صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ
گفت‌وگو با متهم زن پرونده اسیدپاشی در بهشهر

ما هر دو بازنده بودیم/فاطمه قربانی علاقه‌اش به یاسر شد

زن جوانی که به اتهام مشارکت دراسید‌پاشی منجر به قتل‌ دوستش در بازداشت به‌سر می‌برد، جزییات تازه‌ای از ابعاد این ماجرا را فاش کرد.

کد خبر : 1951

تاریخ انتشار : 22/05/1392 - 20:39


ما هر دو بازنده بودیم/فاطمه قربانی علاقه‌اش به یاسر شد

به گزارش خط امید به نقل از شبکه ایران ، این حادثه 19 تیر ماه امسال رخ داد و به دنبال آن زن جوانی به نام فاطمه 31 ساله بر اثر پاشیده شدن مقدار زیادی اسید به سر و صورت و بدنش دچار سوختگی شدید شده و پس از انتقال به بیمارستان جان سپرد.

پیکر نیمه جان این زن جوان در حالی‌که تقریباً نیمه عریان بود توسط یک رهگذر در حالی‌که داخل کانال آب پل مهدیه بهشهر رها شده بود، پیدا شد.
ماموران بلافاصله پس از آگاهی از ماجرا خود را به محل حادثه رسانده و بررسی در این باره را آغاز کردند.با وجود شناسایی هویت قربانی حادثه و انتقال پیکر
نیمه جان او به بیمارستان سوانح و سوختگی ساری،علی رغم تلاش‌های انجام گرفته از سوی تیم پزشکی، فاطمه روی تخت بیمارستان زارع ساری مرگ را در آغوش گرفت. درحالی‌که تحقیقات درباره علت و زمان وقوع این حادثه و مرگ دلخراش زن جوان ادامه داشت، ماموران متوجه حضور مشکوک زن جوانی در بیمارستان شدند که جویای حال قربانی حادثه بود. این در حالی بود که قربانی حادثه قبل از فرو رفتن در کام مرگ در جملاتی کوتاه از یک زن و مرد به‌عنوان عاملان اسید پاشی نام برده بود.

با بررسی مشخصات زن ناشناس و خودروی پراید مشخص شد فرد مورد نظر همان زهرا 33 ساله بوده که شب حادثه در اطراف بیمارستان حضور داشته است. با کشف این سرنخ، زهرا در خیابان خیام بهشهر دستگیر شد و تحت تحقیقات قرار گرفت.
ماموران پلیس زن روی دست زهرا آثار سوختگی کشف کردند که با بررسی این آثار مشخص شد وی نیز بر اثر ریختن اسید روی دستش دچار سوختگی شده است. از سوی دیگر آثاری از اسید در صندوق عقب خودروی وی به دست آمد. در حالی که زهرا همچنان منکر قتل می‌شد در بازرسی کیف دستی‌اش دفترچه تامین اجتماعی، دفترچه بانک و فتوکپی کارت ملی مقتول پیدا شد. همزمان با بازداشت این متهم و با اعترافات وی، مرد جوانی به نام یاسر نیز بازداشت شد.
در حالی‌که بر اساس اظهارات سرهنگ عظیمی رئیس پلیس آگاهی استان مازندران زهرا در جریان بازجویی‌های پلیسی اعتراف کرده و قتل را بر گردن گرفته است، وی در جریان گفت‌و‌گو با خبرنگار ما منکر هر گونه دخالتی در ماجرای مرگ فاطمه شد.
ماحصل گفت‌و‌گوی ما با او را می‌خوانید.
خودت را معرفی کن؟
زهرا هستم و 33 سال سن دارم.
چرا اینجایی؟
به اتهام مشارکت در ماجرای اسید پاشی منجر به مرگ دوستم.
‌ از خودت بگو؟ چرا به این جا کشیده شدی؟
در حالی‌که 15 سال بیشتر نداشتم از سوی پسر همسایه‌مان اغفال شدم. به همین خاطر پدرم برای حفظ آبرویش تصمیم گرفت مرا به عقد مردی که سن‌اش از من خیلی بزرگتر بوده و عقل درست و حسابی هم نداشت دربیاورد.
یعنی شما تجربه ازدواج داشتید؟
بله. حاصل چند سال زندگی با این مرد یک دختر است که با خودم زندگی می‌کند.
خب بعد چه شد؟
10 سال با این وضعیت کنار آمدم اما وقتی می‌دیدم با وجود این‌که از نظر ظاهری با زنان همسن خودم تفاوت زیادی ندارم ولی با چنین مردی باید زندگی کنم خیلی ناراحت می‌شدم تا این‌که این تصورات باعث شد از زندگی با آن مرد دلسرد شده و به ورطه انحراف کشیده شوم.
از شوهرت جدا شدی؟
آن‌ها که به هیچ وجه حاضر به طلاق من نبودند وقتی این وضعیت را دیدند به‌ناچار مرا از زندگی پسرشان حذف کردند، من هم مهریه‌ام را بخشیدم تا دخترم را با خود داشته باشم.
‌ چطور شد مرتکب جنایت شدی؟
پنج سال از جدایی ام از شوهرم می‌گذشت که با مرد جوانی به نام سیامک آشنا شدم. وی با حرف‌های قشنگی که می‌زد مرا شیفته خودش کرد. به عقد موقت وی درآمدم. مدتی از این ماجرا می‌گذشت که با زن جوانی با نام فاطمه-قربانی حادثه- آشنا شدم. وقتی این آشنایی بیشتر شد یک روز او را به خانه‌ام دعوت کردم. او همراه مرد جوانی به نام «یاسر» به خانه ما آمده و وی را شوهر خود معرفی کرد.
خب ماجرا چگونه اتفاق افتاد؟
مدتی قبل فاطمه متوجه شده بود که یاسر قصد دارد با دختر دیگری ازدواج کند البته با این کار او مخالف بود. یاسر نزد من آمده و خواست با فاطمه صحبت کنم که از او جدا شود، من ابتدا نپذیرفتم تا این‌که وی مرا با تهدید تسلیم نیت‌های شیطانی خود کرده و از این اتفاق فیلم تهیه کرد. بعد هم تهدید کرد اگر در راه رسیدن به دختر مورد علاقه اش او را کمک نکنم فیلم را در اختیار سیامک قرار می‌دهد. او حتی تهدید کرده بود دخترم را خواهد کشت.
تصمیم گرفتیم فاطمه را کمی بترسانیم تا او راضی شود یاسر را ترک کند. شب حادثه به دامداری یاسر رفتم. دیدم فاطمه هم آنجاست، حال خوبی نداشت. یاسر می‌گفت موادمخدر کشیده و حالش بد است. خواستم با او صحبت کنم ولی جواب‌های بی‌سر و ته می‌داد.
با کمک یاسر او را سوار خودروی پراید کرده و کنار رودخانه بردیم. نزدیک آنجا سکوی سیمانی وجود دارد. قرار بود فقط کمی اسید روی پایش بریزیم تا او بترسد. دیدم که یاسر اسید زیادی را روی بدن و صورت او ریخت. او حتی برای بار دوم از داخل پراید یک چهار لیتری اسید برداشته و روی بدن فاطمه ریخت. اعتراض‌های من هم بی‌فایده بود.فاطمه قادر به داد و فریاد نبود تنها شنیدم که از من خواست آب به رویش بریزم چرا که احساس می‌کرد دارد می‌سوزد.
‌ اما آثار سوختگی و پاشیده شدن اسید روی دست شما وجود دارد؟
وقتی یاسر اسید پاشید برای یک لحظه دلم برای فاطمه سوخت سعی کردم کمکش کنم که کمی اسید روی لباس‌ها و دستم پاشید.کاش فاطمه لجاجت نمی‌کرد و این حادثه اتفاق نمی‌افتاد. در حقیقت فاطمه قربانی علاقه‌اش به یاسر شد. ما هر دو بازنده بودیم. با تصمیم‌ اشتباه، زندگی فاطمه و من تباه شد. ما قربانی هوس‌های شیطانی مرد مورد علاقه مان شدیم.

بنا بر این گزارش در حالی‌که دو متهم بازداشت شده در این پرونده، قتل و اسید پاشی را به دیگری نسبت داده‌اند، تحقیقات جنایی و قضایی درباره این حادثه با گذشت یک ماه هنوز تکمیل نشده و ماموران بازجویی‌های فنی از متهمان را برای کشف حقیقت ماجرا ادامه می‌دهند.

این مطلب از سایت خبری شبکه ایران نقل شده است و سایت خبری تحلیلی خط امید بهشهر هیچ گونه نظری در مورد صحت و یا عدم صحت این مطلب ندارد.



 

 

  

دیدگاه شما در مورد : ما هر دو بازنده بودیم/فاطمه قربانی علاقه‌اش به یاسر شد

ما هر دو بازنده بودیم/فاطمه قربانی علاقه‌اش به یاسر شد

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر