صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ
توصیه همسر فرمانده ای که پیکرش3 ماه در کارخانه نمک باقی ماند

رئیس جمهور منتخب باید سرباز جان فدای ولی فقیه باشد

در هر مقام و منصبی که هستیم باید خلق و خو و روش شهدا در ما حکومت کند. فرقی نمی کند، چه رئیس جمهور باشی و چه کارگر. همه باید در رکاب نائب امام زمان(عج)، امام خامنه ای تا فدا کردن جان و مال خویش لبیک بگوییم و سرباز جان فدای او باشیم.

کد خبر : 1680

تاریخ انتشار : 29/04/1392 - 22:56


رئیس جمهور منتخب باید سرباز جان فدای ولی فقیه باشد

به گزارش خط امید ، سردار شهید نورعلی یونسی از فرماندهان گردان امام محمدباقر(ع) لشکر ویژه 25 کربلا و از فرماندهان عرصه ی آموزش نظامی این لشکر است.

شهید یونسی

ویژگی های شاخص انسانی و حرکت در مدار اخلاق اسلامی او را در عرصه انسان سازی نیز نامدار ساخته است. با هدف آشنایی با سیره عملی این سردار شهید، دقایقی را به گفتگو با همسر بزرگوارش نشسته ایم.

****

بلاغ:در ابتدای گفتگو کمی خودتان و سردار شهید نورعلی یونسی را معرفی کنید؟

اینجانب سکینه عبدی همسر سردار شهید نورعلی یونسی هستم. شهید یونسی در سال 1337 در روستای سید ابوصالح به دنیا آمد. ایشان مقطع ابتدایی را تا کلاس پنجم با سختی های فراوان سپری کردند و کلاس ششم ابتدایی را با عزیمت به روستای ریکنده، مشغول تحصیل شدند و جهت تحصیل در مقطع راهنمایی و دبیرستان به قائمشهر رفتند، در منزل برادرشان سکونت یافتند و در یکی از مدارس این شهرستان موفق به اخذ دیپلم شدند.

قبل از این که به عضویت سپاه دربیایند مشغول به کار آزاد بنایی بودند. همچنین عضو شورای اسلامی روستای سید ابوصالح بودند. در زمینه های عقیدتی و سیاسی در محل خودشان فعالیت بسیار زیادی داشتند و مردم منطقه را از پیر و جوان به کلاس های قرآن دعوت می کردند.

بلاغ:شما در چه سالی با شهید آشنا شدید؟

در سال 1358 به واسطه رفت و آمد و آشنایی دو خانواده با شهید آشنا شدم.

بلاغ:مراسم ازدواج شما به چه شکلی برگزار شد؟

مراسم ازدواج ما خیلی ساده و به دور از تجملات در مسجد محل برگزار شد. ایشان به تجملات و مادیات، علاقه ای نداشت.

ایشان به دلیل اعتقادات مذهبی قوی که داشتند در بسیاری از مراسمات، شرکت نمی کردند و به هیچ وجه هم برای شهید و هم برای من مهم نبود که در محل خودمان چه برداشت هایی از این گونه رفتارمان می کنند. بنده و خانواده، وظیفه ی خودمان می دانستیم که به عقیده و خصوصیات شهید احترام بگذریم و برای رضایت ایشان هر کاری از دست مان برمی آمد، انجام می دادیم.

بلاغ:از خصوصیات اخلاقی شهید برای مان صحبت کنید؟

کمک و دستگیری از اطرافیان از ویژگی های بارز ایشان بود.آن زمان هم که مستأجر بودیم برای کمک به پدر و خانواده به سید ابوصالح می رفتند و به پدرشان در کار کشاورزی کمک می کردند. شهید خیلی برای پدر و مادر احترام قائل بودند. یکی دیگر از خصوصیات بارز شهید این بود که همیشه از شوخی های بیجا و بی مورد پرهیز می کرد.

بلاغ: چه زمانی وارد سپاه شدند و فعالیت های ایشان در این مجموعه به چه شکلی بود؟

سال 59 وارد سپاه شدند و به واسطه علاقه ی بسیار زیاد و توانمندی و پشتکار زیادی که داشتند از طرف مسئولین سپاه به سمت مسئول آموزش سپاه انتخاب شد و به عنوان مربی تخریب در خدمت بسیجیان بودند و زمانی هم که به جبهه اعزام شدند در منطقه ی هفت تپه، وظیفه آموزش نظامی نیروهای بسیجی را به عهده داشتند. ایشان علاقه شدیدی به جبهه داشتند ؛اما اغلب به دلیل مسئولیت آموزش نظامی بسیجیان در شهرستان، با مخالفت مسئولین سپاه برای رفتن به جبهه روبرو می شدند و آن ها به شهید می گفتند :اگر شما به جبهه بروید چه کسی باید نیروها را آموزش دهد.

بلاغ: از نحوه آموزش نظامی ایشان به بسیجیان برایمان صحبت کنید؛

یادم می آید بعضی از اوقات برای آموزش بسیجیان به مدت یک هفته تا پانزده روز به جنگل می رفتند و در آن جا می ماندند. بیشتر زندگی ایشان در داخل جنگل، صرف آموزش نیروهای بسیجی می شد و خودشان را به صورت کامل وقف آموزش کرده بودند.

علاوه بر آموزش نظامی، توجه به بعد معنوی نیروهای بسیجی هم از دغدغه های همیشگی ایشان بود و در جلسات و نشست ها ی تربیتی حضور فعال داشتند. خودش را به طور کامل وقف اسلام و مسلمین کرده بودند به طوری که به واسطه ی حجم کاری بسیار زیاد، خیلی کم می توانست فرزندانش را ببیند.

بلاغ: سرانجام چه سالی موفق به حضور در جبهه شدند؟

در سال 62 با تلاش فراوان موفق شدند به جبهه بروند و تا سال 63 به مدت 11 ماه در جبهه حضور داشتند و بعد از آن بار دیگر جهت آموزش نیروهای بسیجی به قائمشهر برگشتند.

بلاغ: از خانه جدیدتان برای مان بگوئید؟

زمانی که به مرخصی می آمدند به دلیل این که خانه جدیدمان نیمه ساخت بود و حتی اطراف منزل مان دیواری وجود نداشت، ترک کردن خانه برای شان خیلی سخت بود، ما حتی در حیاط خانه آب لوله کشی نداشتیم و به همت خود شهید، چاه آبی را در حیاط خانه حفر کرده بودیم که از آب چاه استفاده می کردیم، در خانه برای گرم کردن اتاق ها از بخاری هیزمی استفاده می کردیم و ایشان به همراه شهید منوچهر صالحی (فرمانده یکی از گروهان های گردان های امام محمد باقر «ع») به روستای سید ابوصالح می رفتند و هیزم تهیه می کردند، تا زمانی که به جبهه می رفتند ما بابت گرم کردن خانه با مشکل مواجه نشویم، همه ی سعی شان این بود که تا آن جایی که در توان دارند برای خانواده آسایش را فراهم کنند.

بلاغ: اگر بخواهید یکی از ویژگی های بارزی که در ایشان بود را به جوان هایی که در این مسیر قدم برمی دارند،منتقل کنید از کدام ویژگی یا ویژگی های ایشان صحبت می کنید؟

به نظر بنده ایشان به هیچ وجه خسته نمی شدند و حتی زمان هایی که بعد از مدت ها برای مرخصی از جبهه می آمدند بلافاصله خودشان را به سپاه می رساندند و کار آموزش را از سر می گرفتند.

بلاغ: نسبت به حساسیت ایشان به بیت المال اگر خاطره ای دارید بنویسید؟

زمانی که پدر بنده از سفر زیارتی مشهد آمدند، ایشان دیر وقت از محل کارشان برگشتند و خیلی از این بابت شرمنده بودند که چرا ما نتوانستیم به دیدارشان برویم و غروب روز بعد به ما گفتند که برویم به منزل پدرتان و دیداری با آنها داشته باشیم بنده به شهید گفتم که مسیر طولانی است و ما وسیله نداریم، گفتند: الآن زنگ می زنم که ماشین بیاید، بعد از چند دقیقه یکی از برادرهای سپاه با ماشین تویوتا آمدند، و بعد آن برادر راننده پیاده شدند و گفتند: که ماشین در اختیار شماست، ایشان گفتند:

نه شما باشید و با این وسیله ما رو ببرید، وقتی که رسیدیم من از ماشین پیاده شدم و شهید هم از جیب خودشان مقداری پول برداشتند و به برادر راننده دادند، برادر راننده از ایشان پرسیدند که چرا این پول را به من می دهید؟ ایشان گفتند: لطف بفرمایید و این پول را بگذارید در صندوق سپاه، برادر راننده گفتند: این ماشین در اختیار شماست و هیچ مشکلی وجود ندارد و ایشان فرمودند: هر چی باشه این ماشین بیت الماله و ما فردای قیامت باید جوابگو باشیم، این ماشین نه مال منه و نه مال شما و همه ی ما در قبال بیت المال مسئول هستیم.

خیلی به این مسائل اهمیت می دادند، یادم می آید آن زمانی که به سپاه می رفتند یک روز ندیدم زودتر از آن زمان مقرر از سپاه خارج شوند و همیشه بیشتر از آن زمان قانونی در محل کار خودشان می ماندند و کار می کردند و همیشه می گفتند: من این پولی را که دارم می گیرم باید حلال باشه؟

 

بلاغ: چه سالی وارد دانشگاه شدند؟

به زبان عربی علاقه زیادی داشت و قصد داشت تا با تسلط به این زبان بتواند در جبهه، موثر باشد، در همین رشته هم آزمون داد و با قبولی در رشته ی عربی وارد دانشگاه شد. تقریباً دو ترم از دانشگاه رو سپری کرده بود که در سال 64 به جبهه اعزام شدند و در همین سال در یکی از عملیات های بزرگ به شهادت رسیدند.

بلاغ: شهید یونسی به عنوان یک رزمنده ی دانشجو، چقدر به مطالعه اهمیت می دادند؟

یادم می آید آن زمانی که در جبهه بودند و یا حتی زمانی که به مرخصی می آمدند، کتاب های دانشگاهی همراه شان بود، و از کوچک ترین فرصت برای مطالعه استفاد می کردند و در کلاس ها به دلیل حجم کاری بسیار زیاد،به صورت غیر حضوری شرکت می کردند.

اوایل زندگی مشترک مان کتاب های متعدد و متنوعی را تهیه کرده بودند، هم خودشان این کتاب ها را می خواندند و هم من را به خواندن این کتاب ها تشویق می کردند و حتی بعضی از کتاب ها را صبح به من می دادند و می گفتند: که غروب از سر کار آمدم، شما خلاصه ای از این کتاب را برای من تعریف کن! شهید حساسیت ویژه ای به بحث کتاب و کتاب خوانی داشتند.

بلاغ: از اهتمام ایشان به قرائت قرآن و نماز اول وقت کمی برای مان صحبت کنید؟

قرائت قرآن شهید به شکلی بود که بعضی از اوقات همسایه ها می گفتند که ما با صوت زیبا و دلنشین قرائت قرآن ایشان دگرگون می شویم. حتی به بچه های کوچک مان که اولین دخترمان هنوز پنج سالش تمام نشده بود نسبت به قرائت قرآن، نماز، و رعایت حجاب اسلامی تأکید ویژه داشتند. این نکته را هم خدمتتان عرض کنم که ایشان به هیچ وجه نماز شب شان ترک نمی شد!

بلاغ: در قسمتی از وصیت نامه شهید آمده است که ایشان همواره به خواهران نسبت به رعایت مسئله ی حجاب سفارش می کردند؟

بله همیشه و در همه جا نسبت به این موضوع امر به معروف و نهی از منکر می کردند و حتی یادم می آید در زمان کشاورزی در زمین زراعی و در حین کار با اهل خانواده در رابطه با رعایت حجاب و وظیفه ی همگان نسبت به آن خیلی صحبت می کردند و منطق درست و بیان شیوا و دلنشین ایشان، همیشه مورد استقبال همگان قرار می گرفت.

بلاغ: در رابطه با عملیات آخری که به منطقه اعزام شدند و در آن عملیات هم به شهادت رسیدند، اگر می شود کمی صحبت بفرمائید؟

شهید برای آخرین بار در سال 64 در غالب کاروان سپاهیان محمد(ص) به منطقه اعزام شدند و در مرحله سوم عملیات والفجر 8 به شهادت رسیدند و همچنین جنازه شهید به مدت سه ماه در منطقه ی کارخانه ی نمک در عراق، مفقودالاثر بود که با پیشروی رزمنده ها در مرحله ی بعدی عملیات و آزادسازی این منطقه، پیکر شهید به عقب انتقال داده شد.

بلاغ:احساس تان را بعد از شنیدن خبر شهادت همسرتان بیان فرمایید؟

شهید بارها در این زمینه با من صحبت می کردند و می گفتند که من همیشه باید خودم را برای شهادت ایشان آماده کنم، آخرین بار هم که به جبهه اعزام شدند، دختر کوچک مان سیزده روزش بیشتر نبود.

بنده همیشه زمانی که به منطقه اعزام می شدند جهت بدرقه همراه شان می رفتم و دفعه ی آخر به دلیل سرمای هوا و این که شهید می گفت: شما با سه تا بچه ی کوچک،خودتان را به زحمت نیاندازید و ضرورتی ندارد که برای بدرقه ی ما بیاید. تا همین امروز، حسرت آن روز را می خورم که چرا دفعه ی آخر، جهت بدرقه ی شهید به همراهشان نرفتم، زمانی که به شهادت رسیدند، من نوزده سال بیشتر نداشتم. به ما خبر دادند جنازه شهید را به بیمارستان رازی قائمشهر آوردند و بنده به همراه خانواده به بیمارستان رفتیم.

من در آن لحظه از خدا می خواستم که صبری به من عطا کند تا بتوانم شهید را ببینم، وقتی وارد سردخانه شدم ابتدا شهید داوودی که بیسیم چی شهید یونسی بود را آوردند و بعد از آن جنازه خود شهید، که من همان لحظه با پیکر دگرگون شده ی شهید مواجه شدم.

دیگر نتوانستم خود را کنترل کنم و حتی یک لحظه باورم نشد که این شهید ما باشد، به دلیل این که بعد از مفقود شدن از نظر ظاهری خیلی تغییر کرده بودند و هنگام تشییع جنازه وسیله هایی که همراه شهید بود را برای مان آوردند.

 

بلاغ: خبر شهادت شهید را به چه صورتی به شما اطلاع دادند؟

به مناسبت شهادت شهید کهنسال در راهپیمایی بودیم که اعلام کردند رزمندگان عملیات والفجر 8 و آن هایی که در این عملیات به شهادت رسیدند، چند روز بعد به قائمشهر می آیند و از شما می خواهیم که به استقبال آن ها بیاید.

شب همان روز استقبال از رزمندگان و شهدا برادر بلباسی و برادر اسلامی به منزل ما آمدند و نحوه ی شهادت شهید را برای ما بیان کردند و گفتند: شهید نورعلی در این عملیات رشادت ها و ایثارگری های زیادی از خودشان نشان دادند، به طوری که در مرحله ی سوم عملیات با اینکه ماموریت بچه های مازندران نبود تا آخرین لحظه در منطقه ماند که حتی فرماندهی این مرحله از عملیات را خودش بر عهده گرفت و زمانی که مجروح شده بود، به نیروهایش گفت: که شما برگردید و من را حرکت ندهید که در همین لحظه عراقی ها پیشروی می کنند و ایشان را به شهادت می رسانند.

بلاغ: آن زمانی که به مرخصی می آمدند آیا در رابطه با شهید و شهادت و مسائل پیرامون آن صحبت می کردند؟

همیشه می گفت: یکی از آرزوهای من این است که بعد از شهادت من، شما با عکس من در صف اول تشییع جنازه باشید و علیه استکبار شعار بدهید و همراه با مردم باشید و به شکلی که حتی ذره ای ناراحتی در شما نبینند و من همیشه به ایشان می گفتم که شما این حرف را نزنید، من نمی توانم بعد از شهادت شما با سه تا بچه ی کوچک به زندگی ادامه بدهم، کمی هم به فکر ما باشید.می گفت: خدا که هست، هیچ وقت نگو که من تنها هستم.

همیشه با خدا باش، خدا هم با شما است و هیچ وقت شما را تنها نمی گذارد و همه ی ما وسیله ای بیش نیستیم و همیشه می گفت: اگر خدا لیاقت شهادت را به من داد فردای قیامت منتظر شما هستم و هیچ وقت شما را تنها نمی گذارم. همین که شما با ایثارگری، صبر و استقامت خودتان، مشکلات زندگی مرا به دوش می کشید و فرزندان مرا بزرگ می کنید من هم آن دنیا منتظر شما هستم و غروب های پنج شنبه به دیدن شما می آیم...

بلاغ: توصیه شما به عنوان همسر یک فرمانده شهید به رئیس جمهور منتخب چیست؟

خون شهدا، نظام مقدس جمهوری اسلامی را تا ظهور حضرت ولی عصر(عج) بیمه کرده است. ما هرچه داریم از امام راحل مان، مقام معظم رهبری و شهدا داریم. شهدا بودند که به فرماندهی امام شان از جان و مال خود گذشته و سبب بقای حکومت و نظام جمهوری اسلامی ایران شدند. همه ی ما باید همچون رفتار، کردار و منش آنها در زندگی مان عمل کنیم. در هر مقام و منصبی که هستیم باید خلق و خو و روش شهدا در ما حکومت کند. فرقی نمی کند، چه رئیس جمهور باشی و چه کارگر. همه باید در رکاب نائب امام زمان(عج)، امام خامنه ای تا فدا کردن جان و مال خویش لبیک بگوییم و سرباز جان فدای او باشیم.

منصب ریاست جمهوری،نظام جمهوری اسلامی هم با قطره قطره ی خون شهدا عجین گشته و اگر امروز در دنیا عزت داریم، همه اش به برکت خون شهیدانی است که عاشقانه در راه امام خود جان باختند. از رئیس جمهور منتخب می خواهیم که با تکیه بر روش و منش شهدا، گوش به فرمان ولی امر خود باشد و لاغیر.

بلاغ: با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید.


منبع : بلاغ

 

 

  

دیدگاه شما در مورد : رئیس جمهور منتخب باید سرباز جان فدای ولی فقیه باشد

رئیس جمهور منتخب باید سرباز جان فدای ولی فقیه باشد

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر