صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ
شکوه انقلاب در بهشهر - 16

بهشهر اولین شهر مازندران بود که مقابل شاه ایستاد / صحبت‌های تعدادی مسئول بی سواد جوانان را از انقلاب دور می کند

مبارز 16 ساله انقلاب 57 در گفتگو با خط امید با بیان اینکه بهشهر اولین شهر مازندران بود که مقابل شاه ایستاد گفت: صحبت‌های تعدادی مسئول بی سواد جوانان را از انقلاب دور می کند.

کد خبر : 18625

تاریخ انتشار : 21/11/1393 - 20:48


بهشهر اولین شهر مازندران بود که مقابل شاه ایستاد / صحبت‌های تعدادی مسئول بی سواد جوانان را از انقلاب دور می کند

به گزارش خط امید، به مناسبت دهه مبارک فجر سراغ یکی دیگر از رزمنده های انقلاب اسلامی سال 57 در بهشهر رفتیم تا ضمن آشنایی بیشتر با نحوه مبارزات و تظاهرات انقلاب در بهشهر، خاطرات جذاب آن روزها را نیز برای نسل سومی های انقلاب قلم بزنیم.

 

 

خط امید: سلام لطفا خودتون رو معرفی کنید.

ابولقاسم سبحانی هستم و دوستانم بنده رو مهران صدا می کنند متولد سال 1342 و 51 سال سن دارم، بازنشسته آموزش و پرورش هستم و حدود 14 سال هست که در هیئت فوتبال شهرستان در امر ورزش هم فعالیت می کنم.

 

خط امید در زمان انقلاب چند سال داشتید؟

در زمان انقلاب 16 سالم بود و دوم دبیرستان، در 15 بهمن سابق و شریعتی بعد از انقلاب درس می خوندم، شاید اولین دبیرستانی که به دنبال فرمان حضرت امام جهت یاری رساندن به انقلاب دست از کلاس کشید و اولین راهپیمایی بین دانش آموزان و معلمین در سطح شهرستان راه انداخت دبیرستان 15 بهمن بود.

 

خط امید: از حال و هوای زمان انقلاب کمی بیشتر توضیح بدید؟

بعد از تعطیلی مدارس و دبیرستان‌ها کار هر روزه ما شرکت در تظاهرات و دادن شعارها علیه رژیم، برخورد با نیروهای امنیتی و مامورین شهربانی و ژاندارمری و بعضا نیروهای ارتشی بود.

 

اون روزها یک شلوار لی می پوشیدیم و کفش کتونی، که جالبه بدونید در اون روزها این نوع لباس پوشیدن ممنوع بود یعنی اگر تظاهرات هم نبود و مامورین ساواک چند جوون با این تیپ لباس را می دیدند دستگیر می کردند که چند بار موفق شدیم از دستشون فرارا کنیم، البته برادرم رو به جرم پوشیدن شلوار لی و کفش کتونی دستگیر و به شهربانی بردند و مورد عنایت قرار دادند و با گرفتن تعهد آزاد کردند.

 

خط امید: چرا این نوع پوشش ممنوع بود؟

دلیلشون این بود که این تیپ را، تیپ یک مبارز انقلابی می داستند و برای این کفش کتونی و شلوار لی می پوشند که راحتتر فرار کنند.

 

خط امید: از حال و هوای انقلاب و مبارزات می گفتید...

ما شب‌ها به این امید می خوابیدیم که فردا صبح بریم در تظاهرات شرکت کنیم، چیزی به عنوان ترس در وجود کسی نبود مامور و نیروی ارتشی مقابل مردم زانو می زد و شلیک مستقیم می کرد که یادم میاد در یکی از تشییع جنازه‌ها که به طرف ژاندارمری حرکت می کردیم به سمت پای تعدادی از مردم شلیک کردند که چند نفر هم مجروح شدند اما ترس در مردم پیدا نمی کردید.

 

خط امید: در چه خیابان‌هایی  بیشتر تظاهرات می کردید؟

معمولا تظاهرات ما حول و حوش خیابان پهلوی سابق و امام خمینی(ره) امروز انجام می شد که شب قبل به اطلاع دوستان و مردم می رسید.

 

خط امید: دستگیر یا مجروح هم شدید؟

خوشبختانه نتونستند ما رو بگیرند و فرار کردیم، در جریان انقلاب مجروح نشدم اما پس از پیروزی انقلاب در یکی از درگیری‌های خیابانی با گروهک‌های ضد انقلاب فک ما رو پیاده کردند(خنده...) و از ناحیه صورت مجروح شدم.

 

خط امید: زیباترین بخش خاطرات شما چه زمانی بود؟

دی‌ماه سال 57 بود که اعلام کردند برای تعمیرات ساختمان مسجد جامعه کارگر صلواتی نیاز دارند، ما هم داوطلب شدیمو لباس کار پوشیدیم، مشغول کار بودیم که دیدم خیابان شلوغ شد، کار رو رها کردیم و رفتیم به خیابان دیدیم مردم در حال پایکوبی هستند،سوال کردم چی شد؟ گفتند شاه فرار کرد، هیچ وقت اون روز فراموش شدنی نیست مردم شیرینی پخش می کردند با هم روبوسی می کردند چراکه یکی از مهم ترین قدم‌ها برای نزدیک شدن به پیروزی انقلاب بود.

 

رمز پیروزی مردم در انقلاب وحدتشون بود که تاکید حضرت امام(ره) بود همه دست به دست هم می دادند اصلا جایگاه مهم نبود پزشک،معلم، کارگر، دارا و ندار فرقی نمی کرد همگی در یک صف مقابل رژیم ستمگر پهلوی مبارزه می کردند.اما بعد از انقلاب دیدیم که برخی، از این صاف و سادگی مردم نهایت سو استفاده رو کردند و مردم رو به چند دسته تقسیم کردند.
خط امید: روز پیروزی انقلاب چه حسی داشتید؟

 

اون روز خدا رو شکر کردیم واقعا وصف ناپذیر بود، یک مبارزه سنگین با دست خالی مقابل اسلحه، کسی فکرش رو نمی کرد که مشت بتونه مقابل اسلحه بایستد.

 

 

خط امید: از مبارزات برای ما بیشتر تعریف کنید؟

سر کوچه خیام، بالاتر از سینما کاپری آن زمان و سینما بهمن امروز( یک سینما شهنا هم داشتیم کنار نیروی انتظامی که بعد سینما هجرت نام گرفت و امروز هم که تخریب شد) یه آتیشی بر پا کردیم که خودمون رو گرم کنیم مامورین شاه هم توی خیابون در حال گشت زنی بودند و به ما نزدیک می شدند به چند متری آتیش که رسیدند یکی از دوستان ما یه سه‌راهی آب(برای اطلاع از سه‌راهی و نحوه ساخت آن اینجا را کلیک کنید) که داخلش رو با مواد آتش زا پر کرده بود و یک فیتیله هم بالای اون قرار داده بود رو داخل آتیش انداخت و فرار کردیم، مامورین متوجه سه‌راهی نشدند و اومدن دور آتیش که گرم بشن، ناگهان دیدیم که یک انفجار سنگین رخ داد و چندنفر از مامورین افتادند، یکی از ناحیه شکم، یکی از ناحیه ران پا، یکی از ناحیه دست زخمی شدند،ما فرار کردیم داخل کوچه خیام و پشت تیر برق پنهان شدیم،کنار تیر برق هم یه کامیون ماسه خالی کرده بودند، اون پاسبان به سرباز ارتشی دستور داد که بزن اون پدر سوخته ها رو، سرباز نشست و به سمت ما نشانه گرفت ولی موقع شلیک سر اسلحه رو به سمت ماسه کج کرد، گلوله به ماسه‌ها خورد و گرد و خاک بلند شد که ما تونستیم فرار کنیم.

 

پاسبان و سرباز هم به دنبال ما اومدن دوباره کنار یک تیر برق پنهان شدیم، تقریبا 50 متر فاصله داشتیم، یکی از دوستان ما به نام آقای ساداتی یک سر و گردن از من کوتاه تر بود، من به تیر برق تکیه دادم و ایشون کنار من ایستاد، یک لحظه که خودم هم متوجه نشدم چرا، جای ما با هم عوض شد و به محض اینکه ایشون جای من ایستاد بالای سرش گلوله اصابت کرد و اگر من جای این دوستمون بودم شاید الان سعادت شهادت نسیبم شده بود.البته تا چند ساعت تن ما از شوک این صحنه می لرزید(خنده...).

 

 

خط امید: چرا مردم مقابل 2500 سال حکومت پادشاهی در ایران ایستادند؟

تبعیض، تضاد طبقاتی بین مردم، اینکه قشر عظیمی از مردم از حداقل‌ها برخوردار باشند و یک گروه کوچک و وابسته به دربار بتوانند از حداکثر امکانات مملکت بهره ببرند و استفاده کنند این مسلما در روحیات مردم تاثیر گذار بود، برخی به نون شب محتاج بودند و برخی دیگر در امکانات حد و اندازه نداشتند.

 

سال 41 بعد از رحلت آیت الله بروجردی شاید رژیم فکر می کرد بتونه به اهداف و مقاصد خودش برسه اما قافل از اینکه یک روحانی تازه نفس و باقدرت در راه است.

 

اولین عکس العملی که رژیم بعد از رحلت آیت الله بروجردی انجام داد تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی بود،به طور مثال یکی از بندهاش از شرایط انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان این بود که اعضا می توانند به هر کتاب آسمانی سوگند بخورند در حالیکه کشور ما اسلامی بود و اکثر مردم کشور شیعه بودند یعنی عملا رژیم به جنگ قرآن دین و اعتقادات آمد.

 

دوم اینکه به زن‌ها حق رای دادن و انتخاب شدن رو داد که البته امام محکم ایستاد و مقابله کرد و این لایحه رو حذف کرد.

 

اما مگر امروز در کشور ما زن‌ها حق رای و انتخاب شدن ندارند؟! چه اتفاقی افتاد که آن زمان امام قاطع مقابل این لایحه ایستاد؟ امام اون زمان راضی نشد زن‌ها پای صندوق رای بروند و کاندیدا بشن ولی امروز در کشور ما این کار صورت می گیره، چرا اون زمان نه ولی این زمان آره؟

 

امام بسیار هوشمند و زیرک بود بسیاری از مسائل را امام می دید که مردم عادی نمی دیدند، قصد رژیم این بود که زن مسلمان ایرانی پاک دامن و محجبه را از کانون جامعه جدا کند و به عرصه جامعه بکشد در حالیکه جامعه آن زمان جامعه سالمی نبود

 

اگر زن در آن اجتماع وارد می شد معلوم نبود که فرزندانی که تربیت می کنه به درد دین می خورند یا خیر...!

 

از طرفی شاید یکی از دلایلی که باعث شد روحیه انقلابی در بهشهر به عنوان اولین شهر در استان مازندران شکل بگیره زندگی در کنار مراجع و علمای دین مرحوم آیت الله کوهستانی، آیت الله شاهرودی، آیت الله فاضلی، شهید هاشمی نژاد گل سر سبد شهدای استان مازندران تاثیرگذار بود، بهشهر اولین شهر مازندران بود که مقابل شاه ایستاد و مردمش به خیابان‌ها آمدند که شهدای زیادی هم تقدیم کرد.

 

نماز جمعه بعد از انقلاب در کشور اقامه می شه اما حاج آقای لطیفی رستمکلایی در مسجد قنبر یا امام رضا(ع) فعلی قبل از انقلاب در اون خفقان نماز جمعه برگزار می کرد که وقتی جمعه نزدیک می شد حتما نیروهای امنیتی حضور پیدا می کردند.

 

یادم میاد یکی از دوستان ما به نام علی رمضانپور یک خودروی آریا داشت که بسیار راننده متبهری هم بود به محض اینکه خطبه‌های حاج آقای لطیفی تمام می شد به اتفاق یکی دیگر از دوستانمون به نام آقای انزانی حاج آقا رو از خیابان پشتی مسجد به سرعت دور می کردیم تا دست مامورین به حاج آقا نرسه.

 

خط امید: از حضور آمریکایی‌ها در بهشهر چیزی یادتون هست؟

مظهر حضور آمریکایی‌ها در بهشهر کاخ صفی آباد است که یک مرکز اطلاعاتی و امنیتی برای آمریکا بود و به دلیل اینکه بالای بلندی قرار داشت قوی ترین دستگاه‌های مخابراتی در آن زمان در اینجا مستقر بود،که رقیب خودشون شوروی رو رصد و کنترل می کردند تا جایی که کوچکترین حرکات شوروی رو زیر نظر داشتند.

 

آمریکایی‌ها از صدر تا ذیل در زندگی ما دخالت داشتند، از صدر که نظرات و برنامه‌های خودشون رو به حکومت القا می کردند تا پایین‌ترین درجات جامعه هم که می باست کلام و رفتار خود رو مطابق با اهداف آن‌ها انجام می دادند و برنامه شون رواج غرب گرایی و اسلام زدایی در بین جامعه بود.

 

خط امید: دست‌آوردهای انقلاب چه بود؟ آیا مردم تفاوتی رو احساس می کردند؟

من  16 سال عمرم رو قبل از انقلاب و مابقی رو بعد از انقلاب گذروندم که مرحله به مرحله پیشرفت رو در کشور دیدیم، کشور ما 100درصد وابسته به بیگانه بود، خیلی از نیازهای ما رو آمریکایی‌ها تهیه می کردند، قبل از انقلاب 50 هزار مستشار آمریکایی بودند که حقوق‌های کلان می گرفتند، در فرهنگ، ادارات، کشاورزی، صنعت و همه بخش‌های کشور نفوذ داشتند و ما انقلاب کردیم که از اون وابستگی رها بشیم، که بعد ازانقلاب همه این بخش‌ها باید به دست خودمون اداره می شد، تا خواستیم نفسی بکشیم جنگ رو 8 سال به ما تحریم کردند که خسارت‌های سنگینی به ما وارد شد و ما را 8 سال از سازندگی عقب انداخت.

 

یک زمانی بود که در جبهه با کمبود فشنگ کلاشینکف مواجه بودیم و به ما هم نمی دادند، اما امام(ره) فرمود جنگ نعمت است، چرا؟ برای اینکه فکرها فعال و مححقان دست به کار شدند، می خواستیم اما نمی دادند، به فکر افتادیم تلاش کردیم و سازندگی صورت گرفت، اون روز گلوله نداشتیم اما امروز موشک شهاب سه داریم. در صنعت سد سازی جزو چند کشور برتر دنیا هستیم که اینها  ثمره شعار ما می توانیم است.

 

در حوزه پزشکی اگر کسی قبل از انقلاب مشکل قلبی، مغزی، چشم و ... داشت حتما باید می رفت خارج از کشور اما امروز کشورهای حاشیه خلیج فارس نوبت می گیرند که برای درمان به ایران بیایند.

 

در حوزه فضایی این ماهواره‌ای که چند روز قبل به فضا پرتاب کردیم، چه کسی فکر می کرد که جوونای ما بتونند این کار بزرگ رو انجام بدن؟ در حوزه لیزر، نانو، انرژی هسته‌ای و ... ما الان در جایی قرار داریم که باعث تعجب جهانیان شد.

 

غرب و دشمن می داند برای اینکه جلوی ایرانی که پیامبر اکرم در موردش فرمود " اگر علم در ثریا باشد مردانی از سرزمین پارس بدان دست می یابند" نگیرند به بالاترین جایگاه دنیا دست پیدا می کند و اینها همگی از دست‌آوردهای انقلاب اسلامی است.

 

 

ببینید دشمنان ایران، با نظام جمهوری اسلامی مشکل دارند چراکه این نظام به دنبال کمال و پیشرفت و پویایی ملت خودش هست در صورتی که اونها مردمانی برده، مطیع و تابع سیاست‌های خودشون می خواهند در صورتی که این نظام مردم رو آقای خودشون بار آورد، درسته که مشکلاتی در کشور وجود داره اما باید با انصاف بود، شما وضعیت مردم قبل از انقلاب رو با وضعیت امروزشون مقایسه کنید متوجه می شید که انقلاب اسلامی چه کار بزرگی برای این مردم انجام داد.

 

ما باید سعی کنیم از چند دسته شدن پرهیز کنیم هروقت باهم متحد بودیم پیشرفت کردیم هرجا از هم فاصله گرفتیم دشمن رخنه کرد و لطمه وارد کرد، تنها راه حفظ انقلاب و نظام وحدت است.

 

وقتی بزرگان ما به خود مشغول بشن از جوونا غافل می شن اگر منه مذهبی سراغ جوون خودم نرم، دشمن به راحتی جوون رو به سمت خودش می کشه، وقتی گروه گرایی، باند بازی، دسته بندی‌های سیاسی در مملکت به اوج برسه اونوقت جوون به حال خودش رها می شه چی شد که اون شور دهه 60 امروز دیده نمیشه؟ البته جوونای ما جوونای بسیار پاکی هستند اما خواسته هایی دارند که باید به این خواسته‌ها رسیدگی بشود، بخش عمده‌ای از جوونای ما فدای باند بازی‌ها و تقسیم بندی‌های سیاسی جامعه شده و به فراموشی سپرده شدند.

 

چند روز پیش صحبت فرماندار یکی از شهرهای ایران رو در یکی از خبرگزاری‌ها خوندم که بی حرمتی به خانواده‌های شهدا بود. ایشون در صحبت‌های خودش در مقابل یک فرزند شهید به صراحت گفت: " من به این باور رسیدم که بسیاری از شهدای ما در زمان جنگ بر حسب اتفاق ترکش بهشون اصابت کرد و اتفاقی در میدان مین افتادند." اگر اون جوون برحسب اتفاق ترکش نمی خورد و این انقلاب را حفظ نمی گ کرد تو امروز می تونستی به راحتی این صحبت ها رو انجام بدی؟

 

جالب اینجاست که با کمال وقاحت ادامه داد: این سهمیه‌های علمی که برای خانواده‌های شهدا و ایثارگران قائل شدند خیانت به این مملکت است..."

 

حالا جوون درس خونده یا نخونده بیکاره و جیره خور پدرش هست،این حرف تو رو توی سایت بخونه چی برداشت می کنه؟میگه اینم مسئول این مملکت، خودشون هم اعتراف می کنند که فرزندان شهدا دارن حق ما رو می خورن!،این فرماندار انقدر بی سواد و نادان است که قانون جذب سهمیه رو نمی دونه، وقتی یک مسئول این ادبیات رو به کار می بره، باعث می شه جوومای ما از راه به بیراه برن و از ارزش‌های انقلاب دور بشن.

 

با این صحبت‌ها معلومه که پوشش جوون عوض میشه و از نظام فاصله میگیره. متاسفانه این صحبت ها مصداق جمله " خواص بی بصیرت " است.

 

مطمئن باشید این مملکت پیشرفت میکنه مشروط به این که به سرمایه‌ها و نیروهای خودمون متکی باشیم و دست به سمت بیگانه دراز نکنیم،اگر غرب و آمریکا قرار بود به فکر مردم و ما باشن چرا 36 سال پیش این مملکت رو غارت می کردند و به فکر مردم نبودند؟ پس مشخصه که این آمریکای‌ها ذره ایی هم به حال ما دلسوزی نمی کنند.

 

خط امید: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید...

 



 

 

  

دیدگاه شما در مورد : بهشهر اولین شهر مازندران بود که مقابل شاه ایستاد / صحبت‌های تعدادی مسئول بی سواد جوانان را از انقلاب دور می کند

بهشهر اولین شهر مازندران بود که مقابل شاه ایستاد / صحبت‌های تعدادی مسئول بی سواد جوانان را از انقلاب دور می کند

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر