صفحه نخست

فرهنگ و هنر

اقتصادی

عمومی

حوادث

سیاسی

علم و فناوری

اجتماعی

ورزشی

اخبار
چاپ
به مناسبت سالروز درگذشت شهریار شعر ایران؛

ماجرای عجیب سرودن شعر علی ای همای رحمت و خواب آیت‌‌الله مرعشی نجفی/ شعری که شهریار تقدیم رهبر انقلاب کرد

مرحوم آیت‌الله مرعشی نجفی فرمودند: شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم. آن شب در عالم خواب دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته‌ام و امیرالمومنین (ع) با جمعی حضور دارند.

کد خبر : 13280

تاریخ انتشار : 27/06/1393 - 12:24


ماجرای عجیب سرودن شعر علی ای همای رحمت و خواب آیت‌‌الله مرعشی نجفی/ شعری که شهریار تقدیم رهبر انقلاب کرد

به گزارش خط امید بهشهر _ بیست و هفتم شهریور ماه، سالروز درگذشت شهریار شعر ایران با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی «روز ملی شعر و ادب» نامیده شده است. به همین مناسبت نگاهی داریم به زندگی و اشعار این شاعر بزرگ.

 

سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به "شهریار" فرزند حاج میرآقا خشکنابی در شهریور ماه سال 1286 در تبریز به دنیا آمد. شهریار سه ساله بود که به دلیل حوادث خونینی که پیرامون مشروطیت در تبریز اتفاق افتاد پدرش او را نزد پدربزرگش به روستای خشکناب فرستاد. سپری کردن این دوره از زندگی در آغوش طبیعت زمینه‌ای برای سرودن منظومه "حیدر بابا" در دوران بزرگسالی شد.

 

شهریار شش ساله بود که پدرش او را برای تحصیل به تبریز برگرداند. او در مدرسه متحده به آموزش زبان فرانسه، علوم دینی و یادگیری خوشنویسی پرداخت و در سیزده سالگی اولین شعر خود را با تخلص "بهجت" در مجله "ادب" به چاپ رساند. شهریار در سال 1299 برای اولین بار به تهران مسافرت کرد و در سال 1300 توسط لقمان الملك جراح در دارالفنون به تحصيل پرداخت و پس از آن در رشته پزشکی ادامه تحصیل داد.

 

ماجرای فال حافظ شهریار برای تغییر تخلص خود

 

او در تهران تصمیم گرفت تخلص خود را تغییر دهد و تخلص "شهریار" را پس از دو رکعت نماز و تفأل از حافظ گرفت.

در فال او آمده بود:

 

غم غريبي و غربت چو بر نمي‌تابم روم به شهر خود و شهريار خود باشم

 

عشقی که باعث شد شهریار ترک تحصیل کند

 

شهریار سال آخر رشته پزشکی بود که عاشق دختری شد. پس از مدتی خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر پیدا می‌شود. خانواده دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم می‌گیرند که دختر خود را به خواستگار مرفه‌تر بدهند. این شکست عشقی برای شهریار بسیار سنگین بود و به همین دلیل با وجود این که فقط یک سال به پایان دوره ۷ ساله رشته پزشکی مانده بود ترک تحصیل کرد. غم عشق حتی باعث مریضی و بستری شدن او در بیمارستان شد.

 

 

 

 

ماجرای بیماری شهریار به گوش دختر رسید و همراه شوهرش به عیادت او در بیمارستان رفت. شهریار پس از این دیدار در بیمارستان شعری را که دو بیت آن در زیر آمده‌است، در بستر می‌سراید. این شعر بعد‌ها با صدای غلامحسین بنان به صورت آواز خوانده شد.

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

 

شهریار بعد از این شکست عشقی که منجر به ترک تحصیل او شد به صورت جدی به شعر روی آورد و منظومه‌های زیادی را سرود. او اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۰۸ با مقدمه ملک‌الشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. بسیاری از اشعار او به فارسی و ترکی آذربایجانی، جز آثار ماندگار این زبان‌هاست. منظومه حیدربابایه سلام، سروده شده به سال ۱۳۳۳، از مهم‌ترین آثار ادبی ترکی آذربایجانی شناخته می‌شود.

 

 

 

 

شهریار پس از ترک تحصیل برای کار در اداره ثبت اسناد مشهد و نیشابور به خراسان رفت و پس از 4 سال به تهران بازگشت. او در سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. دانشگاه تبریز شهریار را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن نامید و عنوان دکترای افتخاری دانشکده ادبیات تبریز را به او اعطا کرد.

 

شهریار در سال 1346 شروع به نوشتن قرآن به خط نسخ کرد و یک سوم آن را به اتمام رساند. او در این سال‌ها در اوج شهرت قرار داشت و دیوان اشعار او چندین بار چاپ و بلافاصله نایاب می‌شد. شهریار در سال‌ 1350 مجددا به تهران سفر کرد و تجلیل‌های زیادی از او به عمل آمد.

 

او در سال 1357 شهريار با حركت انقلاب همصدا شد و در سال‌های پس از انقلاب اشعار زیادی پیرامون انقلاب، دفاع مقدس و در وصف شخصیت‌هایی مانند امام (ره) و مقام معظم رهبری سرود. اما شهرت او بیشتر به اشعار کم نظیری برمی‌گردد که در مدح حضرت علی (ع) و اهل بیت سروده است.

 

شعری که شهریار تقدیم رهبر انقلاب کرد

 

او یکی از اشعار خود را تقدیم رهبر انقلاب کرده است. در نامه او به رهبر انقلاب آمده است:

 

بر آستان والای آیت الله خامنه‌ای ریاست جمهوری اسلامی محبوب و امام جمعه بزرگوار تهران تقدیم و توفیق روزافروز ایشان و امام امت و رزمندگان اسلام را شب و روز به دعا مسئلت می‌نمایم.

 

رشگم آید كه تو حیدر بابا
بوسی آن دست كه خود دست خداست

راستان دست چپ از وی بوسند
كه خدا بوسد از او دست براست

در امامت به نماز جمعه
صد هزارش بخدا دست دعاست

من بیان هنرم، یك دل و بس
او عیان هنر از سر تا پاست

او شب و روز برای اسلام
پای پویا و زبان گویاست

او چه بازوی قوی و محكم
با امامی كه ره و رهبر ماست

شهریارا سری افراز به عرش
كو نگاهیش به (حیدربابا) ست

 

تبریز- دوازدهم ذی‌الحجه/ 1407 هجری قمری مطابق هفدهم امرداد /1366 شمسی
سیدمحمدحسین شهریار (در هشتاد و دو سالگی)

 

 

 

 

شهریار در روزهای آخر عمرش به دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و در 27 شهریور ماه سال 1367 درگذشت. بنابر وصیت شهریار پیکر او را در مقبره الشعرای تبریز به خاک سپردند.

 

تدریس منظومه حیدر بابایه در دانشگاه‌های آمریکا

 

شهریار شعر ایران بيش از 28 هزار بيت شعر به زبان فارسي و در حدود سه هزار بيت به زبان تركي آذري سروده است. شهرت شهريار مرزهاي داخلي ايران را پشت سر گذاشته و اكنون در اغلب كشورهاي جهان شخصيتي شناخته شده است به طوري كه اكنون در جماهير ماوراي قفقاز و آسياي مركزي خيابان‌ها، سالن هاي نمايش، پارك‌ها و ديگر اماكن عمومي به نام شهريار نام‌گذاري مي‌شوند و در حال حاضر منظومه حيدربابايه سلام در اكثر دانشگاه‌هاي جهان از جمله دانشگاه كلمبيا در ايالات متحده آمريكا مورد بحث رساله دكترا قرار گرفته است و برخي از موسيقيدانان همانند هاژاك آهنگساز معروف ارمنستان، آهنگ جالبي براي آن ساخته است.

 

ماجرای شعر معروف شهریار درباره حضرت علی(ع)

 

آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم. آن شب در عالم خواب دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .حضرت فرمودند: شاعران اهل بیت را بیاورید. دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند. فرمودند:  شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید. آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند .فرمودند: شهریار ما کجاست؟ شهریار آمد .حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان!

 

شهریار این شعر را خواند :

 

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چو نای هردم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

 

 

 

 

آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند: وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم. فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست؟ گفتند: شاعری است که در تبریز زندگی می کند .گفتم: از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید .چند روز بعد شهریار آمد. دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده‌ام.

 

از او پرسیدم: این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام .مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند: چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند.حضرت , شاعران اهل بیت را احضار فرمودند: ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند: شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند. آنها نیز آمدند. بعد فرمودند شهریار ما کجاست؟ شهریار را بیاورید! و شما هم آمدید. آن گاه حضرت فرمودند: شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید .

 

شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید: من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم  تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .

 

آیت الله مرعشی نجفی فرمودند: وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت، معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده ، من آن خواب را دیده ام .ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند: یقینا در سرودن این غزل به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید. البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است.


منبع : خبرگزاری دانشجو

 

 

  

دیدگاه شما در مورد : ماجرای عجیب سرودن شعر علی ای همای رحمت و خواب آیت‌‌الله مرعشی نجفی/ شعری که شهریار تقدیم رهبر انقلاب کرد

ماجرای عجیب سرودن شعر علی ای همای رحمت و خواب آیت‌‌الله مرعشی نجفی/ شعری که شهریار تقدیم رهبر انقلاب کرد

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین
  • rss
  • آرشیو

 

 

مبلمان ماهور بهشهر