقاومت سقوط می کند.

دومینوی شکست ها ادامه می یابد. مدتی بعد عراق اعلام می کند روز چهارم خرداد با هدف پس گرفتن مناطق تصرف شده ی عملیات کربلای پنج به شلمچه حمله خواهد کرد. روز چهارم خرداد شلمچه پس از هشت ساعت مقاومت توسط عراقی ها تصرف می شود.
در 12 خردادماه 67 حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی که از چند سال پیش فرماندهی جنگ را از جانب حضرت امام رحمه الله بر عهده داشت، به پیشنهاد رئیس جمهور وقت آیت الله خامنه ای توسط امام خمینی رحمه الله به جانشینی فرماندهی کل قوا منصوب و ستاد کل فرماندهی کل قوا زیر نظر او تشکیل می شود. اولین طرحی که در این ستاد تصویب می شود عملیات «بیت المقدس 7» برای بازپس گیری شلمچه است؛ عملیاتی که در 23 خرداد آغاز می شود و علی رغم پیشروی خوب رزمندگان در مرحله ی اولیه، پاتک سنگین عراق عملیات را به شکست می کشاند.

در 24 خرداد عراق طی یک عملیات هشت روزه با حمله به ماووت در جبهه ی شمال غرب که چندماه پیش توسط رزمندگان ایرانی تصرف شده بود بخشی از مناطق تصرف شده را بازپس گرفت.
در 29 خردادماه منافقین همراه با ارتش عراق عملیات «چلچراغ» را برای تصرف شهر مهران آغاز می کنند. صبح 29 خرداد یگان های نظامی منافقین همراه با حدود 40 خبرنگار برای پوشش تبلیغاتی وارد مهران می شوند. در این عملیات بیش از 1000 رزمنده نیز به اسارت منافقین در می آیند. چند روز بعد نیروهای تازه نفس همراه با بسیج مردمی و عشایر، مهران را از تصرف منافقین درآورده و آنها را فراری می دهند.

اهمیت استراتژیک جزایر مجنون آن قدر بالا بود که عراق در چهارم تیرماه به جزایر مجنون، کوشک و جفیر حمله می کند. ارتش عراق ابتدا منطقه را بمباران شیمیایی کرده و سپس نیروهای خود را در منطقه پیاده می کند. قرارگاه نصرت به فرماندهی شهید علی هاشمی نیز به تصرف نیروهای عراقی درآمده و علی هاشمی در جریان این حمله مفقود می شود.
ارتش عراق سرمست از پیروزی های اخیر، 24 تیرماه دهلران و موسیان را نیز به تصرف در می آورد. تحلیل برخی از دست اندرکاران جنگ این است که هدف عراق از این حملات اسیرگرفتن هرچه بیشتر است. به همین دلیل ارتش به یگان های خود دستور داده است که در صورت عدم توانایی برای حفظ منطقه مقاومت نکرده و برای جلوگیری از اسیردادن عقب نشینی کنند. مدتی بعد حلبچه نیز توسط ایران تخلیه می شود.
* قصورِ بدونِ مقصر
پس از همین ناکامی ها در سه ماه ابتدایی سال 67 بود که زمزمه هایی مبنی بر لزوم محاکمه و برخورد با «مقصرین ناکامی های اخیر» توسط برخی سیاسیون مطرح می شود. سال 62 و پس از عملیات «خیبر» نیز زمزمه های اینچنینی برای برخورد با عوامل برخی ناکامی ها مطرح شده بود. آیت الله خامنه ای در خطبه های نمازجمعه ی 10 تیرماه 1367 با اشاره به همین موضوع چنین می گویند: «اگر نبود ضعف هایی که خود ما، خودمان را به آن ضعف ها دچار کردیم. بعضی دنبال مقصر می گردند، کی مقصر بوده؟ این اشتباه است، اینی که در یک حرکت نظامی، در یک عقب نشینی، دو نفر، سه نفر، پنج نفر را به عنوان مقصر پیدا کنند، بعد هم بروند مجازاتشان کنند، این یک کار شناخته شده ای است. این را همه جای دنیا می کنند، ما هم بلدیم این کار را بکنیم. این یک کار مشکلی نیست که خب بالاخره یک چند نفر را به عنوان مقصر بگویند آقا، این چند نفر مقصر بودند، یا این دستگاه، یا این سازمان، یا این جمع مقصر بودند، کار سختی نیست پیدا کردن مقصر، یا «تراشیدن مقصر»؛ اما روش اسلامی ما این نیست. من به شما عرض بکنم، بعضی از کمبودها و کوتاهی ها هست که کوتاهی است، اما مقصری ندارد. قصوری هست، اما هیچ کس در این قصور مقصر و گناهکار نیست. مجموعه ی یک عواملی است دست به دست هم می دهند، یک ضعفی را، یک فتوری را، یک قصوری را یک جا به وجود می آورند و یک چنین چیزی در ما هم وجود داشته و باید برطرف بشود، باید اصلاح کنیم، باید مشکلات را برطرف بکنیم.» 1367/4/10 [1]
آیت الله خامنه ای مدتی بعد در پرسش و پاسخ با رزمندگان لشکر 27 محمدرسول الله علت این موضع گیری را این گونه شرح می دهند: «مردم بعد از این قضایا متوجه بودند که آقا آخر یک مقصری وجود دارد؛ چرا مقصرین را مجازات نمی کنید؟ این یک طرف قضیه بود. مثلاً آقای کروبی یا برادرهای دیگر که سخنرانی کردند قرص و محکم هم ایستادند. ایشان روز پانزده خرداد گفت مقصرین باید مجازات بشوند؛ مردم هم تکبیر فرستادند. هر کس هم این را بگوید مردم تکبیر می فرستند. این را بدانید. بنده اگر در نماز جمعه این را می گفتم تکبیر خیلی محکم می فرستادند. منتها من شب قبل از آن نماز جمعه با آقای هاشمی و یکی دو تا از برادرها مشورت کردم که من راجع به این قضیه می خواهم صحبت کنم. آقای هاشمی گفت شما اگر راجع به مقصر و مجازات بگویید، این بچه هایی که توی جبهه دارند با اخلاص کار می کنند دلشان می شکند و مأیوس می شوند و این در جنگ اثر می گذارد، روحیه شان را از دست می دهند. و ایشان گفتند که حرف آقای کروبی در روز پانزده خرداد در میدان ارگ اثر منفی داشته روی رزمنده ها؛ این را آقای هاشمی گفت. خب وقتی که اثر منفی دارد؛ پس ما نباید بگوئیم.» 1367/5/10 [2]
دادگاه ویژه رسیدگی به تخلفات جنگ
یکی از اقدامات لازم در هر جنگی، برخورد با متخلفان و خاطیان است. شکل گیری «سازمان قضایی نیروهای مسلح» در نتیجه ی ادغام «سازمان قضایی ارتش»، «دادسرا و دادگاه انقلاب ارتش» و «دادسرا و دادگاه انقلاب و عمومی پاسداران» در سال 1365 گامی در راستای منسجم ترشدن فرایند رسیدگی به جرایم نظامیان بود. اما فرماندهان ارشد جنگ از عدم قاطع بودن برخوردها و نامتناسب بودن جرایم و مجازات ها گلایه داشتند. در سال های آخر جنگ، یکی از دغدغه های فرماندهان، طراحی «نظام تشویق و تنبیه» است. اما این مشکل باید در بیرون از ساختار ارتش و سپاه یعنی در سازمان قضایی نیروهای مسلح حل شود. این دغدغه توسط فرماندهان به بیت امام رحمه الله منتقل و از طریق مرحوم حاج احمدآقا با رئیس شورای عالی قضایی و از طریق ایشان با رئیس سازمان قضایی مطرح می شود.
حجت الاسلام والمسلمین رازینی رئیس وقت سازمان قضایی در این باره می گوید: «یک مشکلِ شکلی بود که ما تا پیش از انقلاب دادگاه های صحرایی داشتیم. یعنی سیستم قضایی، آیین دادرسی عادی خود را رها می کرد و با یک آیین دادرسی سریع تری رسیدگی می کرد. مثلاً به جای اینکه پرونده بیاید در مرکز استان، قاضی می رفت در محل رسیدگی می کرد. مسائلی از این دست که روال رسیدگی و سرعت عمل دادگاه ها را تسریع می کرد. اما بعد از انقلاب این گونه نبود.
مشکل دوم که مشکل ماهوی بود این بود که ما درباره ی این مسئله که با فردی که به جنگ ضربه زده چه برخوردی باید بکنیم قانون و فتوای روشنی نداشتیم؛ چون برخی مطرح می کردند که صدام چون اعدام می کند همه ی ارتش عراق مطیع او هستند؛ پس شما هم باید اعدام کنید. ما می گفتیم با قوانین ما تنها گروهکی ها یا جاسوسی که عالماً و عامداً اطلاعات داده را می توانیم اعدام کنیم، اما کسی را که مثلاً در ستاد نیروهای مسلح تمام مهمات و زاغه ی مهمات را نابود کند نمی توانیم اعدام کنیم؛ طبق قوانین تنها می توانیم او را حبس کرده و خسارت بگیریم.» [3]

ساختار خاص نیروهای مسلح و عدم شکل گیری ستاد کل نیروهای مسلح برای هماهنگی و تمرکز امور بود که منجر به پیشنهاد انتصاب جانشینی فرمانده کل قوا شد. خرداد 67 حضرت آیت الله خامنه ای طی نامه ای به حضرت امام رحمه الله پیشنهاد می کند حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی به عنوان جانشین فرمانده کل قوا منصوب شود. در اختیار داشتن امور مربوط به دادگاه نیروهای مسلح یکی از اموری است که پیشنهاد می شود زیر نظر جانشین فرمانده کل قوا قرار بگیرد. آیت الله خامنه ای در بخشی از نامه چنین می نویسند: «پیشنهاد مشخص اینجانب که قبلاً نیز کتباً و شفاهاً معروض گردیده، این است که:
1ـ کلیه امور مربوط به نیروهای مسلح، ارتش، سپاه، ژاندارمری اعم از عملیات، پشتیبانی، امور سازمانی و اداری و غیره به شخص واحدی مفوض و محول گردد.
2ـ شخص مزبور از سوی حضرتعالی موظف گردد که امور را از نزدیک و با قاطعیت تمشیت کند.
3ـ دادگاه نیروهای مسلح موظف گردد که در تعقیب قضایی متهمین و اجرای محکومیتها به طور کامل از نظر و دستور وی تبعیت کند.»

حجت الاسلام والمسلمین هاشمی نیز در نامه ای که به محضر حضرت امام رحمه الله نوشته و پیشنهادات خود را برای جانشینی فرمانده کل قوا مطرح می کند، به لزوم برقراری نظام تشویق و تنبیه و قاطعیت دادگاه های تخلفات جنگی اشاره می کند. در همین راستا امام خمینی رحمه الله در 10 خردادماه حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی را به عنوان جانشین فرمانده کل قوا منصوب می کنند.

به این ترتیب به موازات پیگیری ها برای رسیدن به فرایند «تشویق و تنبیه» از سوی فرماندهان و سیستم قضایی؛ جوی برای محاکمه و برخورد با مقصران شکست های اخیر نیز از جانب طیفی از سیاسیون در سطح جامعه ایجاد می شود. آیت الله خامنه ای و حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی از مهم ترین چهره هایی هستند که موافق اصل نظام تشویق و تنبیه و دادگاه های به سبک جدید، اما از مخالفان جوّ محاکمه ی چندنفر به عنوان مقصران شکست های اخیر هستند. از سوی دیگر برخی چهره ها و جریانات سیاسی متأثر از ناراحتی جامعه از ناکامی های اخیر تنها بر طبل اعدام مقصرین می کوبند.

لزوم تسریع در برقراری نظام تشویق و تنبیه و پیگیری های انجام شده نهایتاً منجر به این می شود که امام رحمه الله در دوم مرداد 1367 طی حکمی مستقیماً حجت الاسلام والمسلمین رازینی را برای تشکیل دادگاه ویژه ی تخلفات جنگ منصوب کنند.
«جناب حجت الاسلام آقای علی رازینی، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح
جنابعالی موظف می باشید: 1- دادگاه ویژه تخلفات جنگ را در کلیه مناطق جنگی تشکیل و طبق موازین شرع بدون رعایت هیچ یک از مقررات دست و پا گیر به جرائم متخلفان رسیدگی نمایید. 2- هر عملی که به تشخیص دادگاه موجب شکست جبهه اسلام و یا موجب خسارت جانی بوده و یا می باشد مجازات آن اعدام است. والسلام.» [4]

بنابراین ویژگی این دادگاه این است که رسیدگی به جرایم خاطیان نه بر اساس روال عادی رسیدگی سازمان قضایی در تهران، بلکه براساس ضرورت در مناطق جنگی برقرار می شود. همچنین براساس نظر فقهی حضرت امام رحمه الله، مجازات هر عملی که منجر به شکست جبهه ی اسلام یا موجب خسارات جانی باشد اعدام است. به این ترتیب دو خلأ قانونی که پیش از این عامل کندی و نارسایی سیستم رسیدگی به جرایم خاطیان بود برطرف شد.

در همین روز حجت الاسلام والمسلمین صادق خلخالی که از سال 59 از امور قضایی کناره گرفته بود، طی حکمی از جانب حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی مأموریت می یابد ضمن بازرسی از جبهه و ارائه ی گزارش، پیشنهادات خود را درباره ی نظام تشویق و تنبیه ارائه کند. «مقتضی است جنابعالی با همکاری جمعی از خبرگان و آگاهان نظامی محورهای عملیاتی و مراکز نظامی جبهه ها را مورد رسیدگی قرار دهید و به منظور بالارفتن انضباط و وظیفه شناسی و تشویق و تنبیه افراد خدمتگزار یا متخلف برای فرماندهی و مراکز تصمیم گیری مربوط گزارش و نظریه تهیه نمایید.» [5] در نهایت دادگاه های رسیدگی به تخلفات جنگ زیر نظر حجت الاسلام رازینی در سه منطقه ی شمال غرب، غرب و جنوب تشکیل می شود.

آیت الله خامنه ای که پس از پذیرش قطعنامه به خاطر خطر هجوم مجدد از جانب عراق و تصرف نقاط بیشتر، به جبهه سفر کرده بودند و ضمن بازدید از لشکرهای مختلف با فرماندهان و نیروها به گفت و گو و پرسش و پاسخ می نشستند؛ روز 10 مرداد در مقر لشکر 27 محمدرسول الله در جمع رزمندگان با اشاره به لزوم برقراری نظام تشویق و تنبیه و دفاع از این طرح چنین می گویند: «اگر این سیستم تشویق و تنبیه نباشد آن گسترش کمّی به درد نمی خورد، یعنی به جایی نمی رسد، این یک. البته قضاء را آقای هاشمی هست، به نظر من مسئله ی قضاوت در جنگ را ایشان هست، یعنی این دادگاه جنگ همانی است که ما می خواستیم. در پیشنهادی که آقای هاشمی به امام در مورد اختیارات جانشینی خودشان نوشتند دادند همین بود که این با مشورت و هماهنگی من بود و من هم معتقدم که بایستی دستگاه قضائی دادگاه زمان جنگ، عصای دست فرمانده باشد، فرمانده ی بالا خودش دستور بدهد. اتفاقاً توی همان یکی از سه تا بندی که من به امام پیشنهاد کرده بودم این هم بود که اجرای حکم و تعقیب، زیر نظر فرمانده باشد. نوع حکم را بالأخره قاضی مستقل است در اسلام و هر چه بخواهد حکم خواهد داد. این را ایشان حل کردند این را آوردند، البته هنوز تا راه بیفتد روان بشود طول می کشد، اما خب راه افتاده هست توی جبهه. ما این را از اول جنگ متأسفانه نداشتیم این را ایشان حل کردند.» 1367/5/10 [6]

حکم امام، ناظر به آینده
بنابراین می توان گفت حکم امام رحمه الله بیش از آنکه ناظر به ناکامی های چندماهه ی آخر دوران جنگ باشد، برای تقویت فرمانده جنگ و ناظر به آینده بوده و جنبه ی بازدارندگی دارد و آنچه در عمل اتفاق می افتد این است که دادگاه های تازه تأسیس جز در موارد معدودی که برخی دست اندرکاران خیانتشان مسجل بود با کسی به عنوان «مقصر شکست های اخیر» برخورد نکردند؛ که آن هم از رده های پایین نظامی بود.

در ماه های آخر منتهی به پایان جنگ و قبول قطعنامه ی 598، برخی افراد و جریانات ورشکسته ی سیاسی و مطرود امام رحمه الله سعی کردند با ارائه ی تحلیل های انحرافی از هشت سال دفاع مقدس، آن را اقدامی بی ثمر و بی نتیجه و خسارت بار معرفی کنند که نتیجه ای جز ازدست رفتن جوانان این مرز و بوم نداشته است. امام خمینی رحمه الله در برابر این تحلیل های انحرافی از دفاع مقدس موضعی محکم می گیرند و با ذکر این نکته که «همچون همۀ عاشقان شهادت، برای درک شهادت روزشماری می کند» و «شهادت در راه خدا مسئله ای نیست که بشود با پیروزی یا شکست در صحنه های نبرد مقایسه شود» چنین می نویسند: «ان شاءاللّه ملت بزرگ ایران با پشتیبانی مادی و معنوی خود از انقلاب، سختیهای جنگ را به شیرینی شکست دشمنان خدا در دنیا جبران می کند. و چه شیرینی بالاتر از اینکه ملت بزرگ ایران مثل یک صاعقه بر سر امریکا فرود آمده است. چه شیرینی بالاتر از اینکه ملت ایران سقوط ارکان و کنگره های نظام ستمشاهی را نظاره کرده است و شیشۀ حیات امریکا را در این کشور شکسته است. و چه شیرینی بالاتر از اینکه مردم عزیزمان ریشه های نفاق و ملی گرایی و التقاط را خشکانیده اند. و ان شاءاللّه شیرینی تمام ناشدنی آن را در جهان آخرت خواهند چشید. نه تنها کسانی که تا مقام شهادت و جانبازی و حضور در جبهه پیش رفته اند، بلکه آنهایی که در پشت جبهه با نگاه محبت بار و با دعای خیر خود جبهه را تقویت نموده اند از مقام عظیم مجاهدان و اجر بزرگ آنان بهره برده اند.خوشا به حال مجاهدان! خوشا به حال وارثان حسین ـ علیه السلام!» [7]
پی نوشت ها:
1. بیانات در خطبه های نمازجمعه تهران 1367/4/10
2. پرسش و پاسخ در جمع رزمندگان لشگر 27 محمدرسول الله 1367/5/10
3. مصاحبه حجت الاسلام والمسلمین رازینی با پایگاه اطلاع رسانی Khamenei.ir
4. صحیفه ی امام خمینی، ج 21، ص 102
5. خاطرات آیت الله خلخالی، ج2، ص 54
6. پرسش و پاسخ در جمع رزمندگان لشکر 27 محمدرسول الله 1367/5/10
7. صحیفه ی امام خمینی، ج 21، ص 87


منبع : تسنیم

 

 

  

مطالب مرتبط با : چرا ایران نتوانست فاو را حفظ کند
دیدگاه شما در مورد : چرا ایران نتوانست فاو را حفظ کند

چرا ایران نتوانست فاو را حفظ کند

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر