صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ
کلید در بهشت

نماز به هر قیمت

سرباز عراقی یک سیلی محکم به صورتم زد و با خشم پرسید: مگر اینجا نماز هم میخوانید؟

کد خبر : 1579

تاریخ انتشار : 23/04/1392 - 05:00


نماز به هر قیمت

به گزارش خط امید،دنیای اسارت فریاد خاموشی است که هنوز به گوش تاریخ هشت سال دفاع مقدس ما آویز نشده است .

خیلی از آزادگان عزیز مامعتقد هستند که نماز در بازداشتگاه های مخوف بعثی های عراق تنها ستون رو به آسمانی بود که اسرای نجیب و مومن به آن تکیه کرده بودند.

در اوایل اسارت ،در داخل اردوگاه سنگی نبود تا از آن به عنوان مهر استفاده کنیم . این بود که ناگزیر یک پاره آجر پیدا کردیم و پس از تکه تکه کردن آن را به داخل آسایشگاه بردیم.

البته عراقی ها مدام هشدار می دادند که کسی حق نگهداری سنگ و یا آهن الات از قبیل چاقو،پیچ گوشتی و غیره را ندارد و افراد خاطی بشدت تنبیه می شوند.

همان شب با خروج نگهبانها از آسایشگاه تکه های آجر را بیرون آوردیم و مشغول اقامه نماز شدیم .یک نگهبان هم تعیین کردیم و کنار پنجره گذاشتیم که مراقب اوضاع باشد. نماز مغرب و عشا را خواندیم  همچنین نماز صبح را،اما نزدیک خواندن نماز ظهر ،عراقی ها یک مرتبه وارد آسایشگاه شدند و فریاد زدند: هر کس هر چه در دست دارد روی زمین بیندازد و به خط شود.

نگهبانها پس از بازدید تکه های آجر مقداری سیم و سوزن و تسبیح جمع اوری کردند و بلافاصله راجع به آجرها سوال می کردند.

همه ساکت بودیم .آنها یک بار دیگر پرسیدند و این بار من جواب دادم: برای نماز است سیدی !

سرباز عراقی یک سیلی محکم به صورتم زد و با خشم پرسید: مگر اینجا نماز هم میخوانید؟ و به دنبال جواب مثبت ما،دوباره فریاد زد: خفه شوید...همه روی شکم بخوابید و پاهایتان را بالا بگیرید!

و این را گفت و از آسایشگاه بیرون رفت.بعد از چند دقیقه،همان عراقی با چند تن از جلادهای اردوگاه که تشنه کتک زدن و شکنجه بودند وارد آسایشگاه شدند و اعلام کردند که هر چه کتک بخورید نباید فریاد کنید وگرنه کتکها چند بار می شود . گفتیم : مگر شما مسلمان نیستید؟

گفتند: نه مسلمان نیستیم.

و با کابل مشغول زدن بر کف پاها شدند. بعد از آنکه پنج،شش ضربه را تحمل کردم ناگهان کابلها به قوزک پایم خورد و بی اختیار فریاد زدم ،وقتی ناله بقیه بچه ها بلند شد عراقی ها دستور دادند که برخیزیم و لباسهایمان را بپوشیم .سپس بجز یک نفر بقیه نگهبانها خارج شدند تا اسرایی را که در محوطه بیرون قدم می زدند به آسایشگاهایشان برگردانند و ضمنا اضافه کردند که تا 24 ساعت هیچ کس حق بیرون رفتن را ندارد.

در طول 24 ساعت،بچه ها ناگزیر بودند که در داخل آسایشگاه قضای حاجت کنند اما با این وجود بازهم نمازمان را ترک نکردیم.

نگهبانان با دیدن این وضع،آب را هم قطع کردند و در تمام مدت شبانه روز فقط ده دقیقه آب داشتیم .اما باز هم با تیمم نمازمان را خواندیم .

عراقی ها متوجه قضیه شده بودند و ما را تهدید به قطع غذا کردند.بچه ها در جواب گفتند:اصلا غذا نمی خواهیم ،ما درایران به این غذاها نگاه هم نمی کنیم چه رسد به خوردن

عراقی ها با شنیدن این حرف خشمگین شدند و تاکید کردند که تا وقتی التماس نکنیم به ما غذا نخواهند داد.

پانزده ساعت بعد نگهبانها برایمان غذا آوردند و گفتند:ما مسلمان هستیم.نمی خواهیم شما را اذیت کنیم .شما همگی برادر ما هستیدبا ما همکاری کنید! بچه ها نیز در جواب آنها گفتند: ما برادری مثل شما نمی خواهیم . پس از این جریانات بود که به تدریج نماز خواندن آزاد شد.

روای: یاور امیری


منبع : بلاغ

 

 

  

دیدگاه شما در مورد : نماز به هر قیمت

نماز به هر قیمت

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر