صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ

مادرم! تکیه‌گاه من باش

کد خبر : 20766

تاریخ انتشار : 19/01/1394 - 09:31


مادرم! تکیه‌گاه من باش

خط امید، این روزها بازار شهرهای مازندران همچون سایر شهرهای ایران، پر شده از تبلیغات روز مادر، از تبلیغ عطر و ادکلن برای قدردانی از مادران تا برپایی جشن‌های کوثر.

نکند در ازدحام فریبنده بازار تبلیغات، یادمان برود که اصلا بهانه روز مادر چیست، تولد فاطمه زهرا (س) را می‌گویم، بانوی آب و آئینه، زینت هستی و ام‌ابیها.

در این روزها از مادرانی یاد می‌کنیم که شیرمردان خود را تا شهادت بدرقه کردند، از مادرانی یاد می‌کنیم که قصه غصه‌های خود را در صندوق‌چه اسرار نگه داشتند و اشک‌ها را در دل جاری ساختند تا فرزندانی صالح و عالم تربیت کنند، از مادرانی یاد می‌کنیم که جای خالی پدر را پر کرده‌اند، از مادرانی که عشق پرستاری از تن رنجور پدر در آسایشگاه و کنج خانه را با دنیا معاوضه نمی‌کنند، از مادرانی که نام نامادری دارند اما قلب‌شان پر از مهر مادری است و از مادرانی یاد می‌کنیم که شمع وجودشان خاموش شده اما یادشان تا همیشه روشن است.

این روزها همه در تلاش و تکاپو هستند تا به هر طریقی شده از مادران و همسران خود تقدیر کنند، هر که به وسعت دل و درآمد خود؛ با یک شاخه گل و یک جعبه شیرینی و ابراز محبت و عشق تا خرید زیورآلات.

روز مادر می‌خواهیم به مادران‌مان بگوییم که امروز به بهانه بهترین بودنی‌ها از تو یاد می‌کنم که خداوند بهشت را ارزانی تو داشته است، پس ای بهترین من! روزت مبارک.

می‌خواهیم به مادران‌مان بگوییم که خوشحالم در کنارت زندگی می‌کنم و نمی‌دانی که اگر برای یک روز و به هر دلیلی جای تو در خانه خالی باشد، دلم چه‌قدر می‌گیرد و خانه چه‌قدر دلگیر است.

می‌خواهیم به مادران‌مان بگوییم که هر چند امروز خود مادر شده‌ایم اما دل‌مان گاه می‌گیرد برای سرنهادن به روی شانه‌هایی که تکیه‌گاه محکمی برای‌مان بود و حالا با گذشت سال‌ها هنوز هم کودکی‌هایمان گل می‌کند.

دلمان تنگ می‌شود برای روزهایی که از ترس تاریکی و اندوه، سر بر آغوشت می‌گذاشتیم و به آرامش می‌رسیدیم.

یادمان نرفته است دعاهای قشنگت را که از خدا خواستی تا عاقبت به خیرمان کند، روزهای درس و امتحان، این دعاها و لطف بی‌اندازه تو بود که ما را مشتاقانه به سمت مدرسه می‌کشاند و با اشتیاق بیشتر به خانه باز می‌گشتیم.

چه‌قدر اشک‌هایت را نگه می‌داشتی وقتی که پسرت برای رفتن به خدمت سربازی آماده می‌شد، چه‌قدر نگران آینده فرزندانت بودی وقتی آنها را با لباس عروس و داماد بدرقه می‌کردی و دعای خیرت پشت و پناه آنها بود، حالا مادربزرگ شده‌ای و نوه‌هایت انگار همان کودکی‌های فرزندانت را به خاطرت می‌آورد.

روز مادر نزدیک است و می‌خواهیم به مادران‌مان بگوییم که هر چند هدیه کوچک من لطف و زحمت بی‌اندازه‌ات را نمی‌تواند پاسخ دهد، اما این تمام تلاش من است در مقابل همه محبت تو.

اما با این همه، گویا دل‌مان نمی‌آید از این دریای محبت، چیزی مطالبه نکنیم، پس به او می‌گوییم که ای مهربان من! همچنان تکیه‌گاه محکم من باش.

نویسنده : آزاده بابانژاد

 

 

  

دیدگاه شما در مورد : مادرم! تکیه‌گاه من باش

مادرم! تکیه‌گاه من باش

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر